برهان تلفیقى از عقل و نقل، دلیلى است كه برخى از مقدمات آن را عقل و برخى دیگر از مقدماتش را نقل تامین مىكند. اینگونه از دلیل، خود بر دو قسم است :
قسم اول: دلیلى است كه موضوع حكم آن از شرع گرفته شده باشد، لیكن عقل، مستقلا حكم خود را بر آن موضوع مترتب كند; مانند «نماز خواندن در مكان غصبى» كه حكم این مساله، به نظر مجتهد در مساله «اجتماع امر و نهى» بستگى دارد و جواز اجتماع امر و نهى و یا امتناع آن، هر دو بر یك برهان صرفا عقلی مبتنىاند. آنچه كه در مورد نماز در مكان غصبى از سوى شارع وجود دارد، مربوط به «حرمت غصب» یا «وجوب نماز» است، اما در مورد «ضرورت مباح بودن مكان نماز»، به عنوان شرط وضعى نظیر طهارت، هیچ روایتى وارد نشده است. از اینرو اگر مجتهد اصولى، اجتماع امر و نهى را ممكن بداند، مىگوید: شخصى كه در مكان غصبى نماز خوانده است، هم معصیت كرده و هم اطاعت; و اگر چه نماز او همراه با تصرف غاصبانه بوده، لیكن نماز او صحیح مىباشد و پس از گذشتن وقت نیز قضا ندارد; همانگونه كه در وقت نیز اعاده ندارد.
در قرائت امام خمینی دین اسلام به زندگی و چگونه زیستن انسان در دنیا نظر دارد; چرا که در این شریعت، دینداری و پیروی به مکان و زمان و انجام آیین عبادی، ویژه نیست، بلکه هر لحظه زندگی می تواند عبادت و پیروی باشد و سراسر زمین مسجد و مقدس.
شخصا نظر بدهد،زیرا تردیدی نیست غیر از کسانی که به علم غیب مرتبطند، هیچ کس، نمی تواند ادعا کند در همه علوم صاحب نظر است.
از امامان معصوم(علیهم السلام) دستورهایی رسیده است که مردم باید در زمان یا مکانی که دسترسی به معصوم ممکن نیست، به کسانی که دارای شرایط خاصی هستند، مراجعه کنند تا کارهای آنان زمین نماند. مثلا از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است: من کان منکم قد روی حدیثنا و نظرفی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا فلیرضوا به حکما... مقصود از
در عصر غیبت ولى زمان (عجلالله تعالى فرجه الشریف) كه مسلمانان و جامعه اسلامى از ادراك بركات خاص ظهور ایشان محرومند، جاودانگى اسلام اقتضا دارد كه همان دو شان تعلیم دین و اجراى احكام اسلام، تداوم یابد كه این دو وظیفه، بر عهده نائبان ولىعصر (عج) مىباشد و فقیهان عادل و اسلامشناس، از سویى با سعى بلیغ و اجتهاد مستمر، احكام كلى شریعت را نسبت به همه موضوعات و از جمله مسائل جدید و بىسابقه تبیین مىنمایند و از سویى دیگر، با اجراى همان احكام استنباط شده، ولایت اجتماعى و اداره جامعه مسلمین را تداوم مىبخشند.