تبلیغات
ولایت فقیه

ولایت فقیه

مبانی حکومت اسلامی شیعی و پاسخ به شبهات ولایت فقیه

جمعه 30 تیر 1391

 

با توجه به اینكه رهبر معصوم نیست، آیا این احتمال نیست كه رهبری افراد دلخواه خود را برای فقهای شورای نگهبان انتخاب كند و بالتبع آنان افراد خاصی را برای مجلس خبرگان تأیید كنند كه بر رهبر نظارت لازم را اعمال نكنند؟ آیا راهكار قانونی برای رفع چنین احتمالی وجود دارد؟

 

پاسخ :

 

در ابتدا باید گفت كه وجود احتمال در هر حادثه و پدیده‌ای، وابسته به عوامل و شرایط قابل قبول و تأثیرگذاری است كه پذیرش آن را می‌تواند افزایش دهد. بدون شك صرف وجود احتمال، هیچ الزام یا احتیاطی برای ما فراهم نمی‌سازد مگر آن كه شواد و قراین روشن و قابل قبولی به همراه آن ضمیمه گردد. آن چه مسلم است فردی كه به عنوان رهبر انتخاب می‌گردد هر چند معصوم نیست امّا به دلیل برخورداری از ویژگی‌هایی نظیر فقاهت و اسلام شناسی و نیز لزوم احراز شرایط خاص مربوط به این سمت، از احتمال اقدام به چنین خطای محرزی بسیار به دور است و معمول نیز آن استكه عقلای عالم در انتخاب شیوه یا روش زندگی خویش به احتمالات ضعیف و فروض نادر چندان ترتیب اثر نمی‌دهند، زیرا به هر حال همراه با انتخاب هر شیوه‌ای در هر موقعیت و زمانی پیش بینی حوادث و اتفاقات بسیار غریب و دور از ذهن غیر ممكن نخواهد بود، كه اگر قرار باشد به تمام آنها ترتیب اثر داده شود قطعاً روند عادی زندگی با اختلال جدی مواجه خواهد شد. امّا علیرغم این نكته در جمهوری اسلامی در برابر فرض متصور در مورد سؤال نیز راه‌كارهای قانونی خاصی اندیشیده شده كه وقوع چنین احتمالی را در عالم خارج تا حد صفر كاهش می‌دهد. آن چه در ادامه خواهد آمد بررسی دو راه كاری است كه می‌توان برای جلوگیری از وقوع احتمال فوق در نظر گرفت.

ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • دوشنبه 26 تیر 1391

    اشاره:

    آنچه در پی می‏آید، حاصل برخی پرسش‏ها و پاسخ‏هایی است که در نشست صمیمی دانش‏جویان سراسر کشور دانشگاه‏های آزاد و دولتی با استاد فرزانه حضرت آیة‏الله مصباح "دام‏ظله" مطرح شده است. پس از بازنویسی و مختصر تغییراتی، اینک قسمت دوم این گفتگو تقدیم آشنادیداران می‏گردد.

     

    چرا رهبر جمهوری اسلامی ایران را «ولی‏امر مسلمین‏» می‏نامیم؟

    الگوی اولی اسلام برای حکومت، حکومت واحد جهانی تحت رهبری امام معصوم علیه السلام می‏باشد. در این الگو مرزهای جغرافیایی جای خود را به مرزهای عقیدتی می‏دهد و کشور اسلامی شامل کلیه مناطقی خواهد بود که درآن مسلمان زندگی می‏کند.

     

    نقش ولی فقیه در حکومت اسلامی

    ازسوی‏دیگر،حکومت‏اسلامی‏به معنای تدبیر امور مسلمین براساس قوانین دینی و رعایت مصالح شهروندان می‏باشد و حاکم، به عنوان مجری‏احکام اسلامی کسی است که شرایطی ویژه‏ را دارا است‏ و با نبود یا از       بین ‏رفتن ‏آن‏ شرایط، صلاحیت‏ حکومت نیز از او سلب می‏گردد.

     

    این شرایط که عبارتند از: آگاهی همه جانبه و عمیق نسبت ‏به مقررات اسلامی، داشتن تقوی به‏ عنوان ضامن اجرای احکام دین و رعایت مصالح مسلمین، و شناخت کافی از مصالح اجتماعی و سیاسی، مؤلفه‏هایی هستند که باعث هدایت جامعه اسلامی به سوی سعادت مادی و معنوی خواهند بود.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • دوشنبه 26 تیر 1391

     

    اشاره:

    آنچه در پی می‏آید، حاصل برخی پرسشها و پاسخهایی است که در نشست صمیمی دانش‏جویان بسیجی سراسر کشور دانشگاه های آزاد و دولتی با استاد فرزانه حضرت آیة‏الله مصباح"دام‏ ظله" مطرح شده است. پس از بازنویسی و مختصر تغییراتی به آشنا دیداران تقدیم می‏گردد.

     

    1- ساده‏ترین و روشن‏ترین دلیل عقلی بر ولایت فقیه چیست؟

    اصل تنزل تدریجی

    می‏توان با توجه به یک اصل عقلایی، ولایت فقیه را تبیین کرد و آن این است که اگر امری برای عقلا مطلوب بود، ولی به دلایلی تحقق آن مشکل یا ناممکن گشت، به طور کلی دست از آن بر نمی‏دارند، بلکه مرتبه نازل‏تر آن را انجام می‏دهند و به تعبیر دیگر از اهم دست می‏کشند و به مهم می‏پردازند. آن‏ها در امور مهم نیز این درجه ‏بندی را رعایت می‏کنند. اساسا درجه‏ بندی اهمیت امور به همین منظور است که اگر به دلیل شرایطی امر درجه اول ناممکن یا مشکل شد، امر درجه دوم را جایگزین و بدل آن قرار دهند. این اصل عقلایی را «تنزل تدریجی‏» می‏نامیم که آن را اسلام نیز پذیرفته است. در فقه موارد فراوانی داریم که در آن‏ها این اصل اجرا شده است. برای توضیح این مطلب به دو مثال اکتفا می‏کنیم.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • دوشنبه 26 تیر 1391

    گزینه ولایت فقیه برترین گزینه‏ها، برای حکومت دینی

     

    «ولایت‏» چیست؟

    ولایت واژه‏ای عربی است که از کلمه «ولی‏» گرفته شده است. «ولی‏» در لغت عرب به معنای آمدن چیزی است در پی چیز دیگر، بدون آنکه فاصله‏ای در میان آن دو باشد، که لازمه چنین توالی و ترتبی، قرب و نزدیکی آن دو به یکدیگر است. از این رو این واژه با هیئت‏های مختلف (به فتح و کسر) در معانی «حب و دوستی‏»، «نصرت و یاری‏»، «متابعت و پیروی‏» و «سرپرستی‏» استعمال شده که وجه مشترک همه این معانی همان قرب معنوی است. مقصود از واژه «ولایت‏» در بحث ولایت فقیه، آخرین معنای مذکور یعنی «سرپرستی‏» است.

     

    «فقیه‏» کیست؟

    مقصود از «فقیه‏» در بحث ولایت فقیه، مجتهد جامع‏الشرایط است، نه هر کسی که فقه خوانده باشد. فقیه جامع‏الشرایط باید سه ویژگی داشته باشد تا شایستگی رهبری جامعه اسلامی را احراز کند:

     

    «اجتهاد مطلق‏»، «عدالت مطلق‏» و «قدرت مدیریت و استعداد رهبری‏».یعنی از سویی باید صدر و ساقه اسلام را به طور عمیق و با استدلال و استنباط بشناسد و از سوی دیگر، در تمام زمینه‏ها، حدود و ضوابط الهی را رعایت کند و از هیچ یک تخطی و تخلف ننماید و از سوی سوم، استعداد و توانایی مدیریت و کشورداری و لوازم آن را واجد باشد. 10

     

    در روایات اسلامی نیز اشاراتی به این صفات شده است. امام حسین علیه السلام در نامه‏ای که به مردم کوفه نوشتند فرمودند:

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • دوشنبه 26 تیر 1391

    ضرورت و لزوم حکومت در جامعه:

     

    حکومت‏برای بشر یک امر ضروری عقلی است، زیرا اجتماع بدون حکومت، موجب هرج و مرج می‏شود. حکومت تنظیم‏کننده امور فرد و اجتماع، اجرا کننده حدود، تامین کننده عزت و استقلال جامعه انسانی و موجب توسعه و تکامل علوم و فنون بشری است.

     

    در تمام جوامع بشری تا آنجا که تاریخ نشان می‏دهد، نوعی حکومت وجود داشته است. این بدان معنی است که بشر در هر مرحله‏ای از علم و دانش و فرهنگ باشد، ضرورت وجود حکومت را درک می‏کند و می‏داند که زندگی اجتماعی بدون وجود حکومت و نظم و قانون، حتی یک روز هم امکان‏پذیر نیست.

     

    مساله ضرورت حکومت و نظم و قانون در روایات اسلامی نیز بازتاب گسترده‏ای دارد.

     

    امام علی علیه السلام در جواب خوارج که حکومت و داوری را فقط برای خدا می‏دانستند، ضمن بیان مطالبی فرمود: «مردم به هر حال نیازمند به امیر و زمامدار هستند، خواه نیکوکار باشد یا بدکار! تا مؤمنان در سایه حکومتش به کار خویش مشغول باشند و کافران نیز بهره‏مند شوند و مردم در دوران حکومت او، زندگی راحت داشته باشند، به وسیله او اموال بیت المال گردآوری شود، و به کمک او با دشمنان مبارزه کنند.»1

     

    و نیز در روایت فضل بن شاذان، امام رضا علیه السلام در مورد ضرورت وجود حکومت و مخصوصا حکومت اسلامی با حضور اولوالامر به سه نکته مهم اشاره کرده است:

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • یکشنبه 25 تیر 1391

    رخداد دوم خرداد 1376 و پیروزی سید محمد خاتمی در چارچوب نظام جمهوری اسلامی و قانون اتفاق افتاد. رئیس جمهور منتخب براساس قانون در مدت معین، مسئول اداره جامعه بود و کارنامه او براساس چگونگی اداره و میزان موفقیت اش سنجیده می شد. طیفی از دوم خردادی ها با معرفی دوم خرداد به عنوان جنبش و انقلاب، گرایشی بر مبنای تجدید نظرطلبی ایجاد کردند که هدف آنها، تغییر و استحاله نظام بود و انتظار داشتند دولت آقای خاتمی در موضع مخالف و اپوزیسیون نظام فعالیت کند و شخص آقای خاتمی رهبری جنبش مورد ادعا را به عهده بگیرد که ایشان با صراحت اعلام می کرد از عملکرد اپوزیسیونی دوری می کند و معتقد است که او نیامده تا جمهوری اسلامی را تغییر دهد.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 23 تیر 1391

     

    پاسخ :

     

    نظام ما جمهوری اسلامی است كه در عین اسلامی بودن حكومتی است مردمی و این مردم بودند كه انقلاب كردند و در زمینه تحقق حكومت اسلامی را فراهم نمودند و به قانون اساسی كه بر گرفته از اصول و مبانی اسلام بود رای داده و آنرا پذیرفتند. كه در آن مسیر مشروع و منطقی، یعنی انتخاب از سوی مجلس خبرگان رهبری برای تعیین و انتخاب رهبر در نظر گرفته شده است.

    لذا در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عج) در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده ی فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبّر است كه طبق اصل یكصد و هفتم عهده دار آن می گردد.1  و در این اصل آمده است: پس از مرجع عالی قدر تقلید و رهبر كبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (ره) كه از طرف اكثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند، تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبری درباره ی همه ی فقهاء واجد شرایط مذكور در اصول پنجم و یكصد و نهم بررسی و مشورت می كنند هرگاه یكی از آنان (فقهاء) را اعلم به احكام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولات عامه یا واجد برجستگی خاص در یكی از صفات مذكور در اصل یكصد و نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب می كنند و در غیر این صورت یكی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی می نمایند.2 با توجه به اصول یاد شده ی قانون اساسی:

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 23 تیر 1391

    «وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِیَّةِ وَ الَْمحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَكَ فِى الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَكَ فِى الْخَلْقِ».

    دست را از رحمت و محبّت و نرمش با مردم لبریز كن، مباد كه چونان درنده‏اى شكارشان را غنیمت شمارى، زیرا آنان از دو دسته بیرون نیستند: یا در دین با تو برادرند و یا در آفرینش با تو برابر.

    «وَ لَا تَقُولَنَّ إِنِّى مُوءَمَّرٌ آمُرُ فَأُطَاعُ فَإِنَّ ذَلِكَ إِدْغَالٌ فِى الْقَلْبِ وَ مَنْهَكَةٌ لِلدِّینِ وَ تَقَرُّبٌ مِنَ الْغِیَرِ».

    هرگز چنین سخنى را بر زبان میاور كه من مأمورم و لذا فرمان مى‏دهم و باید از من چشم و گوش بسته ـ اطاعت شود ـ كه هیچگونه مهر و انعطافى را نپذیرى و اگر گفتند كلاه بیاور، سر و كلاه و انگشت و انگشترى را ببرى ـ، زیرا این كار قلب را تباه، و دین را سست و ثبات كشور را به ناپایدارى نزدیك مى‏گرداند.

     

  • نظرات() 
  • جمعه 23 تیر 1391

    پاسخ :

     

    مطابق نظریه ولایت مطلقه، ولیِ فقیه حاكم، تمام اختیارات حكومتی امام معصوم را داراست مگر مواردی كه با دلیل خاصی خارج گردد. بنابراین به تعبیر فقها، مقصود از «اطلاق»، گسترش دامنه ولایت فقیه است تا جایی كه شریعت امتداد دارد و مسئولیت اجرایی ولی فقیه نیز در تمام احكام انتظامی اسلام و در رابطه با تمامی ابعاد مصالح امت امتداد می‌یابد و قهراً این گونه نیست كه مانند سایر ولایت‌ها، تك بعدی باشد.1

    اكنون سؤال این است كه وظیفه مقلدین هر یك از در دیدگاه فوق چیست؟

    پاسخ به این سؤال با تبیین تفاوت میان ولی فقیه با مرجع تقلید و نیز توجه به تفاوت در دو اصطلاح حكم و فتوی روشن می‌شود.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 23 تیر 1391

    برگرفته از کتاب پرسش‏ها و پاسخ‏ها

     

    همان‏گونه که از سؤال روشن است تبیین ولایت فقیه برای مسلمانی که عقاید و ارزش‏های اسلامی را پذیرفته، کار آسانی است، ولی اگر خواستیم این نظریه را برای غیرمسلمانان توجه کنیم، این کار با کار قبلی متفاوت خواهد بود.

     

    پس از پیروزی انقلاب، مسائل انقلاب اسلامی در سطح گسترده‏ای در رسانه‏های مختلف جهانی مورد توجه قرار گرفت. یکی از مسایل اختصاصی نظام اسلامی، مساله ولایت فقیه است. دشمنان چون به اهمیت مساله پی برده بودند تلاش گسترده‏ای را برای مشوش کردن اذهان نسبت‏به این مساله آغاز کردند. هرکس اندک توجهی به نوشته‏ها و گفته‏های آنان در این زمینه بکند; انواع اتهامات و بدگویی‏ها را در آن‏ها خواهد دید.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 23 تیر 1391

    پاسخ :

     

    برای پاسخ به این سؤال در ابتدا لازم است متذكر شویم كه معتقدیم این نظام باید بر ارادة تشریعی الهی استوار باشد و رضایت خداوند و اذن او در امور مختلف لازم است، رأی مردم جایگاه خود را دارد... اگر اسلام چیزی را نهی كرده باشد، حق نداریم با رأی و انتخاب آن را مجاز بشماریم و اعتبار رأی مردم تا وقتی است كه با دین تنافی نداشته باشد1 اما احتمال عدم مقبولیت نظام اسلامی از سوی مردم، به دو صورت متصور است:

    فرض اول؛ مردم به هیچ روی حكومتی دینی را نپذیرند؛ در این صورت اگر فرض كنیم امام معصوم ـ علیهم السلام ـ دارای شرایط حاكمیت، در جامعه باشد، به اعتقاد ما او از جانب خدا حاكم و والی است، ولی حكومت دینی تحقق نخواهد یافت زیرا شرط تحقق حكومت دینی پذیرش مردم است. نمونه بسیار روشن این فرض، 25 سال خانهنشینی حضرت علی ـ علیه السلام ـ است. ایشان از سوی خدا به ولایت منصوب شده بودند، ولی حاكمیت بالفعل نداشتند زیرا مردم با آن حضرت بیعت نكردند.2 و بدین خاطر در زمان غیبت حضرت ولی عصر(عج) از آن جایی كه شخص معینی به عنوان حاكم از طرف خدای متعال معین نشده است، در اینجا حاكم دارای دو پایه و دو ركن است: ركن اول آمیخته بودن و آراسته بودن با ملاكها و صفاتی كه اسلام بر حاكم اسلامی معین كرده است و ركن دوم قبول و پذیرش مردم است، اگر مردم آن حاكم را، آن شخص را كه دارای ملاكهای حكومت است نشناختند و او را به حكومت نپذیرفتند، او حاكم نیست اگر دو نفر كه هر دو دارای این ملاك ها هستند یكی از نظر مردم شناخته و پذیرفته شد، او حاكم است. پس قبول و پذیرش مردم شرط در حاكمیت است... می توان گفت كه مردم در اصل تعیین رژیم اسلامی هم دارای نقش هستند البته این را به عنوان شرط حقیقی بیان نمیكنیم، یعنی اگر مردم رژیم اسلامی را نپذیرفتند، رژیم اسلامی از اعتبار نمیافتد.3

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 22 تیر 1391

    پاسخ :

     

    برای پاسخ گویی به پرسش فوق، در ابتدا به مفروضات مسئله و مسائل پیرامون آن پرداخته و در ادامه انواع رابطه مورد بررسی قرار می‌گیرد.

    و اما مفروضات: «وجود جامعه یا كشوری اسلامی با مرزهای جغرافیایی معیّن، كه با سیستم حكومتی خاصی به نام «ولایت فقیه» اداره می‌شود.»1 و به بیان دیگر «سرزمینی كه در آن حكومت اسلامی، به معنای سازمان‌دهی كامل آنها مسلط شده است، دارای موقعیت ممتازی باشد كه ما آن را «امّ القری» نامیده‌ایم،2 و ویژگی مهم و اصلی «امّ القری» در این است كه در آن سرزمین اولاً: حكومت اسلامی برقرار شده است و ثانیاً: صلاحیّت و محدودة رهبری «امّ القری» نسبت به كل امّت اسلامی است، اگرچه فعلاً سازمان دهی محدود به سرزمین «امّ القری» تحقق یافته است.3 با توجه به این موارد مفروض به انواع رابطه مسلمانان با ولی فقیه می‌پردازیم.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 22 تیر 1391

    پاسخ :

     

    نظریه ولایت فقیه اگرچه به شكل امروزی آن در كلمات فقهاء سلف مطرح نشده ولی اساس آن و كلیات آن در اكثر كتب فقهی شیعه بیان شده است شاید اول كسی كه مسئله ولایت فقیه را مستدل مطرح كرد و به صورت مفصل پیرامون آن بحث كرد مرحوم نراقی باشد كه در كتاب «عوائد الایام» یكی از سرفصلهای آن را بحث مذكور قرار داد و پس از آن مرحوم شیخ انصاری در كتاب مكاسب آنرا دنبال كرد و در عصر حاضر امام خمینی(ره) این نظریه را بر اوج شهرت خود رساندند، اما هیچگاه در كلمات امام تعارضی بین این مبنا با مردم سالاری دیده نشده، كه چون حكومت اسلامی ایران بر پایه ولایت فقیه است مردم نقش ندارد و حضور آنها و نظر آنها بی اهمیت است بلكه حضرت امام(ره) مكرراً می فرمودند كه میزان رأی مردم است. پس هیچگاه رجوع به رأی مردم در شرایط اضطراری نیست چنانكه ادعا شده و رویكرد رسمی جمهوری اسلامی ایران چنین است و همة عقلا و فقها اعم از كسانی كه نظریه مذكور را قبول یا رد كرده اند قبول دارند كه مردم سالاری مفید است. ممكن است كسی گفته باشد نظر مردم واجب الإطاعة نیست، ولی مفید بودن آن را كسی انكار نكرده است. نكته ای كه باید در نظریه ولایت انتصابی فقیه دقت شود این است كه درست است مشروعیت حكومت دینی اعم از حكومت پیامبر وامام و جانشین او از جانب خداوند است ولی مقبولیت آن وابسته به اطاعت و پیروی مردم است به همین خاطر خدا به پیامبرش می فرماید: هو الذی أیّدك بنصره و بالمؤمنین؛ خداست كه تو را با یاری خویش و مؤمنان تقویت كرد. كمك و همدلی مردم مؤثر در عینیت بخشیدن به حكومت حتی حكومت پیامبر است. لذا حضرت امیر می فرماید: لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر... لَأَلْقیت جبلها علی غاربها؛ اگر حضور بیعت كنندگان نبود و با وجودِ یاوران، حجّت بر من تمام نمی شد، رشته كار را از دست می گذاشتم این سخنان همگی نقش مردم در پیدایش و تثبیت حكومت الهی را بیان می كند.1  

    از این روی به خاطر اهمیت نقش مشاركت مردم در حكومت اسلامی پیامبر اسلام در بسیاری از امور مملكتی با اصحاب خود مشورت می كردند و خداوند به حضرت امر كرد كه: «و شاورهم فی الامر» در جنگ احزاب پیامبر با بسیاری از اصحاب خصوصاً سلمان فارسی مشورت و دستور حفر خندق را صادر كردند.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 22 تیر 1391

    مقدمه : برای اداره جامعه خداوند احکامی را نازل کرده است که این احکام مثل همه قوانین نیاز به شخصی دارد که آن را تفصیر نماید

    و همچنین علاوه به تفسیر نیاز به شخصی دارد که احکام را به مصادیقش تطبیق نماید مثلا فلان حادثه خاص مصداقی از این قانون خاص است غیر از تفسیر و تطبیق علاوه بر این در اجراء هم  نیاز دارد و فردی لازم است که سه مسئولیت را بتواند به عهده بگیرد شایسته ترین فرد در دوران حضور رسول اکرم به اتفاق همه مسلمانان شخص پیغمبر بوده است که دارای عصمت بوده و پس از او طبق نظر شیعه امام معصوم این وظیفه را به عهده دارد و در زمان غیبت معصوم باید فردی باشد که نزدیکترین فرد از نظر احکام دینی به معصوم باشد این همان فقیه جامع الشرایط می باشد .

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 22 تیر 1391

    برخی دیگر از مبانی اندیشه سیاسی شیعه عبارت اند از :

    1)    انتظار : انتظار در لغت به معنای چشم به راه بودن و در اصطلاح به مفهوم چشم به راه امام زمان (عج) داشتن است . انتظار ریشه در قران و حدیث دارد عامل تحرک سیاسی و انقلاب فردی اجتماعی شیعیان است زیرا شیعیان با وجود غیبت امام زمان (عج) خود را همیشه در محضر او می بینند و می کوشند به خطا و گناه آلوده نشوند . اعتقاد راستین به انتظار به معنای کوشش در زدودن فساد و آماده سازی زمینه های قیام آن حضرت است .

    2)    رجعت: رجعت در لغت به معنای بازگشت و بازگشت به دنیا و در اصطلاح به معنای بازگشت مسلمانان ناب و کافران محض به همراه بازگشت امامان معصوم (ع) و پیامبران (ع) پس از ظهور امام زمان (عج) به دنیا است بنابراین تحقق رجعت به تحقق انتظار و ظهور امام زمان (عج) به این دنیا است . رجعت همچنین عاملی برای تحرک سیاسی و انقلاب فردی و اجتماعی است چرا که از یک سو امید به روشن شدن حقایق را به دنبال دارد و از سوی دیگر شیعیان می کوشند به گونه ای  رفتار کنند تا از مومنانی باشند که به همراه ائمه اطهار (ع) به دنیا بازگردند

     

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 22 تیر 1391

    دموکراسی غربی به معنای بی نیازی از احکام دین و بسنده کردن به آراء جمعی است

    و این دقیقا سرپیچی از اطاعت پروردگار به شمار می آید اهمیت دادن به رای مردم در مقابل حکم الهی همان شرک در توحید درتشریع است .

     

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 22 تیر 1391

    سه اصل عمده فرهگی به نظام اجرائی حکومت اسلامی حاکم است

    که آن را از سایر حکومت ها جدا می کند

    1)    مسؤلان اجرائی خود را امانت دار الهی می دانند که باید حکومت و مقامات حکومتی را به آنها سپرده به عنوان یک ودیعه حفظ کنند و رابط میان خداوند و بندگان او باشند و هر چه او فرمان داده به صورت دقیق اجرا کنند آنها نمی توانند در فکر حفظ مقام ویا منافع خود یا گوره خاصی باشند .

    2)    مردم مسئولان را مبعوثان الهی می دانند و اطاعت آنا را در طول اطاعت خدا و فرمان الهی می دانند چون قوانین حکومت اسلامی قانون خدا است و اطاعت آن موجب ثواب و نجات در آخرت و مخالفت آن گناه و مایه عذاب در سرای دیگر خواهد بود .

    3)    در چنین حکومتی باید روح معنویت و ارزشهای اخلاقی بر همه چیز سایه بیفکند و مسائل اخلاقی و انسانی در سر لوحه کارها قرار بگیرد چرا هدف نهائی از تشکیل حکومت و بهتر زیستن و فراهم آمدن مقدمات برای سیر علی الله و قرب به خداوند و تکامل روحی و معنوی است .

     

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 22 تیر 1391

    1)    اکونومیست : انسان شخصیت و عواطف و احساسات او تحت شرایط و مناسبات اقتصادی شکل می گیرد پس انسان یک حیوان اقتصادی است و تحت جبر شرایط اقتصادی است و بازیچه او و اختیار را سلب و شان فرا حیوانی از او سلب شده است و ثبات شخصیت ندارد و ادعای جهان شمول دارد خود را محکوم می کند زیرا با تغییر شرایط اقتصادی تغییر می کند

    2)    هیستوریسم (تاریخ محوری ) انسان محصول شرایط تاریخی است جبر تاریخ حاکم بر انسان است و تشکیل دهنده شخصیت اوست و انسان بازیچه شرایط تاریخی است ( در این عقیده می گویند بشر اول دنبال دین بود بشر دوم دنبال فلسفه و بشر سوم به دنبال علم است و می گویند تاریخ مذهب گذشته و به دنبال مذهب نمی روند )

    3)    فیزیولوژیسم (شرایط زیشتی و بدنی ) ویژگی ظاهری و بدنی انسان و شرایط فیزیولوژیک شخصیت افکار عقاید انسانها را می سازد پس انسان بازیچه شرایط فیزیولوژیکی خود است و انسان حیوان بیولوژیک می باشد

    4)    ناترالیسم (طبیعت گرایی ) آنچه که محصول انسان طلقی می شود تابع محیط طبیعی و بازیچه طبیعت است و موجودیت حیوانی دارد (عوامل طبیعی خارج از بدن )

    5)    سوسیولوژیسم (اجتماع محوری ) شرایط اجتمعی شخصیت عواطف مذهب اخلاق انسان را می سازد پس انسان یک حیوان اجتمایی و بازیچه جبر اجتماعی است

     

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 22 تیر 1391

    مشروعیت با مقبولیت با هم ملازمه ندارد زمانی که مقبولیت از بین برود مشروعیت آن پا برجاست مقبولیت فقط به حکومت فقیه عینیت می بخشد و در صورت نبود مقبولیت تحقق حاکمیت و پیاده شدن آن با مشکل مواجه می گردد (پیش از پرداختن به جواب تفصیلی باید گفت فرض مطرح شده در سوال در زمان ما واقع نشده است و آنچه که دیگران ممکن است بگویند ادعائی بیش نیست فقط برای جو کاذب است ) در خصوص احتمال عدم مقبولیت از سوی مردم دو حالت متصور است

    حالت اول : مردم به هیچ روی حکومت دینی را از اول نپذیرند مانند زمان علی (ع) پس از رحلت پیامبر اسلام که اینجا حاکمیت حضرت بالفعل نشده است چون شرط تحقق حکومت دینی پذیرش مردم است

    حالت دوم : این است که حاکمیت شخصی که دارای حق حاکمیت شرعی است به فعلیت رسیده اما پس از مدتی عده ای به مخالفت او برمی خیزند که خود دو حالت می تواند داشته باشد حالت اول مخالفان گروه کمی هستند مثل زمان حضرت علی (ع) در مقابله با خوارج حاکم موظف است با مخالفان مقابله کند . حالت دوم آن است که اکثریت قاطع با حاکم مخالفت نمایند مثلا بگویند ما حاکمیت دینی را نمی خواهیم مثل زمان حضرت امام حسن (ع) با معاویه وفرار فرماندهان به اردوگاه معاویه و عملا حاکمیت دینی با این که مشروع است تحقق عینی را از دست می دهد .

     

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 22 تیر 1391

     

    در اصل پنجم قانون اساسی ، ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر قرار گرفته است، اما در اصل 109 قانون اساسی ، شرایط و صفات رهبر را دسته بندی نموده است:

    «1- صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه.

    2- عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام.

    3- بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت كافی برای رهبری».

    به چه علت شرایط رهبر در دو اصل جداگانه (5 و 109)، با عبارت های مختلف آورده شده است، در حالی كه بهتر بود در قانون اساسی از تكرار پرهیز شود و شرایط و صفات رهبر در یك اصل گنجانده شود. آن چه به نظر می رسد آن است كه اصل پنجم در بیان كلیات بوده است و آن را در فصل اول قانون اساسی (اصول كلی) مطرح كرده است، حال آن كه در اصل 109، شرایط و صفات رهبر در فصل مربوط به رهبر (فصل هشتم) ذكر شده است. در اصل 5، هفت شرط نام برده شده است، ولی در اصل 109، سه شرط عنوان شده است كه در نهایت با هم فرقی ندارد. در اصل پنجم گفته شد، فقیه عادل و با تقوا، ولی در اصل 109 عبارت عادل و با تقوا به صورت عدالت و تقوای لازم آمده است. هم چنین در اصل 5 گفته شد، شجاع، مدیر و مدبر و همین شرایط در اصل 109 با عبارت تدبیر، شجاعت و مدیریت آمده است. آن چه در دو اصل شرایط جداگانه ای را ذكر كرده اند این است كه در اصل پنجم شرط «آگاه به زمان» آمده است، اما در اصل 109، بینش صحیح سیاسی و اجتماعی ذكر شده است كه می توان گفت در نهایت یك چیز را می رساند.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 22 تیر 1391


    قلمرو و قدرت و اختیار حاكم از مباحث فلسفه سیاسى است كه در آن آراى مختلفى وجود داشت ، اما با ترویج مباحث حقوق طبیعى انسان مانند آزادى و دموكراسى در سه چهار سده اخیر در غرب ، سیر مباحث سیاسى در جهت تقیید اختیارات حكومت ها و نهادینه كردن آن پیش رفته است .
    آیین اسلام چهارده سده پیش براى جلوگیرى از منتهى شدن حكومت و قدرت به استبداد شرط عدالت در حاكم را مطرح كرد، از سوى دیگر، اسلام معتقد است قدرت حاكم مخصوصا حاكم دینى كه داراى صفت عدالت و تخصص است نباید چنان تقیید گردد كه حكومت دینى در حل مشكلات و پیچ و خم هاى اجتماعى با بن بست مواجه گردد.
    بر این اساس اسلام براى حاكمان معصوم (پیامبر و امامان ) قدرت و اختیارات وسیعى اعطا كرده است ، به گونه اى كه دایره اختیارات آنان زندگى خصوصى شهروندان را نیز شامل مى شود و از خود آنان هم اولى به تصرف در آن است ، لكن بحث مهم در انتقال اختیارات وسیع حاكمان معصوم به حاكم دینى عادل اما غیر معصوم است .

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 22 تیر 1391

     

    شرایطی که برای زمامدار ضروری است مستقیما ناشی از طبیعت طرز حکومت اسلامی است. پس از شرایط عامه مثل عقل و تدبیر، دو شرط اساسی وجود دارد که عبارتند از:

     

    1- علم به قانون

     

    2- عدالت

     

    چنانکه پس از رسول اکرم - صلی الله علیه و آله - وقتی در آن کسی که باید عهده‏دار خلافت‏شود، اختلاف پیدا شد باز در اینکه مسئول امر خلافت‏باید فاضل باشد، هیچ گونه اختلاف نظری میان مسلمانان بروز نکرد. اختلاف فقط در دو موضوع بود:

     

    1- چون حکومت اسلام حکومت قانون است، برای زمامدار علم به قوانین لازم می‏باشد، چنانکه در روایات آمده است. نه فقط برای زمامدار بلکه برای همه افراد، هر شغل یا وظیفه و مقامی داشته باشند چنین علمی ضرورت دارد. منتهی حاکم باید افضلیت علمی داشته باشد. ائمه ما برای امامت‏خودشان به همین مطلب استدلال کردند که امام باید فضل بر دیگران داشته باشد. اشکالاتی هم که علماء شیعه بر دیگران نموده‏اند در همین بوده که فلان حکم را از خلیفه پرسیدند نتوانست جواب بگوید، پس لایق خلافت و امامت نیست. فلان کار را بر خلاف احکام اسلام انجام داد، پس لایق امامت نیست. و...

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 21 تیر 1391

    درباره اینكه نظریه ولایت فقیه كدام یك از اقسام ولایت است، باید گفت: كسى براى فقیه، مدّعى ولایت تكوینى نیست و نمى خواهد او را تصرف كننده نظام خلقت و قانونمندى هاى جهان آفرینش معرفى كند;[1]گرچه ممكن است احیاناً، فقیهى، به طور فردى، در اثر مجاهدت نفسانى و بزرگى روح، به درجاتى از كمال برسد كه توان تصرّف تكوینى در بخش هایى از عالَم را دارا باشد.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 21 تیر 1391

    جایگاه مردم در حکومت اسلامی مقبولیت می آورد نه مشروعیت

    به اعتقاد ما همه هستی از آن خداوند است انسانها هم مانند همه پدیده هایعالم هستی مملوک خداوند است بنده ای که همه چیز آن از آن خداوند است تصرف در او بدون اذن مالک حقیقی مجاز نخواهد بود به همین خاطر مشروعیت دینی به مقبولیت آن ترجیح دارد و خلاصه انسانی که می خواهد برای دیگران تصمیم بگیرد راجع به زمینها – جنگلها - بیابانها – معادن  تمامی اینها باید با جواز الهی باشد خداوند است که مشخص می کند چه کسی شایستگی تصرف دارد اطاعت از رسول امام و اطاعت از فقیه در عرض اطاعت خداوند نیست و همه آنها به اذن خداوند است (سوره انفال آیه 62 و خطبه 3 نهج البلاغه )

     

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 21 تیر 1391

    قانون اساسی زمینه تحقق رهبری فقیه جامع الشریط را كه از طرف مردم به عنوان رهبر شناخته می شود، آماده كرده است تا ضامن عدم انحراف سازمان های متخلف از وظایف خود باشد.

    ولایت فقیه در مقدمه قانون اساسی چنین طرح شده است:

    «طرح حكومت اسلامی بر پایه ولایت فقیه كه در اوج خفقان و اختناق رژیم استبدادی از سوی امام خمینی ارائه شد انگیزه مشخص و منسجم نوینی را در مردم مسلمان ایجاد نموده و راه اصیل مبارزه مكتبی اسلام را گشود،...»

    هم چنین در مقدمه قانون اساسی آمده است: «ولایت فقیه عادل، بر اساس ولایت امر و امامت مستمر، قانون اساسی زمینه تحقق رهبری فقیه جامعه الشرایطی را كه از طرف مردم به عنوان رهبر شناخته می شود (مجاری الامور بید العلماء بالله الامناء علی حلاله و حرامه) آماده می كند تا ضامن عدم انحراف سازمان های مختلف از وظایف اصیل اسلامی خود باشد».

    اصل 5 قانون اساسی ولایت فقیه را به عنوان یك خصیصه ممتاز نظام اسلامی شناخته است كه مقرر می دارد: «در زمان غیبت حضرت ولی عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است كه اصل یكصد و هفتم عهده دار آن می گردد».

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 21 تیر 1391

    اصل امامت که از عقاید خاص شیعه است . بر اساس این اصل حضرت رسول اکرم (ص) به امر خداوند حضرت علی (ع) و یازده فرزند معصومش (ع) را به رهبری مسلمانان برگزیدند . پس از آغاز غیبت کبری شیعیان بر اساس آیات قرآن و رهنمود معصومان (ع) صرفا فقیهان عادل و عالم حافظ دین مخالف هوا و مطیعه امر مولا را شایسته رهبری یافتند . اگر چه اینان معصوم نی ستند ولی اداره شئون عمومی مسلمانان اقتضا می کند که از اختیارات معصوم برخوردار باشند.  

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 21 تیر 1391

     

    در مورد دلایلی که تشکیل حکومت اسلامی را خصوصاً در عصر غیبت امام معصوم ضروری و مقتضی می نماید, امام خمینی سلام‌الله‌علیه به سیره نبوی استناد نموده اند. دلایل ایشان عبارت اند از:

    سنت و رویّه پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم دلیل بر تشکیل حکومت است, زیرا

     

    اولاً: خود تشکیل حکومت داد. و تاریخ گواهی می دهد که تشکیل حکومت داده, و به اجرای قوانین و برقراری نظامات اسلام پرداخته و به اداره جامعه برخاسته است: والی به اطراف می فرستاده, به قضاوت می نشسته, و قاضی نصب می فرمود, یا سفرایی به خارج و نزد ر…سای قبایل و پادشاهان روانه می کرده; معاهده و پیمان می بسته; جنگ را فرماندهی می کرده و خلاصه, احکام حکومتی را به جریان می انداخته است.

     

    ثانیاً: برای پس از خود به فرمان خدا تعیین (حاکم) کرده است. وقتی خداوند متعال برای جامعه پس از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم تعیین حاکم می کند, به این معناست که حکومت پس از رحلت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نیز لازم است. و چون رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم با وصیت خویش فرمان الهی را ابلاغ می نماید, ضرورت تشکیل حکومت را نیز می رساند.

     

    از دیدگاه فقهی امام خمینی سلام‌الله‌علیه (ضرورت اجرای احکامِ شرع) همان طور که تشکیل حکومت اسلامی را در زمان رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ایجاب می نموده, دلیلی است بر لزوم ایجاد حکومت اسلامی و تشکیل آن در عصر حاضر. بدیهی است ضرورت اجرای احکام, که تشکیل حکومت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را لازم آورده, منحصر و محدود به زمان آن حضرت نیست; و پس از رحلت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نیز ادامه دارد.

     

    هم چنین لزوم وحدت اسلامی ) دلیلِ عقلی دیگری است بر ضرورت ایجاد حکومت اسلامی که توسط امام خمینی سلام‌الله‌علیه ارائه شده است: ما برای این که وحدت اسلام را تائمین کنیم, برای این که وطن اسلام را از تصرّف و نفوذ استعمارگران و دولت های دست نشانده آن ها خارج و آزاد کنیم, راهی نداریم جز این که تشکیل حکومت بدهیم.

     

    مضافاً, ضرورت نجات محرومان و مبارزه با ظالمان, (وظیفه مسلمین و علمای اسلامی) را در ایجاد دولت اسلامی مشخص و محرز می کند: (ما وظیفه داریم مردم مظلوم و محروم را نجات دهیم. ما وظیفه داریم پشتیبان مظلومین و دشمن ظالمین باشیم. همین وظیفه است که امیرالمومنین علیه‌السلام در وصیّت معروف به دو فرزند بزرگوارش تذکر می دهد و می فرماید: وَ کُونا لِلظّالِمِ خَصماً, و لِلمَظلُومِ عَوناً.

     

    علمای اسلام موظف اند با انحصارطلبی و استفاده های نامشروع ستمگران مبارزه کنند; و نگذارند عده کثیری گرسنه و محروم باشند, و در کنار آن ها ستمگران غارتگر و حرام خوار در ناز و نعمت به سر ببرند.

     

    از سوی دیگر, پیرامون ضرورت ایجاد ارکان حکومتی برای حکومت اسلامی, امام خمینی سلام‌الله‌علیه ایجاد قوه مجریه و تصدی حاکم اسلامی برای اجرای احکام و مجموعه مقررات و قوانین شریعت الهی را ضروری و الزامی دانسته اند: مجموعه قانون برای اصلاح جامعه کافی نیست. برای این که قانون مایه اصلاح و سعادت بشر شود, به قوه مجریه احتیاج دارد. به همین جهت, خداوند متعال در کنار فرستادن یک مجموعه قانون, یعنی احکام شرع, یک حکومت و دستگاه اجرا و اداره مستقر کرده است. رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در رائس تشکیلات اجرایی و اداری جامعه مسلمانان قرار داشت. علاوه بر ابلاغ وحی و بیان و تفسیر عقاید و احکام نظامات اسلام, به اجرای احکام و برقراری نظامات اسلام همت گماشته بود تا دولت اسلام را به وجود آورد.

     

    از دیدگاه فقهی امام خمینی سلام‌الله‌علیه, تشکیل حکومت اسلامی یکی از احکام اولیه اسلام است به طوری که ایجاد آن مقدم بر تمامی احکام فرعیه حتی نماز, روزه و حج است. چه این که حکومت اسلامی شعبه ای از ولایت مطلقه رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است.

     

     

  • نظرات() 
  • سه شنبه 13 تیر 1391

     

    ولایت فقیه مسئله ای است در طول امامت كه یكی از اصول عقاید شیعه می باشد و معمولاً فقها و صاحبان فنّ به تناسب پیرامون آن به بحثهای متنوعی پرداخته اند.

    برای اثبات ولایت فقیه از طرف علما و دانشمندان شیعه دلایل متعددی اقامه شده است. و برخی از فقهای برجسته در مسأله، ادعای ضرورت نموده و گفته اند، ولایت و حكومت فقیه اساساً نیازی به دلیل و برهان ندارد. زیرا كه این نوع ولایت و حكومت در جامعه بشری ضروری است.

    حضرت امام خمینی - رحمة الله علیه - در این باره می فرمایند:«مسأله ولایت فقیه بعد از تصور اطراف قضیه به حدّی روشن و واضح است كه از مسائل نظری محسوب نمی گردد و لذا نیازی به دلیل و برهان ندارد،»[1] ولی با این وجود ادله فراوانی بر اثبات ولایت فقیه در متون اسلامی وارد شده است.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • سه شنبه 13 تیر 1391

    یكی از سؤالاتی كه پیرامون نظریه ولایت فقیه مطرح می شود این است كه جایگاه مراجع تقلید و مجتهدین دیگر غیراز ولی فقیه، در نظام سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه كجاست و آیا در صورت وجود ولی فقیه از یك سو و مراجع تقلید از سوی دیگر، تعارضی بین آنها وجود نخواهد داشت؟ آیا نتیجه و لازمه ولایت فقیه، پذیرفتن مرجعیت واحد ونفی مراجع تقلید دیگر است؟ اگر چنین نیست و از نظر این تئوری مردم می توانند علی رغم وجود ولی فقیه در جامعه، از اشخاص دیگری تقلید كنند،

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • سه شنبه 13 تیر 1391

    روش منطقی و قابل دفاع در مورد تعیین رهبری و ولی فقیه مراجعه به آراء و نظر خبرگان است. اما پیرامون مجلس خبرگان و رابط آن با ولی فقیه و رهبری مسائلی وجود دارد كه از جمله آنها اشكال دور است كه درباره رابطه بین مجلس خبرگان و رهبری مطرح شده و گفته می شود از یك طرف مجلس خبرگان رهبر را تعیین می كند در حالی كه اعتبار خود این خبرگان و كار آنها به رهبر باز می گردد و این دور است و دور باطل است . توضیح این كه: كسانی كه می خواهند برای مجلس خبرگان نامزد و در نهایت انتخاب شوند باید صلاحیت آنها توسط شورای نگهبان بررسی و تأیید شود. بنابراین اعضای مجلس خبرگان در واقع اعتبار خود را از شورای نگهبان كسب می كنند و اگر شورای نگهبان صلاحیت آنها را تأیید نكند هر چه هم تعداد آرای آنان در صندوق های رأی زیاد باشد موجب اعتبار و عضویت آنان درمجلس خبرگان نمی شود. از طرف دیگر، اعضای شورای نگهبان نیز اعتبارشان را از ناحیه رهبر كسب كرده اند زیرا براساس قانون اساسی، انتخاب فقهای شورای نگهبان بر عهده رهبر و ولی فقیه است. پس اگر نظرات شورای نگهبان اعتبار دارد و نافذ است به دلیل آن است كه منتخب رهبر هستند. با این حساب می توانیم بگوییم اگر اعتبار اعضای شورای نگهبان نیز به امضای رهبر است بنابراین، اعتبار مجلس خبرگان در حقیقت با یك واسطه بستگی به امضای رهبر دارد و این رهبر و ولی فقیه است كه به مجلس خبرگان و كار آن اعتبار می بخشد:

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :13
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • ...  

    لینکدونی

    Page Ranking Tool

    

    آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها