تبلیغات
ولایت فقیه

ولایت فقیه

مبانی حکومت اسلامی شیعی و پاسخ به شبهات ولایت فقیه

دوشنبه 12 تیر 1391

امام خمینی سلام‌الله‌علیه حفظ نظام جامعه اسلامی, جلوگیری از بی نظمی و هرج و مرج در میان امت اسلامی, حفظ حدود و ثغور کشور اسلامی از هجوم بیگانگان و اجرای احکام الهی را از جمله اهداف اصلی در استقرار حکومت اسلامی می دانند: با توجه به این که حفظ نظام جامعه از واجبات مورد تائکید شرایع الهی است و بی نظمی و پریشانی امور مسلمانان نزد خدا و خلق امری نکوهیده و ناپسند است, و پر واضح است که حفظ نظام و سدّ طریق اختلال, جز به استقرار حکومت اسلامی در جامعه تحقق نمی پذیرد, لذا هیچ تردیدی در لزوم اقامه حکومت باقی نمی ماند. علاوه بر آن چه گفتیم, حفظ مرزهای کشور اسلامی از هجوم بیگانگان و جلوگیری از تسلط تجاوزگران بر آن, عقلاً و شرعاً واجب است. تحقق این امر نیز جز به تشکیل حکومت اسلامی میسّر نیست.

 

هم چنین با استناد به بخشی از خطبه امیر المومنین علیه‌السلام در نهج البلاغه که در آن امام علی علیه‌السلام می فرماید:

 

اَما و الَّذی فَلَق الحبةَ و بَراَ النَّسَمةَ, لَولا حضور الحاضِرِ وَ قِیامُ الحُجَّةِ بِوُجوُدِ النّاصِرِ وَ ما اَخَذ اللّه عَلی العلماء اَن لا یُقارُّ وا عَلی کِظَّةِ ظالِمٍ وَ لاسَغَبِ مظلوم, لاَلقَیت حَبلَها عَلی غارِبها.

 

هان! سوگند به آن که بذر را بشکافت و جان را بیافرید, اگر حضور یافتن بیعت کنندگان نبود و حجت بر لزوم تصدی من با وجود یافتن نیروی مددکار تمام نمی شد, و اگر نبود که خدا از علمای اسلام پیمان گرفته که بر پرخوری و غارتگری ستمگران و گرسنگی جانکاه و محرومیت ستمدیدگان خاموش نمانند, زمام حکومت را رها می ساختم.

 

امام خمینی سلام‌الله‌علیه با استناد به کلام امیر المومنین علیه‌السلام نجات مردم محروم, و مبارزه با سلطه گری و سلطه جویی را از اهداف تشکیل دولت اسلامی می دانند.

 

 

  • نظرات() 
  • دوشنبه 12 تیر 1391

     

    الف) از دیدگاه امام خمینی سلام‌الله‌علیه یکی از ویژگی های اساسی حکومت اسلامی این است که در آن حاکمیت مطلق و انحصاری از آنِ خداوند است. در حکومت اسلامی حاکمیت مطلقه از آنِ خداوند به مثابه (سلطان حقیقی) است.

     

    ب) علاوه بر آن, قانون حاکم بر حکومت اسلامی منحصراً قانون الهی است:

     

    حاکمیت منحصر به خداست و قانون, فرمان و حکم خداست. قانون اسلام, یا فرمان خدا, برهمه افراد در دولت اسلامی حکومت تام دارد. همه افراد, از رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم گرفته تا خلفای آن حضرت و سایر افراد, تا ابد تابع قانون هستند: همان قانونی که از طرف خدای تبارک و تعالی نازل شده و در لسان قرآن و نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بیان شده است.

     

    ج) با عنایت به این که:

     

    احکام اسلامی, اعم از قوانین اقتصادی و سیاسی و حقوقی, تا روز قیامت باقی و لازم الاجراست.

     

    و نظر به این که: اجرای احکام الهی جز از رهگذر برپایی حکومت اسلامی امکان پذیر نیست. خداوند برای ابلاغ و اجرای احکام اسلام, رسول خود پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را به عنوان جانشین خود بر زمین منصوب و عهده دار سرپرستی و ولایت حکومت اسلامی کرده است.

    پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نیز امام علی علیه‌السلام و فرزندان معصوم او را تا زمان غیبت به امامت و زمامداری امت اسلامی منصوب نموده است.

     

    د) زمان غیبت امام معصوم (عج):

    بنا به تشخیص عقل و راهنمایی نقل, تداوم حکومت و ولایت اسلامی امری ضروری است.

     

    بنابراین در زمان غیبت امام دوازدهم (عج) احکام الهی نمی بایست معطل بماند و اجرا نشود, بلکه:امروز و همیشه وجود (ولی امر) (زمامدار اسلامی), یعنی حاکمی که قیّم و برپا نگهدارنده نظم و قانون اسلام باشد, ضرورت دارد, وجود حاکمی که مانع تجاوزها و ستمگری ها و تعدی به حقوق دیگران باشد; امین و امانت دار و پاسدار خلق خدا باشد; هادی مردم به تعالیم و عقاید و احکام و نظامات اسلام باشد; و از بدعت هایی که دشمنان و ملحدان در دین و در قوانین و نظامات می گذارند جلوگیری کند.

     

  • نظرات() 
  • دوشنبه 12 تیر 1391

    بارها گفته شد كه «ولایت فقیه» اصلا از سنخ ولایت بر محجور نیست. آنچه در فقه رایج، مطرح است، با آنچه كه به عنوان ولایت فقیه كه ره توشه امام راحل بود؛ فرق فراوان دارد. آنچه در شرح لمعه و امثال آن مطرح است، ولایت بر غیب و قصر است. در اول فقه، در وسط فقه، در آخر فقه؛ ولایت بر محجورین مطرح است و همین دستاویز دیگران است كه (ولایت) را به (وكالت) متنزل كرده اند.

    در بحث طهارت و صلاه و نماز بر مرده می گویند: اولی به نماز بَر مرده، ولیّ مرده است. گرچه نماز میت بر همه واجب كفائی است، ولی صحتش مشروط به اذن ولیّ مرده است. اینجا كه سخن از ولایت مطرح است، ولایت بر مرده مطرح است. درباره بحث حدود و قصاص و دیات، می گویند: ولی دم یكی از امور چهارگانه قصاص، تخفیف، عفو یا دیه را انتخاب می كند. در كتاب حجر، ولایت بر محجورین و صبی، سفیه و دیوانه، ورشكست و مفلس است كه اینها به منزله (مرده) هستند. آن ولایت فقیهی كه در فقه رائج مطرح است، ولایت بر مرده یا ولایت بر كسانی است كه به منزله مرده اند!

     

  • نظرات() 
  • شنبه 10 تیر 1391

    منصوب از سوی رهبر مانند رهبر ولایت ندارد

     

    در حکومت اسلامی، هرگز منصوب از سوی رهبر، مانند ناصب یعنی خود رهبر، ولایت ندارد. والی مسلمین، گاهی شخصی را به عنوان نائب و زمانی به عنوان وکیل خود تعیین می‌کند که در این موارد، ‌هرگز سخن از ولایت آن شخص مطرح نیست؛ زیرا او نائب یا وکیل است نه ولی؛ و گاهی برای شخصی، سمت ولایت جعل می‌کند، مانند تولیت مراکز مهم و حساس وقف و وصیت، که در این صورت، آن منصوب مزبور، در محدوده کار خود (نه بیرون از آن) توان اعمال ولایت دارد.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • شنبه 10 تیر 1391

    شیخ انصاری در بحث بیع همانند دیگران ولایت را طرح می كند كه ولایت بر محجورین است، ولی در بحث قضا راهی می رود كه صاحب جواهر طی كرده است. این بزرگ فقیه می گوید: مقبوله عمر بن حنظله مضمون و مفادش مورد پذیرش همه فقهاست. لذا در كرسی فقاهت و قضا و داوری به این مقبوله استشهاد می شود. آنگاه می گوید: اینكه امام صادق(ع) اول فرمود كه: فارضوا به حكماً، و بعد نفرمود: انی جعلته حكما؛ بلكه فرمود: انی جعلته حاكماً(1)! برای آن است كه منصب والای ولایت فقیه را تبیین كند؛ تنها سمت حكم و قضا بودن نیست، تنها برای فقیه داوری و قضا تثبیت نشد! اگر مقبوله پیامش حكمیت و داوری فقیه بود، تنها كرسی قضا در اختیار فقیه بود؛ امام نمی فرمود: فانی جعلته حاكماً! چون لحن را عوض كرد و از حكم به حاكم رسید، معلوم می شود تدبیر و اداره امور مسلمین، تنظیم شئون امور مسلمین در عصر غیبت طبق بیان امام صادق(ع) به عهده فقیه جامع الشرائط است.

    1) الكافی/ 7 / 214

     

  • نظرات() 
  • شنبه 10 تیر 1391

    در غرب سه مرحله مشخص وجود دارد

    1)    انسان شناسی فلسفی از یونان باستان آغاز شده (5 قرن قبل از میلاد ) سقراط – افلاطون – ارسطو  فیلسوفان شاخص آن دوره می باشد .

    2)    انسان سناشی مذهبی که با ظهور مسیحیت آغاز می شود ( قرن 4 میلادی تا پایان قرن 14 میلادی ) که به قرون وسطی معروف است .

    3)    انسان شناسی علمی (عصر جدید بعد رنسانس قرن 14 میلادی به بعد )که غرب آن را تولد دوباره نام می برد .

    سقراط اولین حکیمی است در تاریخ که معرفت را از جهان شناسی به جان شناسی معطوف کرد

    در دوره مسیحیت شخصیت انسان بایکت شده و انسان همیشه گنهکار می باشد و به صلیب رفتن مسیح را عوض گناهان دیگران می باشد

    دوره روشن گری علمی (انسان گرایی : هیومنیسم – اومانیسم ) انسان محوری نقطه آغازین عصیان و شورش بر علیه اولیاء کلیسا

    جوهره اندیشه اومانیستی این است که انسان محور همه چیز است و توانمندی کامیابی و اقتدار و عظمت او باید کانون و مرکز ثقل همه توجهات باشد

    تحلیل اومانیسم : انسان دارای خرد خود بنیاد است و به خود بسنده و متکی می باشد عقلی که به دیگران نیازی ندارد و حذف وحی به عنوان منبع معرفتی انسان است حقوق بشری که این نوع تفکر باعث می شود مشکل دارد که در تدوین قانون دین حداقلی و دولت حداقلی را می تلبد وبه این می گویند تالرانس (تسامح و تساهل ) تحمل دیگران  یعنی در مورد هیچ چیزی شما حساسیت نشان ندهی ( فردی تعریف می کرد که در انگلستان وقتی به خانه برمی گشتم دیدم همسایه دم در قدم می زند به او گفتم چه شده گفت که خانمم با کسی در خانه خلوت کرده به او گفتم خوب برو داخل و طرف را بیرون کن و از همسرت شکایت کن  گفت اگر خلوت آنها را به هم بزنم همسرم می تواند شکایت کند نه من زیرا خلوت آنها را خراب کرده ام این است دین حد اقلی و نداشتن حساسیت و تحمل دیگران در غرب )

     

  • نظرات() 
  • شنبه 10 تیر 1391

    پیوند و بیعت مردم با امام خمینی ـ قدس سره ـ

    در عصر حاضر نیز همه به روشنی مشاهده كردیم كه پیوند مقدس مردم با امام خمینی ـ قدس سره ـ چه معجزه بزرگی آفرید, این پیوند دو سویه, و هوشیاری و صلابت رهبری موجب شد كه امام پس از پانزده سال تبعید, با استقبال بی نظیر در تاریخ ایران, وارد كشور شود و بساط 2500 ساله ستم شاهی را از بنیان بركند و به زباله دان تاریخ افكند. چنین معجزه ای پس از یاری خداوند, جز نتیجه انسجام مردم و رابطه نیرومند آن ها با رهبرشان حضرت امام ـ قدس سره ـ نبود.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • شنبه 10 تیر 1391

     

    در زمینه ولایت فقیه ، از دو جبنه كلامى و فقهى مى توان سخن گفت . بحث كلامى درباره ولایت فقیه ، این است كه آیا ذات اقدس اله كه عالم به همه ذرات عالم است : لا یعزب عنه مثقال ذره.او كه مى داند اولیا معصومش زمان محدودى حضور و ظهور دارند و خاتم اولیائش مدت مدیدى غیبت مى كند، آیا براى زمان غیبت ، دستورى داده است یا اینكه امت را به حال خود رها كرده است ؟ و اگر دستورى داده است ، آیا این دستور، نصب فقیه جامع الشرایط رهبرى و لزوم مراجعه مردم به چنین رهبر منصوبى است یا نه ؟ و اگر دستورى راجع به فقیه مزبور داده است ، آیا ولایت فقه ثابت خواهد شد؟

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    جد اعلای حضرت امام(ره) به نام «دین علیشاه»[1] از نوادگان میر حامد حسین هندی و از علمای كشمیر بوده و در همان ایالت در راه تبلیغ دین شربت شهادت نوشیده است. بنابر نقل اهل اطلاع، ایشان اصالتا نیشابوری است، به كشمیر مهاجرت كرده، تا نیاز دین باوران آن دیار را در حوزه مسایل دینی پاسخگو باشد. از آن شهید بزرگوار فرزندی به یادگار ماند به نام «سید احمد» كه پس از شهادت پدر بین سالهای 1240 تا 1250 هـ .ق از كشمیر به نجف و كربلا به منظور تحصیل علوم دینی مسافرت می‌كند، او از پدر آموخته بود كه علم مرز نمی‌شناسد و عالم واقعی، همانند پیامر الهی طبیب دوار است، وطن عالم آن جاست كه نیاز باشد و دانش او ثمر بیشتر دهد. در آن زمان با كسانی آشنا می‌شود؛ یكی از آنها فردی به نام «یوسف خان» اهل روستای «فرقهان» از توابع خمین است. او به نجف رفته بود تا عالمی را برای ارشاد مردم و انجام امور دینی آنان پیدا كند. با علامه «سید احمد» آشنا می شود كه مهر مهربانی بر جبین داشت. از او دعوت می‌كند تا جهت تبلیغ دین به دیار آنها رهسپار شود.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    امّا واقعیت این است كه این اشكال دور فقط بر نظامهای دموكراسی وارد است و نظام مبتنی بر ولایت فقیه اساساً از چنین اشكالی مبرّاست و در این جا هیچ دوری وجود ندارد. دلیل آن هم این است كه همان گونه كه در مباحث قبلی این كتاب مشروحاً بحث شد، ولی فقیه اعتبار و مشروعیت خود را از جانب خدای متعال، و نه از ناحیه مردم، كسب میكند و قانون و فرمان خدای متعال نیز همان طور كه قبلاً اشاره كردهایم اعتبار ذاتی دارد و دیگر لازم نیست كسی یا مرجعی به فرمان و قانون خداوند اعتبار بدهد بلكه بر اساس مالكیّت حقیقی خدای متعال نسبت به همه هستی، خداوند میتواند هرگونه تصرف تكوینی و تشریعی كه بخواهد در مورد هستی و تمامی موجودات اعمال نماید. یعنی در نظام مبتنی بر ولایت فقیه آن چه در ابتدای تأسیس نظام اتفاق میافتد به این صورت است:

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    مفهوم دموکراسی همان حکومت مردم بر مردم است یا مردم سالاری که تاریخچه آن به بعد از قرون وسطی وآغاز رنسانس دموکراسی غربی که به وسیله مقبولیت یک امر مردم پسند اکثریت یا اقلیت مانند ازدواج همجنس بازان (دموکراسی غربی شرک در تشریع است ) دموکراسی غربی با اندیشه دینی و اسلامی سازگاری ندارد زیرا فونداسیون آن روی جدائی دین از سیاست است و در اسلام سیاست جزء دین است .

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    با توجه به اصول فرهنگی بر نظام اجرائی اسلامی یک سری صفات و شرایط است که حکومت به طور کامل با این شرایط تحقق می یابد

    1)    علم آگاهی در بالاترین سطح

    2)    سعه صدر و گشادگی فکر و آمادگی پذیرش حوادث مختلف

    3)    آگاهی به مسائل زمان

    4)    رعایت عدالت و عدم تبعیض در میان مردم

    5)    توجه به پاداش نیکوکاران وعفو گذشت نسبت به کسانی که احتمال توبه و پشیمانی در آنها وجود دارد

    6)    منافع مردم و خویش را یکسان دیدن

    7)    پیوند عاطفی با مردم

    8)    دوری از بخل – جهل نادانی جفا و ظلم

    9)    دوری از سازش کاری و هماهنگی با اهل باطل

    10)                       نسبت به مقام و منصب خویش به چشم امانت نگریستن

    11)                       پرهیز از همکاری با اصراف کاران – سفیهان – بی خردان – عیب جویان – سخن چینان

    12)                       پرهیز از هوای نفس – لزوم همکاری با مؤمنان

    13)                       عدم استفاده از غیر مسلمین در پست های کلیدی

     

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    دموكراسى الهى

    در نظام سیاسى اسلام، حق تشریع و تقنین، مخصوص خداوند بوده; و وظیفه‏ى ‏رهبران و حاكمان الهى، تفسیر، تبیین و اجراى آن قوانین است و قوانین ‏جارى حكومتى، در چارچوب قوانین الهى تدوین مى‏شود. به جز خداوند، كسى ‏به طور مستقل، حق تصرف در جان و مال افراد و حق حكومت و دخالت در سرنوشت مردم را ندارد و مشروعیت‏ حكومت، منوط به اذن خداوند است.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    مقدمه

    با توجه به اینكه مسئله اختیارات ولی فقیه در خارج از مرزهای كشوری كه تحت ولایت اوست از نظر ترتیب منطقی در ردیف های متاخر از سلسله مسائل حكومت اسلامی و ولایت فقیه، قرار می گیرد از این رو باید نخست نگاهی به مسائل متقدم بر آن بیندازیم .

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

     

    آیا اعتقاد به ولایت فقیه واجب است؟ آیا در این زمینه، آیاتی در قرآن وجود دارد؟

    هر چند مسلّم است که خداوند تبارک و تعالی برای فقیه، ولایت قرار داده است،([1])ولی چون یک امر لازم اعتقادی نیست، لزومی ندارد مردم به عنوان جزیی از اصول مذهبی به آن اعتقاد داشته باشند.

     

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    شهید مطهری «آزادی اجتماعی» را از اهداف پیامبران ذكر می كند:

    یكی از مقاصد انبیا به طور كلی و به طور قطع، این است كه آزادی اجتماعی را تأمین كنند و با انواع بندگی ها و بردگی های اجتماعی و سلب آزادی هایی كه در اجتماع هست، مبارزه كنند[1].

    علامه شهید با تقدیس آزادی اجتماعی، در تبیین آن به روایت ذیل پیامبر(صلی الله علیه و آله) استناد می كند:

    اذا بلغ بنو ابی العاص ثلاثین اتخذوا عبادالله خولا و مال الله دولا و دین الله دخلاً.

    اولاد ابی العاص (اموی ها) اگر به سی نفر برسند، بندگان خدا را بنده خود و مال خدا را مال خود حساب می كنند، و در دین خدا هم آنچه بخواهند، بدعت ایجاد می كنند[2].

    در این حدیث، پیامبر اسلام تسلط بر بندگان خدا و سلب آزادی ها و لجام كشیدن (یكی از معانی خول) توسط حكومت ها را محكوم واز صفات مذموم امویان ذكر می كند.

     

    [1] . ر.ك: پیرامون انقلاب اسلامی استادشهید مطهری، ص 32.

    [2] . گفتارهای معنوی استاد شهید مطهری، ص 18.

     

     

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    فایده قانونگذاری

    اصولا فایده وضع قانون این است که اگر در موردی اختلاف واقع شد، بتوان با استناد به آن رفع اختلاف کرد; یعنی قانون سندی است که با استناد به آن حل اختلاف می شود. بر این اساس هر چه درقانون ذکر شده، باید احصایی باشد تا وضع قانون فایده ای داشته باشد. اما همیشه در جریان وضع قانون مواردی مورد نظر قرارمی گیرد که غالبااتفاق می افتد. و معمولا برای موارد نادر قانونگذاری نمی شود.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    مفاد ادله ولایت فقیه، ولایت مطلقه را برای‏فقیه جامع شرایط اثبات می‏کند. حال اگر درکشوری حکومتی با زعامت‏یک فقیه تشکیل و درآن کشور یک قانون اساسی با هدایت و حمایت‏فقیه مزبور، تهیه و تصویب شود و در آن‏محدوده‏های مشخصی برای دخالت مستقیم فقیه‏ تعیین گردد و زمینه‏ های دیگر حکومتی بر عهده ‏کارگزاران دیگر گذاشته و در عین‏ حال زعامت‏ عظمای فقیه پذیرفته شد، این پرسش‏هامطرح‏ می‏شود

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    اسلام با تاسیس نهاد حکومت (به هر شکل یا بدون توجه به شکل خاصی) آن را مامور تحقق و جامه عمل پوشاندن مصالح یا مقاصد عامه شریعت کرده است . ضرورت تاسیس نظام سیاسی، جهت اعتلای دین و اقامه ارزشهای بشری می‏باشد . در قرآن کریم ضمن نفی نظامهای استکباری، سخنی از نوع بخصوصی از اشکال حکومتی (سلطنتی، اریستوکراسی، جمهوری و غیره) به میان نیامده اما ابواب متعددی در بیان نظامات حکومتی و چگونگی اداره جامعه آمده است .

     

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    حکوت اسلامی حکومت الهی است که در نهایت به حکومت مردمی منتهی می شود چون تعیین پیامبران امامان و جانشینان آنها از ناحیه خداوند جوهره الهی ( انتصاب ) حکومت اسلامی را تشکیل می دهد و از سوی دیگر توجه به اصل مشورت و رای مردم بر جامعه که آن هم با حکم خداوند انجام می شود جوهره مردمی (مقبولیت ) حکومت اسلامی را تشکیل می دهد .

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    یكى از اركان اصلى; بلكه اصلى‏ترین ركن نظام جمهورى اسلامى ایران، ولایت فقیه مى‏باشد; زیرا هم مشروعیت نظام وابسته به آن بوده، و هم نقطه اصلى تفاوت بین حكومت اسلامى شیعى و دیگر حكومتها، در مساله ولایت فقیه است. بحث در این موضوع از دیرباز در میان فقهاى شیعه مطرح بوده و تمامى قائلین به ولایت فقیه، آن را مبناى نصب از سوى ائمه علیهم السلام تبیین مى‏كردند; یعنى معتقد بودند كه فقیه جامع الشرایط از سوى امام معصوم(ع) به سمت ولایت منصوب شده است.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 8 تیر 1391

    سوال : هنگامی که چند فقیه تمامی شرایط فقیهی که میتواند حکومت کند را داشته باشد ( فقاهت - شجاعت - عدالت - مدیریت و غیره ) در اینجا کدام یک از چند فقیه نام برده و دارای شرایط واجب الاطاعه هستند و تکلیف مردم چیست؟
    جواب : با وجود خبرگان عملا به ندرت پیش می اید که چنین مشکلی پیش آید خبرگان رهبری با توجه به سائر شرایط مانند مقبولیت عمومی و ویژگیهای بالاتر است را انتخاب میکنند و بر مردم لازم است از او اطاعت کنند

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 7 تیر 1391

    وقتی اصول قانون اساسی را ارزیابی می كنید، می بینید از یك سو نظارت بر حسن جریان قوانین در اختیار مجلس است و ازسوی دیگر در اختیار دستگاه قضایی است و از سوی سوم در اختیار ریاست محترم جمهوری؛ همه اینها در قانون اساسی حق نظارت دارند. اما آنچه كه جزء زیرمجموعه ولایت فقیه است، نظارت بر نظارت هاست.

    یك وقت است خدا در قرآن می گوید: برای هر امتی شاهدی می آوریم، جئنا من كل امه بشهید(1). ولی به نبی اكرم(ص) كه می رسد، می گوید: جئنا بك علی هولاء شهیدا(2)؛ یعنی تو شهید شهدائی!

     

    1) نساء/41

    2) نساء/41

     

     

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 7 تیر 1391

    وظایف‏ و اختیارات‏ رهبر؛ مورد اشاره در اصل 110 قانون اساسی:

    1. تعیین‏ سیاست‌های كلی‏ نظام‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ پس‏ از مشورت‏ با مجمع تشخیص‏ مصلحت‏ نظام‏.

    2. نظارت‏ بر حسن‏ اجرای‏ سیاست‌های‏ كلی‏ نظام‏.

    3. فرمان‏ همه‏ پرسی‏.

    4. فرماندهی‏ كل‏ نیروهای‏ مسلح‏.

    5. اعلان جنگ‏ و صلح‏ و بسیج‏ نیروها‏.

    6. نصب‏ و عزل‏ و قبول‏ استعفاء‏:

    الف: فقهای‏ شورای‏ نگهبان‏.

    ب: عالی‌ترین‏ مقام‏ قوه‌ی‏ قضاییه‏.

    ج: رییس‏ سازمان‏ صدا و سیمای‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏.

    د: رییس‏ ستاد مشترك‏.

    ه: فرمانده‌ی‏ كل‏ سپاه‏ پاسداران‏ انقلاب‏ اسلامی‏.

    و: فرماندهان‏ عالی‏ نیروهای‏ نظامی‏ و انتظامی‏.

    7. حل‏ اختلاف‏ و تنظیم‏ روابط قوای‏ سه‏‌گانه‏.

    8. حل‏ معضلات‏ نظام‏ كه‏ از طرق‏ عادی‏ قابل‏ حل‏ نیست‏، از طریق‏ مجمع تشخیص‏ مصلحت‏ نظام‏.

    9. امضا حكم‏ ریاست‏ جمهوری‏ پس‏ از انتخاب‏ مردم‏ صلاحیت‏ داوطلبان‏ ریاست‏ جمهوری‏ از جهت‏ دارا بودن‏ شرایطی‏ كه‏ در این‏ قانون‏ می‌آید، باید قبل‏ از انتخابات‏ به‏ تایید شورای‏ نگهبان‏ و در دوره‏ اول‏ به‏ تایید رهبری‏ برسد.

    10. عزل‏ رییس‏ جمهور با در نظر گرفتن‏ مصالح‏ كشور پس‏ از حكم‏ دیوان‏ عالی‏ كشور به‏ تخلف‏ وی‏ از وظایف‏ قانونی‏، یا رای‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ به‏ عدم‏ كفایت‏ وی‏

    11. عفو یا تخفیف‏ مجازات‏ محكومین‏ در حدود موازین‏ اسلامی‏ پس‏ از پیشنهاد رییس‏ قوه‌ی‏ قضاییه‏.

    رهبر می‏تواند بعضی‏ از وظایف‏ و اختیارات‏ خود را به‏ شخص‏ دیگری‏ تفویض‏ كند.

     

     

     

     

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 7 تیر 1391

     

    ولایت فقیه كه در واقع همان نیابت عام از طرف ائمه هدی ـ علیهم السلام ـ كه آنان منصوبین الهی می باشند. نیابت و ولایتی است كه بر اساس آن، فقیهی اسلام شناس كه علاوه بر جمیع شرایط فقاهت و اجتهاد، باید دارای صفات و شرایط خاصی باشد كه بواسطه آن بتواند اعمال حاكمیت براساس شریعت مقدس اسلام نماید.

    مشروعیت حكومت چنین فقیهی بواسطه قرآن و سنت و عقل می باشد.1 و بر این اساس در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عج) ولایت امر و امامت بر عهدة فقیه عادل و با تقوی و آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبّر می باشد.2  اما اینكه اعمال ولایت تنها توسط یك نفر فقیه انجام می گیرد و نه گروه و شورای فقهاء بهترین و عاقلانه ترین طریق زمامداری می باشد كه در جای خود، باید بررسی شود در مقابل نظریة فوق نظریه ای دیگر نیز مطرح است كه معتقد است كه ولایت باید توسط فقهاء در قالب شورای فقهاء إعمال گردد. ما در اینجا به نقد و بررسی دلائل كسانی كه چنین نظریه ای را دارند می پردازیم.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 7 تیر 1391

     

    گفتیم(ولایت) در نصوص شرعى معناى لغوى خویش را از دست نمى دهد و مثل غُسل و وضو نیست كه از ابتكارات و اختراعات شرعى باشد. بنابر این وقتى در آیات قرآن و روایات معصومان(ع) موضوع ولایت مطرح شد. با توجّه به همان معناى لغوى كلمه. اگر به اعمال و رفتار مكلّفان مربوط شود و حكمى شرعى را ترسیم كند، در حیطه و حوزه بحث هاى فقهى جا مى گیرد و تحت عنوان ولایت هاى شرعى از آن بحث مى شود.

    بر اساس معارف اسلامى، ذات مقدس ربوبى ولایت بالذات بر تشریع دارد و طبق حكمت بالغه خود و حفظ مصالح و مفاسد، به جعل احكام مى پردازد و احكام خویش را در قالب كتاب و سنّت ابلاغ مى نماید. در همین جا احكام شرعى كه نتیجه اعمال ولایت ولیّ تشریعى است، پدید مى آیند. یكى از این احكام(ولایت شرعى) است.

    در فقه وقتى از(ولایت) گفت و گو مى كنیم: ولایت مثل طهارت، حجّ، غُسل، وضو و سایر لغاتى نیست كه به كلّى معناى لغوى و عرفى فراموش و معناى جدیدى به خود گرفته باشد، بلكه با توجه به همان معنایى كه در لغت و عرف عرب زبانان رواج دارد و در كتاب و سنت نیز بدون تغییر استفاده شده است، در فقه هم شیوع پیدا مى كند و فقیهان با توجّه به موضوع بحث هاى فقهى كه رفتار مكلّفان است از این زاویه به ولایت نگریسته و آن را در چهارچوب موضوعات فقهى قرار داده اند.

    در فقه، (ولایت) حكمى وضعى در مقابل حكم تكلیفى است كه موضوع براى احكامى تكلیفى مثل جواز تصرّف ولیّ و ممنوعیّت تصرّف دیگران قرار مى گیرد.

     

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 7 تیر 1391

    بحث از نصب عام فقها در عصر غیبت، اثباتا متوقف بر صحت آن در مقام ثبوت است. از دیدگاه نظریه انتخاب، صحت چنین امرى ثبوتا مخدوش است; بدین بیان كه اگر در یك زمان، فقهاى بسیارى واجد شرایط باشند، پنج احتمال در مورد منصوب بودن آنان وجود دارد كه هر یك با اشكالاتى مواجه است:

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 7 تیر 1391

    ساختار ذاتی دین اسلام با جمهوریت کاملا سازگاری دارد . ساختار ذاتی اسلام یک ساختار باز است . سیستم تفکر دینی اسلام از آغاز یک سیستم تفکر باز بود، نه یک سیستم تفکر بسته .

     

    در اسلام سیستم تعامل و ارتباط میان خدا و انسان و فهم پیام خداوند به وسیله انسان یک سیستم کاملا باز است . دین اسلام آن طور که در تاریخ گسترش پیدا کرده، چون یک گوی است که از هر طرفش نوری ساطع است: یک طرف تصوف است، طرف دیگر فلسفه است، طرف دیگر فقه و کلام است، یک طرف دیگر علوم قرآن و حدیث است و همین طور ... همه اینها چه در پیدایش و چه در گسترش کاملا باز هستند، چون در درون سیستم اسلامی هیچ عاملی پیش بینی نشده است که به فقیه بگوید الزاما باید چنان فکر کنی و چنان فتوا بدهی، یا گونه‏ای خاص از تفکر را برای فیلسوف یا متکلم یا مفسر معین و الزام کند . این سیستم همواره در طول تاریخ باز بوده است .

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 7 تیر 1391

    آن چیزی که در شعار و خواسته مردم مسلمان ایران در سال 1357 از برجستگی و درخشندگی خاصی برخوردار بود و می‏توان آن را جز سوم این شعار محسوب کرد، جمهوری اسلامی بود .

     

    استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی یعنی مردم استقلال و آزادی خویش و مملکت را در سایه حکومت جمهوری اسلامی جستجو می‏کردند و با این بیان استقرار هر نوع حکومتی با هر پیشوند و پسوندی را نفی کرده و تنها حکومتی را طلب می‏کنند که هم استقلال و آزادی آنان را تامین کند و هم به هویت اسلامی و دینی آنان ارزش و اقتدار بدهد و لذا حکومت جمهوری اسلامی را بعنوان جز سوم شعار اصلی و اساسی و محوری خود انتخاب کردند .

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 7 تیر 1391

    قلمرو اختیارات

     

    حكم حكومتى

    ولایت ‏بر افتا دارد همان طور كه ولایت‏ بر صدور حكم حكومتى نیز دارد، تفاوت رو

    فقیه شنى میان فتوا و حكم حكومتى هست. فتوا، استنباط حكم شرعى است; مجتهد با تلاش فقهى خویش، حكم و نظر شارع را كشف مى‏كند. كار فقیه در افتا، فهم راى و نظر شارع است. در حالى كه حكم حكومتى انشاى فقیه است. فقیه حكم صادر مى‏كند نه آنكه از حكم شارع در مساله‏اى خبر دهد و پرده از آن باز گیرد. فقیه در حكم حكومتى هم به اصول و مبانى شرع نظر دارد و هم به مصلحت اسلام و مسلمین متوجه است در هر صورت او حكم مى‏كند نه آنكه حكم شرعى را فهم و اعلام كند.

     

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :13
    • ...  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • 8  
    • ...  

    لینکدونی

    Page Ranking Tool

    

    آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها