تبلیغات
ولایت فقیه

ولایت فقیه

مبانی حکومت اسلامی شیعی و پاسخ به شبهات ولایت فقیه

پنجشنبه 1 تیر 1391

یك رهبر و مدیر خوب آن است كه مسئولان و كارگزاران خوبى را برگزیند و به كار بگمارد و سپس با ارتباط و نظارت، آنها را یارى دهد و با ایجاد هماهنگى بین بخشهاى مختلف، جامعه را در رسیدن به حق كمك كند.

بدیهى است كار اصلى مدیر پرداختن مستقیم به كارها نیست، بلكه نظارت بر كار مسئولان و هدایت آنان است و این مهم قطع نظر از مدیریت و كاردانى نیاز مبرم به مشاوران و كارگزاران لایق و كاردان دارد و مهمتر آنكه از نفوذ طاغوتیان جلوگیرى به عمل آید.

از همین رو امام صریحا دستور مى‏دهند كه مسئولان رده بالا نباید از طاغوتیان و وابستگان باشند، بلكه كارهاى كلیدى مملكت باید به دست افراد انقلابى مؤمن و معتقد به دگرگونى باشد.

البته نظام انقلابى كه با درهم كوبیدن تمام روابط اصلى و شاهرگهاى حیات وابستگى روى كار آمده، با مشكلات فراوانى روبرو خواهد شد كه بسیارى از آنها طبیعى است، ولى كارگزاران نباید به بهانه انقلاب و جنگ در فكر برطرف كردن مشكلات مردم نباشند، بلكه باید هنر و ابتكار خود را بكار گیرند تا حتى‏المقدور از مشكلات مردم بكاهند، زیرا اگر مشكلات ادامه یابد و اوج گیرد مردم تحمل خود را از دست مى‏دهند و حسن ظن آنها از بین خواهد رفت.

نكته مهمى كه در این رابطه مطرح است تندروى‏هاى جاهلانه است، زیرا نباید به بهانه انقلاب و ایجاد حكومت اسلامى با تمام سنت‏ها و برنامه‏هاى اجتماعى مخالفت كرد، بلكه باید سنت‏هاى خوب را در جامعه حفظ و بدعتها را رها كرد و ملاك را برنامه‏هایى دانست كه با اصل مكتب مخالفت نداشته باشند.

بدیهى است كه این مهم تنها با حضور دانشمندان و افراد آگاه و مطلع و مؤمن فراهم مى‏آید و از همین رو است كه باید مشاوران از دانشمندان و علماء باشند.

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 31 خرداد 1391

    سؤال دیگری در ذیل این بحث باید اضافه كرد و آن اینكه آیا آنچه در قانون اساسی آمده همة آن چیزی است كه امام دربارة ولایت فقیه قائل بود؟

    بدون تردید دیدگاه حضرت امام خمینی «ره» در مورد ولایت مطلقه فقیه فراتر از حدی است كه در قانون اساسی ذكر شده است. در این میان عبارت صریحی از معظم له در دست است كه نیاز به توضیحی ندارد:

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 31 خرداد 1391

    ولایت در انما ولیكم الله خطاب به عقلاء و فرزانگان جامعه و به افراد عاقل و بالغ، مكلف و هوشیار بیدار است. می گوید: ای عقلاء! ولی شما بالذات خداست و از طرف خدا، پیامبرش و پس از پیامبر، جانشین معصومش و پس از جانشین معصوم وی؛ نائب خاص او، آنگاه نائب عام او نظیر (مقام معظم رهبری)، ولی شماست.

    بنابراین هیچ دوست ناآگاهی باور نكند و هیچ دشمن كج اندیش و كج راهه سوءاستفاده نكند كه مردم نیازمند به قیم نیستند. چون این ولایت هرگز از سنخ ولایت بر محجورها نیست و نظریات شیخ انصاری (قدس سره) را در كتاب قضای او ببینید؛ برای شناخت رای شیخ در باب (ولایت)، نباید فقه رائج مكاسب را دید، بلكه باید بحث قضاء را جستجو كرد، نه بحث بیع.

     

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 31 خرداد 1391

    بى‏تردید سپاهیان و رزم‏آوران و نهادهایى كه آماده دفاع از سرزمین‏هاى اسلامى و درگیرى مستقیم با دشمنان در میادین جنگ هستند و از آنجا كه داراى قدرت و روحیه تهاجمى مى‏باشند، نیاز به كنترل بیشترى دارند تا از این روحیه و قدرت اجتماعى، سوء استفاده نشود.

    و نیز از آنجا كه سپاهیان و ارتشیان زیرنظر فرماندهان اداره مى‏شوند و بیش از نهادها و ارگانهاى دیگر باید زیرنظر و مطیع حاكم باشند؛ خواه ناخواه ویژگى‏هاى فرماندهان به سربازان و پاسداران منتقل مى‏شود، بدیهى است اگر آنان از روح والا و سجیه برجسته انسانى و روحیه تقوا و مراقبت درونى برخوردار باشند، سربازان و پاسداران نیز به همان درجه و مرتبه رشد مى‏كنند و در پوشش ایمنى تقوا و ایمان قرار مى‏گیرند، و در نتیجه سرزمینهاى اسلامى حفاظت، و مسلمانان از نعمت و رفاه و امنیت برخوردار خواهند شد.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 31 خرداد 1391

     و اصل دیگر برای رهبر اختیاراتی شمرده است؛ اگر ولایت مطلق است ذکر اختیارات چه معنا دارد؟

    پاسخ :

     

    بر اساس اصل پنجاه و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران قوای حاكم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از قوة مقننه، قوة مجریه و قوة قضائیه كه زیر نظر ولایت مطلقه‌ی امر و امامت امت بر طبق اصول آیندة این قانون اعمال می‌گردند. این قوا مستقل از یكدیگرند.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 31 خرداد 1391

    پاسخ :

     

    برای پاسخ به این سؤال ابتدا باید مفهوم و اصطلاح ولایت مطلقه فقیه را تبیین كنیم، سپس پاسخ دهیم كه طبق این اصطلاح ولایت فقیه مطلق است یا نه، ولایت مطلقه فقیه یعنی ولایت فقیه اطلاق دارد و مقید نیست اما غیر مقید از چه چیزی؟ با توجه به این‌كه ما مطلق بودن ولایت فقیه را از چه حیث بدانیم جواب این پرسش تفاوت پیدا می‌كند.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • سه شنبه 30 خرداد 1391

    حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) با یك منطق مذهبی و تكیه بر دلایل فراوان نقلی و عقلی، حكومت در دوره غیبت را حق و وظیفه فقها می دانستند و بصراحت از علما می خواستند برای احیای این حق فراموش شده «قیام» كنند :

    «لازم است كه فقها اجتماعا یا انفرادا برای اجرای حدود و حفظ ثغور و نظام ، «حكومتی شرعی» تشكیل دهند. این امر برای كسی اگر امكان داشته باشد، واجب عینی است و گرنه واجب كفایی است، در صورتی كه ممكن نباشد ولایت ساقط نمی شود، زیرا از جانب خدا منصوبند.»

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • سه شنبه 30 خرداد 1391

    تفاوت اساسی در این است که مجالس الهی اصل اساسی خواست خداوند و اصول شناخته شده اسلام و توجه به خواسته های مثبت مردم شده است در قانون گذاری اصل خداوند است در قانون الهی و کسانی که خداوند مشخص کرده است

    اما در مجالس قانون گذاری غیر الهی هدف دنباله روی از خواسته های مردم است خواه این خواسته انحرافی و باعث انحطاط جامعه یا خواه مثبت و سازنده باشد و در اینجا اصل خواسته های مردم است .

    در قانون گذاری غیر الهی شاید واقعا تشریع حکم الهی و حلال و حرام و مجاز و ممنوع وضع شود بدون این که حاکمان پایبند حکم الهی باشند (مانند حکومت عربستان )

    اما در مجالس قانون گذاری الهی کار اصلی تطبیق احکام الهی به مصادیق آن ویا کارشناسی موضوعی است .

     

  • نظرات() 
  • سه شنبه 30 خرداد 1391

    1)    لزوم علم کافی برای قانون گذاری

    2)    ضرورت پرهیز از گروه گرایی و خود خواهی در مقام تشریع

    3)    ضرورت اعتقاد و التزام به ربوبیت تشریعی ( 1- ربوبیت تکوینی : خداوند همه چیز را خلق کرده  2- ربوبیت تشریعی : غیر از خداوند کسی حق قانون گذاری ندارند )

     

  • نظرات() 
  • سه شنبه 30 خرداد 1391

    اگر همه یا اکثر یت آنان خوهان حاکمیت کسانی باشند حکومت آنان مشروع میشود .

  • نظرات() 
  • سه شنبه 30 خرداد 1391

    چنانچه شهروندان جامعه از حکومتی راضی بودند اطاعت از دستورات حکومت به آنان لازم است طبق این نظریه رضایت افراد باعث الزام سیاسی می شود .

  • نظرات() 
  • سه شنبه 30 خرداد 1391

    هنگامی که مردم با حکومت قرارداد بستند چنین حکومتی مشروع میگردد و یا این که خود مردم با هم قرار بگذارند که فلان حکومت مورد اطاعت واقع شود .

  • نظرات() 
  • سه شنبه 30 خرداد 1391

    تلازم میان حق تکلیف  همیشه ملازمه است مثلا نفقه حق زوجه است متقابلا تکلیفی که به دوش او است حق تمکین است در داد ستد حق فروشنده آن است که مطالبه بها را بنماید و متقابلا او مکلف است کالا را تحویل دهد
    در اینجا هم حکومتی قانونی شد حق او هست که دیگران از او اطاعت کنند و متقابلا بر  مردم هم تکلیف است اطاعت کنند .

  • نظرات() 
  • سه شنبه 30 خرداد 1391

    ارگان رسمی است که به رفتارهای اجتماعی افراد نظارت داشته و سعی میکند به رفتارهای اجتماعی مردم جهت ببخشد اگر مردم از طریق مسالمت آمیز جهت دهی را پذیرا شدند مطلوب حاصل است و گرنه حکومت با توصل به قویه قهریه اهدافش را دنبال می کند (این تعریف شامل حکومتهای مشروع و نامشروع میشود )

  • نظرات() 
  • سه شنبه 30 خرداد 1391

    1) از باب امور حسبیه ( نفع آن به همه میرسد و صاحب مشخصی ندارد ) از این باب اما زمان در وحله اول و بعد فقیه عادل بعد عدول مومنین
    2) از باب روایات رسیده و بنا عقلا و عقل

  • نظرات() 
  • سه شنبه 30 خرداد 1391

    شیخ طوسی متفوی (460 ه ق ) در کتاب النهایه در باب وصیت مینویسد وصی به هنگام فوت نمیتواند دیگری را به جای خود بگذارد و هر گاه فوت کند نظارت بر چنین وصیتی با امام معصوم است اگر امام حضور نداشت این مسئولیت به عهده آل محمد (ص) است چنانچه برای او ممکن نبود کسی به او مسئولیتی نخواهد داشت 

  • نظرات() 
  • سه شنبه 30 خرداد 1391

    شیخ مفید (متفوی 413 ه ق ) در کتاب الارشاد که زندگی نامه اهل بیت در آن آورده شده است
    1) سلطان عادل (امام معصوم ) ناظر در امور مسلمین است
    2) حکومت فقها : شیخ مفید به دنبال وصیت مینویسد در صورت فقدان امام معصوم فقهای عادل شیعه میتوانند انچه را که تحت ولایت سلطان عادل است عهده دار شوند مشروط بر این که این فقها صاحب نظر بوده و دارای درایت و نوعی برتری و شجاعت و مدیریت باشند این همان نظریه ولایت مطلقه فقیه است
    3) تعطیل حکومت : سخن ایشان بر خلاف نظر شیخ صدوق میباشد و بر این باور است که هیچ چاره ای نبود و راه را طاغوت بسته بود باید کناری نشست تا فرجی حاصل شود

  • نظرات() 
  • سه شنبه 30 خرداد 1391

    ژ

    محمد علی ابن بابویه قمی متفوی 381 ه ق در کتاب المقنع فی الفقه در اثنای بحث بیع
    شیخ صدوق در اثنای بحث فقه تلویحا عنوان میکند که در امور کارهای دولتی (زمام دار و حاکم ) با چشم باز مراقب باش تا گرفتار نشوی لکن هرگاه گرفتار همکاری با دولت و زمامدار وقت شدی در ظلم و کارهای ناروای آنها مشارکت نداشته باش و سعی کن که به هر کس نیکی نمائی و حاجت مندان را مادام که رفع نیازشان نکردی برنگردان چنان که امام هشتم (ع) فرمودند خداوند مردان دوستار خود را در کنار زمام داران قرار میدهد تا به وسیله آنان دوستان نیازمند خود را نجات دهد

    نتایج قابل برداشت از نظر شیخ صدوق :

    الف : تحریم سیاسی دولت های جور

    ب : سازماندهی در درون نظام جور ( تئوری دولت در دولت)

  • نظرات() 
  • سه شنبه 30 خرداد 1391

    آن بخش از متون فقهی و نظر فقیهان که مربوط است به قدرت حاکمه و چگونگی کار حاکم -چه کسی حاکم باشد -نحوه حکومت او -شرایط یک حاکم در حکومت اسلامی در زمان غیبت کبری را بیان مینمایم

  • نظرات() 
  • دوشنبه 29 خرداد 1391

    1) اکمال و جامعیت دین (مائده آیه 3 )
    2) طاغوتی بودن هر حکومت غیر الهی (نسا آیه 60)
    3) سنت و سیره عملی رسول مکرم اسلام (ص)  (احزاب آیه 21)
    4) رفتار سیاسی مسلمین در امر جانشینی پیامبر (ص)
    5) اطلاق احکام اسلامی و ضرورت استمرار اجرای آن
    6) ماهیت  برخی قوانین اسلامی مانند احکام دفاع ملی -مالی -جزائی
    7) تکفل درماندگان و بی سرپرستان
    8) حفظ و بهره برداری از ثروتهای عمومی
    9) تامین امنیت داخلی
    10) تنظیم روابط با ملل دیگر

  • نظرات() 
  • دوشنبه 29 خرداد 1391

    اگر حکومت برای هر ملل نحلی جائز است برای حکومت اسلام هم نیاز است
    یکی از اهداف بعثت پیامبران را رفع اختلاف میان مردم است مردم امت واحده می باشند (بقره 213)

  • نظرات() 
  • دوشنبه 29 خرداد 1391

    دلایل نقلی تشکیل حکومت :
    سوره یوسف آیه 43تا56 
    مدیریت صحیح ملت بزرگی از مرگ نجات پیدا میکند - وجود حکومت با مدیر مدبر و آگاه در مواقع بحرانی جلوی زیان و ضرر گرفته میشود - از این آیات این گونه استنباط میشود که حکومت الهی از نعمتهای بزرگ خداوندی است که در سایه حکومت جلوی فساد و ظلم گرفته میشود
    آیه 246 و 251 سوره بقره
    آیه 40و41 سوره حج
    آیه 20 سوره مائده
    آیه 35 سوره ص
    آیه 54 سوره نسا
    آیه 26 سوره آل عمران

    به مساله حکومت اشاره مینماید .
    امیر مومنان علی (ع) در پاسخ به خوارج در طرح سوال لا حکم الا للله سرپرستی و حاکمیت رانفی میکردند میفرماید
    کلمه حق یراد به الباطل حاکمیت اصالتا برای خداوند است و اگر منظور شما این است که کسی نمی تواند حاکم باشد این سخن باطلی است و میفرماید و انه لابد لناس من امیر بر او فاجر (نهج البلاغه خطبه 40)

  • نظرات() 
  • دوشنبه 29 خرداد 1391

    وجود منافع خالی از اختلاف و کشمکش نیست به علت غلبه و خود خواهی انسان است یا اشتباه افراد جامعه در حدود و حقوق خود میباشد و این قوانین در صورتی مورد اجرائ و مفید است که افراد مورد قبول جامعه باید انجام شود و تنها ایجاد حکومت است که جلوی اختلافات را میگیرد
    به فرض که مردم بدون حکومت بتوانند زندگی سالمی داشته باشند ولی پیشرفت و تکامل در علوم و دانشها و صنایع و شئون مختلف اجتماعی تنها در سایه برنامه ریزی دقیق و مدیریت آگاه امکان پذیر است و برنامه ریزی و مدیریت عبارت دیگر از تشکیل حکومت است قوانینی باید باشد تکه جلوی این اختلافات را بگیرد وحدود و محدوده را مشخص کند

  • نظرات() 
  • دوشنبه 29 خرداد 1391

    دلیل ضرورت حکومت :
    الف: دلیل عقلی
    ب: دلیل نقلی
    تردیدی وجود ندارد که زندگی انسان زندگی اجتماعی است چون تمام منافع و آثار مثبت زندگی اجتماعی انسان ها -اعم از پیشرفت تکامل -فنون و صنایع از برکات زندگی اجتماعی است

  • نظرات() 
  • دوشنبه 29 خرداد 1391

    یكى از مفاهیمى كه در اندیشه سیاسى بلافاصله بعد از مشروعیت خودنمایى مى كند، مفهوم مقبولیت است. وقتى نظامى سیاسى رضایت مردم را كسب نمود و با اقبال مردم رو به رو شد مقبولیت یافته است. مشروعیت بیانگر حقانیت است و پاسخى است به این پرسش كه چه قانونى یا چه حاكمى باید بر جامعه حاكمیت داشته باشد. در حالى كه مقبولیت نگاهى جامعه شناسانه به مساله داشته، بیانگر آن است كه چه قانون و حاكمى مى تواند در جامعه حاكمیت داشته باشد. چه بسا قانون و حاكمى بر حق باشد اما مقبولیت مردمى نیابد; چنان كه در طول تاریخ پیامبران زیادى از حقانیت برخودار بوده اما با اقبال مردمى مواجه نشده اند.

     

    ارتباط تنگاتنگ و مستقیم دو مفهوم فوق، موجب شده كه احیانا بین این دو مفهوم خلط گردیده و هر دو به یك معنا انگاشته شوند در حالى كه مقبولیت معلول مشروعیت است; به این معنى كه حكومت مشروع زمینه براى مقبولیتش نیز وجود دارد، البته مشروعیت علت تامه تحقق مقبولیت نیست; زیرا در مقبولیت یك نظام سیاسى افزون بر مشروعیت، عوامل دیگرى از قبیل كارآمدبودن، رعایت حقوق متقابل مردم و زمامداران نیز نقش دارند.

     

     

  • نظرات() 
  • دوشنبه 29 خرداد 1391

    طبق نظریه انتخاب جایگاه مردم مشخص است و اصل مشرویت و قانونی بودن حکومت وابسته به نظر مردم است بحث در نظریه انتصاب است که بر این اساس نظر مردم در مشروعیت این حکومت نقشی ندارد اما جایگاه مردم در مقبولیت آن بسیار مهم است به طور مثال در قرآن سوره انفال آیه 62 (هو الذی ایدک بنصره و بالمومنین 9 یعنی خداوند آن وجودی است که پیامبر را با کمکش به وسیله مومنین یاری نمود اگر حمایت مردم نبود حکومت پیامبر مقبولیت خود را از دست میداد و در خصوص علی (ع) بعد از 25 سال خانه نشینی حضرت در خطبه 3 می فرماید یعنی اگر حضور بیعت کنندگان نبود و با وجود یاوران حجت بر من تمام نمی شد کار حکومت را از دست می گذاشتم با این که امام علی (ع) انتصاب الهی داشت .

     

  • نظرات() 
  • دوشنبه 29 خرداد 1391

    اشاره: ما معتقدیم دین راستین و سیاست صحیح با هم پیوندی ناگسستنی دارند و مكمّل یكدیگر در پیدایش جامعه ایده آلِ الهی هستند. دین منهای سیاست هم چون درخت بی آب است, و سیاست بدون دین همانند آب بی درخت می باشد. استعمارگران همیشه به این نتیجه رسیده اند كه بزرگ ترین خطر برای آن ها, دین و آیین الهی است, لذا همواره می كوشند تا دین را از ماهیت خود تهی كنند, چنان كه آیین مسیحیّت را چنین كردند, و یا دین را در انزوا و در گوشه معابد زندانی نمایند, و نگذارند وارد جامعه و عرصه سیاست گردد. به همین دلیل نظریّه جدایی دین از سیاست را در همه جا مطرح كردند, و آن را به عنوان قانونی قطعی تلقّی نمودند, به طوری كه مردم غرب و غرب زده چنین نظریه ای را ـ كه كاملاً سیاسی, حساب شده و استعاری است ـ باور نمودند.

    با اوج گیری انقلاب اسلامی و پیروزی آن در ایران, این نظریه با گسترش وسیعی از طرف استكبار جهانی و اذناب آن ها در همه جا و در داخل كشور, خودنمایی كرد, لیبرال ها و ملّی گراها در این راستا گوی سبقت را ربودند, و با ترفرندها و دست آویزهای گسترده, به جنگ با ولایت فقیه برخاستند, چرا كه ولایت فقیه پرچم نیرومند حكومت دینی و ملتقای دین و سیاست است.

    بنابر این, همه باید به این هشدار توجه كنند كه نظریه جدایی دین از سیاست, برای ضربه زدن به پیكر مقدس ولایت فقیه, و حكومت و حاكمیّت دینی است. از این رو باید با حمایت فكری و عملی از اصل بالنده و افتخارآفرین ولایت فقیه, در برابر این نظریه واهی و شعار كور به مقابله پرداخته و نگذارند دین اسلام نیز هم چون آیین مسیحیّت در انزوا و گوشه كلیسا قرار گیرد. در این فصل بر آنیم برای ردّ این شبهه و القای شیطانی, به بررسی پیوند دین و سیاست, و ماهیّت این دو بپردازیم.

    عوامل جدایی دین از سیاست

    یكی از محقّقان بزرگ می نویسد: در كشورهای غربی, شعار جدایی دین از سیاست بسیار رایج است, و شاید به یك معنی جزء مسلّمات آن ها شده است. به همین دلیل از تشكیل حكومت اسلامی كه دین و سیاست را به طور قاطع با هم پیوند می زند, وحشت می كنند و رنج می برند, و این به دو دلیل است:

    1ـ آیینی كه در جوامع غربی وجود دارد, آیین مسیحیت كنونی است, و می دانیم كه این آیین بر اثر تحریفات زیادی كه با گذشت زمان در آن پدید آمده است, دین را به صورت یك مسأله كاملاً خصوصی و فردی و منحصر به رابطه خلق و خالق كه تعلیمات آن منحصر به یك سلسله توصیه های اخلاقی می شود, درآورده است و كاری به مسائل اجتماعی و مخصوصاً مسائل سیاسی ندارد. فرق میان دین دار و غیر دین دار, در این جوامع آن است كه فرد دین دار به یك سلسله مسائل اخلاقی پای بند است و هفته ای یك روز به كلیسا می رود و ساعتی به نیایش و مناجات می پردازد, ولی افراد بی دین, تعهّد خاصّی نسبت به مسائل اخلاقی ندارند (هرچند گاهی به عنوان ارزش های انسانی نه دینی, برای آن احترام قائلند) و هرگز به كلیسا نمی روند.

    2ـ خاطره بسیار دردناكی كه آن ها از حكومت ارباب كلیسا در قرون وسطی و دوران انگیزیسیون (تفتیش عقاید) دارند, سبب شده كه برای همیشه دین را از سیاست جدا كنند.

    توضیح این كه, ارباب كلیسا, در قرون وسطی بر تمام شؤون سیاسی و اجتماعی مردم اروپا مسلط شدند, و پاپ ها با قدرت تمام بر كشورهای این قاره حكومت می كردند, حكومتی كه منتهی به استبداد و خودكامگی شدید شد, تا آن جا كه در برابر نهضت علمی بپا خاستند, و هر فكر نو و پیشرفت علمی را به عنوان ضدیت با مذهب درهم كوبیدند, محكمه هایی كه بعداً به نام «انگیزیسیون» نامیده شد برپا كردند, و گروه های بی شماری را به این محكمه كشاندند و محكوم كردند, بعضی را سر بریدند و بعضی را زنده زنده در آتش سوزاندند یا محكوم به زندان نمودند كه در میان آن ها جمعی از دانشمندان معروف علوم طبیعی بود كه تمام پادشاهان از آن ها حساب می بردند, و فرمانشان برای آن ها مطاع بود. افزون بر این ثروت های سرشاری اندوختند, و زندگی تجملاتی عجیبی برای خود فراهم ساختند.

    مجموعه این امور مردم را بر ضدّ آن ها شورانید, به ویژه علمای علوم طبیعی در برابر آن ها موضع گرفتند, و شعار جدایی دین از سیاست از یك سو, و تضاد علم و دین از سوی دیگر, در همه جا سر داده شد, سپس با پیروزی این جناح, كلیسا و حاكمانش از صحنه اجتماع و حكومت عقب رانده شدند, و تنها كشوری كه از آن امپراطوری عظیم در دست ارباب كلیسا باقی مانده, همان كشور بسیار كوچك واتیكان است كه كم تر از یك كیلومتر مربع می باشد؛ یعنی به اندازه روستایی كوچك.

    این ها همه تحولاتی بود كه در اروپا, در آن شرایط خاص به وجود آمد. سپس گروهی كه از كشورهای اسلامی برای تحصیل یا كارهای تجاری, یا سیاحت به فرنگ رفته بودند, این طرز فكر را به هنگام بازگشت به عنوان ارمغان غرب, به شرق اسلامی آوردند, كه دین باید از سیاست جدا باشد؛ بی آن كه تفاوت های عظیمی را كه میان اسلام و مسیحیّتِ تحریف یافته وجود داشت درك كنند, و به تفاوت فرهنگ اسلامی حاكم بر این كشورها با فرهنگ كلیسا بیندیشند.

    با كمال تأسف بعضی از كشورهای اسلامی, تسلیم این توطئه استعماری و تبلیغاتی شدند, و آن را به عنوان یك اصل اساسی پذیرفتند, با توجه به این كه دولت های غربی كه به خاطر حفظ منافع نامشروع خود, از قدرت حكومت اسلام, سخت بیم ناك بوده و هستند, این مسأله را سخت دنبال كردند و كشورهای غرب زده ای همانند تركیه, پیروی از این نظریه را سرلوحه كار خود قرار دادند, و حكومت لائیك بر اساس «سكولاریسم» (حكومت منهای دین) را تشكیل دادند.[1]

    این در حالی بود كه بعضی از كشورهای اسلامی و امت های بیدار مسلمان در برابر این توطئه ای كه می خواست مسلمانان را از اسلام جدا سازد, و اسلام را بسان مسیحیت امروز, به صورت یك رابطه ظاهری و خصوصی خلق با خالق, بیگانه از اجتماع و سیاست درآورد, ایستادند.

    به همین دلیل, هنگامی كه انقلاب اسلامی ایران به ثمر رسید, و نخستین حكومت اسلامی انقلابی تشكیل شد, همگی در غرب انگشت حیرت بر دهان نهادند كه مگر می شود مذهب زمام حكومت را به دست گیرد؟ و بعد از آن كه دیدند این حكومت ریشه دار و با ثبات شد, برای این كه انقلاب اسلامی در مرزهای این كشور محدود بماند و الگویی برای سایر كشورهای اسلامی نشود, دست به تلاش های ویران گر زیادی زدند, كه شرح آن هفتاد من كاغذ شود.

    خوشبختانه بر اثر درایت و هوشمندی امام خمینی ـ قدس سره ـ و یاران و پیروانش, آن توطئه ها نقش بر آب شد, و تفكر تأسیس حكومت اسلامی در بسیاری از كشورهای اسلامی در قاره آسیا و آفریقا, به عنوان یك تفكر زنده و نجات بخش درآمد, هر چند غربی ها و غرب زدگان در برابر آن به شدّت مقاومت می كنند, و در این راه از هیچ كاری, از جمله انواع تهمت ها, برچسب ها, دروغ ها و تبلیغات مغرضانه و القای شبهه ها, فروگذار نیستند.

    استعمارگران غرب, در رأس آن ها استعمار پیر انگلیس مدتی قبل برای رواج فرهنگ غرب و جداسازی دین از سیاست, سه عنصر فرومایه را هم زمان مأمور دین زدایی در كشورهای ایران, تركیه و افغانستان نمودند, این سه عنصر عبارت بودند از: 1ـ رضاخان در ایران؛ 2ـ كمال آتاتورك در تركیه؛ 3ـ امان الله خان در افغانستان, این سه نفر با پشتیبانی استعمارگران, هر كدام ضربه شدیدی بر اسلام و جامعه اسلامی وارد كردند. كمال آتاتورك, در تركیه بنیان گذار حكومت لائیك شد كه هنوز این توطئه در تركیه به شدت ادامه دارد. امان الله خان دیكتاتور افغانستان برای حاكمیت لائیك (حكومت منهای دین) در این كشور, دست به كار شد, ولی در برابر مقاومت مسلمانان, كلوخش به سنگ خورد و چندان توفیقی نیافت. رضاخان در ایران با دیكتاتوری و كُشت و كشتار و ترفندهای دیگر برای براندازی دین, تلاش های مذبوحانه كرد و گستاخی را به جایی رسانید كه در كشور ایران عاصمه تشیع, در روز هفدهم دی ماه سال 1314 هـ .ق, اعلام كشف حجاب اجباری نمود, و در این خصوص پافشاری عجیبی كرد.[2]

    پس از او پسرش محمد رضا پهلوی, دست به كارهای انحرافی فرهنگی برای اسلام زدایی و جای گزینی فرهنگ غرب زد, با انواع تبلیغات و ترفندها به مقابله با اسلام ناب پرداخت, بسیاری از علما و مجاهدان هوشمند را به خاك و خون كشید, ولی در برابر قیام و انقلاب عمیق و گسترده مردم به رهبری امام خمینی ـ قدس سره ـ شكست خورد و گریخت و سرانجام او و افكار استعماریش به زباله دان تاریخ افكنده شد. ولی غائله هنوز تمام نشده, غربزدگان بی محتوا همچنان برای جدایی دین از سیاست تلاش می كنند, تا آخرین تیری را كه در تركش خود دارند به سوی پیكر مقدس ولایت فقیه پرتاب كنند.

    با این هشدار, نظر شما را به تبیین پیوند دین و سیاست, جلب می كنیم:

    معنی و مفهوم سیاست

    واژه سیاست از نظر لغت از «ساس» و «سوس» گرفته شده و به معنای كشورداری, اصلاح امور مردم, و اداره كردن كشور براساس قوانین و برنامه ریزی و تدابیر است, طُریحی لغت شناس معروف در فرهنگنامه مجمع البحرین می نویسد:

    «السیاسه القیام علی الشیء بما یصلحه؛ سیاست یعنی اقدام برای سامان دادن چیزی, به وسیله اموری كه آن را اصلاح كند و سامان بخشد».[1] - پیام قرآن, ج 10, ص 66 ـ 63.

    [2] - جامعه شناسی غربزدگی, ص 69 و 84.

     

  • نظرات() 
  • دوشنبه 29 خرداد 1391

    بر هر كس كه آثار فقهاء و متكلمین شیعه را مرور كند، روشن است كه شیعه، همواره به نحوی به مسئله دولت، توجه داشته است اما البته اوضاع سیاسی جامعه، كاملاً دخالت دارد در این كه كدام علم و در قلمرو كدام مسائلش، بیشتر رشد كرده و مورد توجه قرار گیرد و كدام مباحث، تحت فشار و مورد تهدید و خطر سیاسی بوده و به عبارتی می توان گفت که به بخشی از مسائل آن نمی شده به صراحت پرداخت زیرا در بسیاری از دوران ها ورود صریح به مباحث فقه سیاسی، به معنای اعلان جنگ علیه حاكمیت ها و زیر سؤال بردن اصل مشروعیت آنها بود و به این لحاظ بی هیچ ملاحظه ای سركوب می شد و به این خاطر تا پیش از دوران رسمی شدن تشیع در ایران، فقهاء شیعه در تقیّه محض بسر می بردند.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • دوشنبه 29 خرداد 1391

    نظریّه ولایت فقیه، تنها نظریّه شكل حكومت دینى یا ...؟

    براى یافتن پاسخ صحیح، نخست باید تفسیر خود را از حكومت دینى توضیح دهیم. تفسیر ما از حكومت دینى مبتنى بر مسائل اساسى و پیش فرض هاى مهمّى در رابطه با تبیین ارتباط دنیا و آخرت، رابطه دین و سیاست، مسئله انتظار از دین و دین حدّاقلى و حدّاكثرى است، كه بررسى هر یك از آنها با توجّه به پیچیدگى هایى كه دارد، از حوصله ى این مجال بیرون است.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • دوشنبه 29 خرداد 1391

    به فرموده امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ ، اصل بحث ولایت فقیه تازگی ندارد و از قرن ها پیش در حوزه ها و كتب فقهی فقهای شیعه مورد بحث بوده است و ولایت فقیه از موضوعاتی است كه تصور آن ها موجب تصدیق می شود و چندان نیاز به برهان ندارد و اجمالاً عده زیادی پذیرفته و بعضی نیز آن را مورد مناقشه قرار داده اند، ولی سیر بحث و گستردگی منابع آن و نتیجه گیری از آن در آن چه امام ـ رحمه الله علیه ـ ارائه كردند با آن چه حتی طرفداران ولایت فقیه در گذشته در مباحث فقهی خویش عنوان كردند تفاوت دارد و بعضاً می توان گفت كه تفاوت ماهوی دارد. بسیار اختلاف و فاصله است بین این نظریه كه اسلام عبارت است از حكومت و بین آن اعتقاد كه فقیه فقط ولایت بر امور حسبیه دارد، در ذكر مصادیق امور حسبیه نیز اكتفا به مواردی چون حفظ اموال ایتام و صغار شود.

    امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ در كتاب خود بحث ولایت را از این جا آغاز می كند كه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ كامل ترین دین را آورده اند و هیچ مسئله ای را فروگذار نكرده اند و ما قطعاً می دانیم كه نسبت به حكومت و اداره امت اسلامی نیز برنامه دارد و الّا نقض فاحشی در تشریع خواهد بود؛ زیرا وجود حكومت و نظام از ضروری بشرّ است و فرقی نیز بین حضور و غیبت نیست و این به ضرورت عقل ثابت است كه البته روایاتی نیز دارد و آن گاه به بعض روایات اشاره می كند،اما ولایت مطلقه فقیه از ابتكارات حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ در نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران است كه در بازنگری قانون اساسی سال 68 كلمه «مطلقه» در اصل 57 قانون اساسی وارد شد. اصل 57 قانون اساسی مقرر می دارد:«قوای حاكم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه كه زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آینده این قانون اعمال می گردند. این قوا مستقل از یكدیگرند».

    نظر به این كه تأسیس اصل قانونی ولایت مطلقه فقیه، متأثر از فتوا و نظریات حضرت امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ است كه یك نمونه از آن را می توان در نامه مروخ 16/2/1366 امام خمینی خطاب به حضرت آیت الله خامنه ای ذكر كرد: «اگر اختیارات حكومت در چارچوب احكام فرعیه الهیه است، باید غرض حكومت الهیه و ولایت مطلقه مفوضّه به نبی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ یك پدیده بی معنا و محتوا باشد. اشاره می كنیم به پیامدهای آن كه هیچ كس نمی تواند ملتزم به آن ها باشد؛ مثلاً خیابان كشی ها كه مستلزم تصرف در منزلی است یا حریم آن است در چارچوب احكام فرعیه نیست، نظام وظیفه و اعزام الزامی به جبهه ها و جلوگیری از ورود و خروج ارز و جلوگیری از ورود یا خروج هر نوع كالا و منع احتكار در غیر دو سه مورد و گمركات و مالیات و جلوگیری از گران فروشی، قیمت گذاری و جلوگیری از پخش مواد مخدر و منع اعتیاد به هر نحو از غیر مشروبات الكلی، حمل اسلحه به هر نوع كه باشد و صدها امثال آن كه از اختیارات دولت است... باید عرض كنم حكومت كه شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ است، یكی از احكام اولیه اسلام است و مقدم بر تمام احكام فرعیه حتی نماز و روزه و حج است. حاكم می تواند مسجد یا منزلی را كه در مسیر خیابان است خراب كند و پول منزل را به صاحبش رد كند، حاكم می تواند مساجد را موقع لزوم تعطیل كند و مسجدی كه ضرار باشد در صورتی كه رفع، بدون تخریب نشود، خراب كند. حكومت می تواند قراردادهای شرعی را كه خود با مردم بسته است در موقعی كه آن قرارداد مخالف مصالح كشور و اسلام باشد یك جانبه لغو كند و می تواند هر امری را چه عبادی و یا غیر عبادی كه جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن، مادامی كه چنین است جلوگیری كند. حكومت می تواند از حج كه از فرایض مهم الهی است در موقعی كه مخالف صلاح كشور اسلامی دانست موقتاً جلوگیری كند».

    با این ترتیب، حكومت اسلامی كه از دیدگاه فقهی امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ ، شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ است، در نظام جمهوری اسلامی ایران، به مقام رهبری خلاصه نمی شود، بلكه این حكومت، مانند سایر حكومت ها اصولاً باید از اختیارات و اقتدارات وسیع برخوردار باشد تا بتواند مرزها را حراست، نظم را برقرار، كشور را آباد، نیازمندی های عمومی را تأمین و به طور كلی جامعه را بی هیچ نقصان و بن بستی به نحو شایسته اداره كند.

     

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :13
    • ...  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • 8  
    • 9  
    • 10  
    • ...  

    لینکدونی

    Page Ranking Tool

    

    آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها