یكی از فروعات این دیدگاه، بحث «جعل متشرعان» است. این دیدگاه می گوید چون امام زمان «علیه السلام» امام خمینی را به اسم معرفی نفرموده و اقبال مردم ایران این بزرگوار را به «ولایت» رسانده است بنابراین «ولایت فقیه» را شارع مقدس نفرموده است. بلكه این مومنان متشرع بوده اند كه او را «انتخاب» و «نصب» نكرده اند.

این دیدگاه در ادامه، جنبه شرعی حكومت را بدین گونه حل می كند كه شارع مقدس «جعل متشرعان» را امضا می فرماید و بر این اساس ولایت فقیه به طور عرضی جنبه شرعی پیدا می كند.

باید گفت در فقه شیعه در پاره ای از موارد جزئی كه در قاعده «امور عرفی» می گنجد، بر انتخاب مردم صحه گذاشته می شود. این امور عرفی اصولا در اصل موضوع تصرف ندارد. مثلا وقتی می گویند آب كر زمانی است كه حداقل سه وجب و نیم در طول، عرض و ارتفاع آب روی هم انباشته باشد و این كه در این سه وجب و نیم، دست باید چه حالتی را داشته باشد، می گوید بینید عرف «وجب» رابه چه می گوید. ولی امور مهم و تعیین كننده ای نظیر «حكومت» هرگز به عرف و انتخاب مردم ارجاع داده نشده است. به اعتقاد شیعه همه بلایی كه بر سر دین آمده از مهجوریت ائمه (علیه السّلام) است. چگونه می تواند خود این مهم را به «عرف» و متشرعان» واگذار كند؟

حداقل باید گفت اگر شارع مقدس در دوره غیبت، نسبت به «ولایت مسلمین» سكوت كرده است، هرگز نمی تواند به انتخاب متشرعان صحه بگذارد . چرا كه به هیچ دلیل عقلی و یا تضمین شرعی نمی توان مدعی شد انتخاب مومنان الزاما مورد رضای خداوند سبحان و ائمه بزرگوار(علیه السّلام) است و گرنه باید گفت بسیاری از سلاطین كه با رضایت مؤمنان بی خبر از احكام دین حكمرانی كرده اند حكومتشان از ناحیه شارع مقدس امضا شده است!

البته باید گفت «جعل شارع» و «جعل متشرعان» در پاره ای از اوقات با یكدیگر انطباق پیدا می كنند كما اینكه در ابتدای حكومت حضرت امیرالمومین (علیه السّلام) این تطبیق حاصل شد. ولی الزاما این دو همیشه با هم منطبق نیستند. درعین حال در جمهوری اسلامی تدبیری اندیشیده شده است كه این دو با هم انطباق یابند. (15) چرا كه تحقق عینی ولایت فقیه جز از طریق این انطباق حاصل نمی شود با این حال نباید به این دلیل كه امام مكانیسمی را پیش بینی فرموده اند تا مردم در كار «ولایت فقیه» دخالت پیدا كنند، آنقدر این جنبه را پر رنگ كرد كه جنبه «شرعی» ولایت فقیه تحت الشعاع قرار گیرد. امام خمینی (رحمت الله علیه) كه از یك سو سنتی ترین فقیه و از سوی دیگر پویاترین فقیه این عصر بوده اند در عین اینكه در مورد نصب مهندس بازرگان به نخصت وزیری فرموده است «من به واسطه ولایتی كه از ناحیه شارع مقدس دارم او را نصب كرده ام» در همان حال می فرماید «به واسطه اینكه ملت مرا به رهبری قبول كرده است او را نصب كرده ام» و این دو هیچ منافاتی با همدیگر ندارد. اگر چه صورتی تناقض نما دارد.