جمهوری اسلامی

آن چیزی که در شعار و خواسته مردم مسلمان ایران در سال 1375 از برجستگی و درخشندگی خاصی برخوردار بود و می‏توان آن را جز سوم این شعار محسوب کرد، جمهوری اسلامی بود .

 

استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی یعنی مردم استقلال و آزادی خویش و مملکت را در سایه حکومت جمهوری اسلامی جستجو می‏کردند و با این بیان استقرار هر نوع حکومتی با هر پیشوند و پسوندی را نفی کرده و تنها حکومتی را طلب می‏کنند که هم استقلال و آزادی آنان را تامین کند و هم به هویت اسلامی و دینی آنان ارزش و اقتدار بدهد و لذا حکومت جمهوری اسلامی را بعنوان جز سوم شعار اصلی و اساسی و محوری خود انتخاب کردند .

 

حضرت در قبل و بعد از انقلاب اسلامی در باب حکومت مطلوب خود و ملت ایران در قالب پیامها و مصاحبه‏ ها و پاسخ به سوالات، نوع حکومت آینده ایران را توضیح داده‏ اند که در ذیل برخی بیانات ایشان نقل می‏گردد .

 

سوال: شما تصریح فرموده‏اید که راغب به ایجاد حکومت اسلامی هستید، همانند حکومتی که در ایام [امام] علی (ع) وجود داشت آیا معنی آن این است که به هنگام سقوط خاندان پهلوی، حکومت‏خلافت اسلامی را برپا خواهید داشت؟

 

جواب: حکومت جمهوری اسلامی مورد نظر ما از رویه پیامبر اکرم (ص) و امام علی (ع) الهام خواهد گرفت و متکی به آرای عمومی ملت‏خواهد بود و شکل حکومت‏با مراجعه به آرای ملت تعیین خواهد گردید .

 

سوال: دولت پیشنهادی شما چگونه خواهد بود و چه کسی آن را اداره خواهد کرد؟

 

جواب: راجع به چگونگی دولت و رژیم، پیشنهاد ما جمهوری اسلامی است و چون ملت مسلم است و ما را هم خدمتگزار خود می‏داند، از این جهت‏حدس می‏زنیم به پیشنهاد ما رای دهد . ما از طریق رفراندوم، با ملت، یک جمهوری اسلامی تشکیل می‏دهیم و اما شخص، این تابع آرای مردم است و الان شخص معینی در نظر نیست . 8

 

با قیام انقلابی ملت، شاه خواهد رفت و حکومت دموکراسی و جمهوری اسلامی برقرار می‏شود . در این جمهوری یک مجلس ملی مرکب از منتخبین واقعی مردم، امور مملکت را اداره خواهند کرد . 9

 

سوال: آیا ممکن است توضیح بفرمایید که مقصود از حکومت اسلامی، جمهوری اسلامی چیست؟

 

جواب: تمام ملت از سرتاسر کشور فریاد می‏زنند که ما حکومت اسلامی می‏خواهیم و اما رژیم اسلامی و جمهوری اسلامی، یک رژیمی است متکی بر آرای عمومی و رفراندوم عمومی و قانون اساسی‏اش قانون اسلام و باید منطبق با قانون اسلام باشد . 10

 

ملت ایران خواسته‏های خود را که عبارت از سرنگونی سلطنت پهلوی و برچیده شدن نظام شاهنشاهی و برقراری حکومت اسلامی است، اعلام کرده است و من جمهوری اسلامی را به ملت ایران پیشنهاد کرده‏ام که بعد از سقوط شاه به آرای عمومی می‏گذاریم و هیچ گروه و شخصی نمی‏تواند با خواست ملت ایران مخالفت کند و الا محکوم به نابودی است . 11

 

ما خواهان استقرار یک جمهوری اسلامی هستیم و آن حکومتی است متکی به آرای عمومی. شکل نهایی حکومت‏با توجه به شرایط و مقتضیات کنونی جامعه ما، توسط خود مردم تعیین خواهد شد . 12

 

مبارزات کنونی ایران یک حرکت کاملا اسلامی است است و در جهت تغییر کامل نظام شاهنشاهی و استقرار حکومت جمهوری اسلامی است . 13

 

هدف ما برقراری جمهوری اسلامی است و برنامه ما تحصیل آزادی و استقلال است . 14

 

نظام حکومتی ایران جمهوری اسلامی است که حافظ استقلال و دموکراسی است و براساس موازین و قوانین اسلامی اعلام می‏شود . 15

 

هدف همان است که در سخنرانیها و اعلامیه‏های خود ذکر نموده‏ام:

الف) سرنگونی سلطنت پهلوی ...

 ب) به پا داشتن حکومت جمهوری اسلامی مبتنی بر ضوابط اسلام، متکی به آرای ملت . 16

 

جالب آنکه امام خمینی در 21 آبان 1357 ضمن اشاره به ویژگیهای حکومت جمهوری اسلامی به کسانی که مدعی‏اند حکومت اسلامی برنامه ندارد و یا کسانی که بی‏اطلاع از اسلامند و می‏گویند اصولا جمهوری اسلامی بی‏اساس است، شدید انتقاد می‏کند . و در مصاحبه‏ای دیگر می‏فرمایند: ما خواستار جمهوری اسلامی هستیم . جمهوری فرم و شکل حکومت را تشکیل می‏دهد و اسلامی یعنی محتوای آن فرم،قوانین الهی است.17

 

امام خمینی یک ماه قبل از پیروزی انقلاب در پاسخ به سوال خبرنگاری که می‏پرسد، شکل این جمهوری چطور خواهد بود؟ می‏فرماید: آنچه مهم است ضوابطی است که در این حکومت‏باید حاکم باشد که مهم‏ترین آنها عبارت است از این که اولا متکی به آرای ملت‏باشد به گونه‏ای که تمامی آحاد ملت در انتخاب فرد و یا افرادی که باید مسوولیت و زمام امور را در دست‏بگیرند، شرکت داشته باشند و دیگر اینکه در مورد این افراد نیز خط مشی سیاسی و اقتصادی و سایر شئون اجتماعی و کلیه قواعد و موازین اسلامی مراعات می‏شود . در این حکومت‏به طور قطع باید زمامداران امور دائما با نمایندگان ملت در تصمیم‏گیریها مشورت کنند و اگر نمایندگان موافقت نکنند، نمی‏توانند به تنهایی تصمیم گیرنده باشند .  23/10/1857

 

در زمینه نوع حکومت، اصل اول قانون اساسی می‏گوید:

 

حکومت ایران، جمهوری اسلامی که ملت ایران براساس اعتقاد دیرینه‏اش به حکومت‏حق و عدل قرآن، در پی انقلاب اسلامی پیروزمند خود به رهبری مرجع عالیقدر تقلید آیت‏الله العظمی امام خمینی، در همه پرسی دهم و یازدهم فروردین ماه یکهزار و سیصد و پنجاه و هشت هجری شمسی برابر با اول و دوم جمادی الاول سال سال یکهزار و سیصد و نود و نه هجری قمری با اکثریت 2/98 درصد کلیه کسانی که حق رای داشتند به آن رای مثبت داد . 

 

 

حکومت جمهوری اسلامی در مقدمه قانون اساسی تعریف شده و راجع به آن آمده است:

 

حکومت از دیدگاه اسلام برخاسته از موضع طبقاتی و سلطه‏گری فردی یا گروهی نیست، بلکه تبلور آرمان سیاسی ملتی هم کیش و هم فکر است که به خود سازمان می‏دهد، تا در روند تحول فکری و عقیدتی راه خود را به سوی هدف نهایی (حرکت‏به سوی الله) بگشاید ... 

 

پس مسئله جمهوری مربوط می‏شود به شکل حکومت که مستلزم نوعی دموکراسی است، یعنی این که مردم حق دارند سرنوشت‏خود را خودشان در دست‏بگیرند و این ملازم با این نیست که مردم خود را از گرایش به یک مکتب و یک ایدئولوژی و از التزام و تعهد به یک مکتب معاف بشمارند . 19

و اسلامی بودن این جمهوری به هیچ وجه با حاکمیت ملی و یا به طور کلی دموکراسی منافات ندارد و هیچ گاه اصول دموکراسی ایجاب نمی‏کند که بر یک جامعه ایدئولوژی و مکتبی حاکم نباشد و ما می‏بینیم که احزاب معمولا خود را وابسته به یک ایدئولوژی معین می‏دانند و این امر را نه تنها بر ضد اصول دموکراسی نمی‏شمارند، که به آن افتخار هم می‏کنند، اما منشا اشتباه آنان که اسلامی بودن جمهوری را منافی با روح دموکراسی می‏دانند ناشی از این است که دموکراسی مورد قبول آنان هنوز همان دموکراسی قرن هیجدهم است که در آن حقوق انسان در مسائل مربوط به معیشت، خوراک، مسکن، پوشاک و آزادی در انتخاب راه معیشت مادی خلاصه می‏شود . 20

 

عده‏ای بر این عقیده بودند که پیش کشیدن مسئله جمهوری اسلامی به جای جمهوری مطلق که حق حاکمیت متعلق به عموم افراد ملت است را زیرپا گذاشته است و به عناوین مختلف سعی در تغییر این مفهوم داشتند که به جایجمهوری اسلامی از عبارات دیگری که در جهان مطرح و رایج است استفاده شود و برخی جمهوری دموکراتیک، برخی جمهوری اسلامی دموکراتیک و . .. پیشنهاد می‏کردند و شاید این اعتقاد افرادی بود که اسلامی بودن آن را مغایر با دموکراسی و حاکمیت مردم و حق تعیین سرنوشت‏خویش می‏دانستند و چون برخی دموکراسی رامترادف با آزادی می‏پنداشتند حال آنکه آزادی یک اصل و دموکراسی به معنای مشارکت مردم در اداره امر خویش، یک روش و حاصل تجربه بشر است - معتقد بودند که قید اسلامی در حکومت اسلامی با این نوع آزادی منافات دارد و حاکمیت مطلق مردم را از بین می‏برد، اما غافل از این که مکتبی که در منشور و تعالیم خود اصل آزادی را پذیرفته است می‏تواند از دموکراسی به عنوان یک روش بهره‏مند شود، از این رو است که می‏توان به این باور رسید که اندیشه اسلامی با دموکراسی به مثابه موفق‏ترین روش در اداره امور جامعه تعارض و تضادی ندارد . و این که شکل و محتوای آینده حکومت‏باید فقط جمهوری اسلامی باشد ولاغیر . حضرت امام در یکی از سخنرانیهایشان فرمودند که من به جمهوری اسلامی رای می‏دهم نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم . یعنی امام هم برخلاف اسلامی بودن جمهوری و هم با اضافه کردن عبارات و اصطلاحات دیگری مثل، دموکراسی، دموکراتیک بر جمهوری اسلامی مخالفت می‏نمودند ، زیرا آن را خلاف خواست و اراده ملت می‏دانستند و اهانتی به اسلام .

 

دشمنان تا توانستند راجع به جمهوری اسلامی مخالفت کردند، مثلا جمهوری باشد . اسلام را می‏خواهیم چه کنیم؟ جمهوری دموکراتیک باشد، اسلامش نباشد، آخرش که آن حزب حزبیهایشان صحبت می‏کرد، جمهوری اسلامی دموکراتیک . ملت ما این را قبول کرده گفتند، آنچه ما می‏فهمیم . اسلام را می‏فهمیم و جمهوری را می‏فهمیم چی است .

اما دموکراتیکی که در طول تاریخ پیراهنش را عوض کرده است، هر وقت‏به یک معنی، الان هم این دموکراتیک در غرب یک معنی دارد و در شرق معنی دیگر دارد . افلاطون یک چیزی می‏گفت، ارسطو یک چیزی می‏گفت، این را ما نمی‏فهمیم، ما چیزی را که نمی‏فهمیم چه ادعایی داریم که ذکرش کنیم و بر آن رای بدهیم، آنچه که می‏فهمیم اسلام را می‏دانیم چی هست . یعنی می‏دانیم که رژیم عدل است . که در آن عدالت است . از حکامی که در صدر اسلام بودند مثل علی بن ابیطالب فهمیدیم چه کاره است، چه می‏کند و جمهوری را هم معنایش را می‏فهمیم که باید ملت رای بدهند، اینها را قبول داریم، اما آن دموکراتیک را حتی پهلوی اسلام هم بگذارید ما قبول نداریم، علاوه بر این معنی این اهانت‏به اسلام است، شما این را پهلویش می‏گذارید، معنایش این است که اسلام دموکراتیک نیست و حال آن که از همه دموکراسی‏ها بالاتر است، از این جهت ما اصلا آن را قبول نمی‏کنیم، پهلوی آن بگذارید مثل دینی است که بگویید جمهوری اسلامی عدالتی این توهین به اسلام است، زیرا عدالت متن اسلام است . از این جهت این را هم ملت قبول نکردند و بعضی از اصحاب قلم و روشنفکران جدیت داشتند که این کلمه اسلام نباشد و ما این طور فهمیدیم که چون از اسلام ضربه دیدند می‏خواهند این نباشد . خوب همه قدرتها دیدند که نفت اینجا از دستشان گرفته شده است و این را چه کسی گرفته است؟ ملتی که اسلام را فریاد می‏زنند ...  21 . پس امام آن چیزی را که موجب از بین رفتن اسلام و اسلام‏خواهی ملت ایران می‏دانستند تغییر محتوای انقلاب یعنی، اسلامی بودن آن بود و از اضافه نمودن واژه‏هایی چون دموکراسی و دموکراتیک و ... بر جمهوری اسلامی ممانعت می‏ورزیدند . شهید مطهری مقصود و نظر امام از این کار را این طور بیان می‏نماید:

 

در اسلام آزادی فردی و دموکراسی وجود دارد، منتها با تفاوتهایی که میان بینش اسلامی و بینش غربی وجود دارد، با توجه به این نکته روشن می‏شود که در عبارت جمهوری دموکراتیک اسلام، کلمه دموکراتیک حشو و زاید است، به علاوه در آینده وقتی که مردم در دولت جمهوری اسلامی یک سلسله آزادیها و دموکراسیها را دیدند خواهند گفت که اینها نه به دلیل اسلامی بودن این جمهوری، که به دلیل دموکراتیک بودن آن حاصل شده است . یعنی جمهوری اسلامی دو جنبه پیدا خواهد کرد، بنیادهای دموکراتیک و بنیادهای اسلامی و آنچه که به آزادی و حقوق فردی و دموکراسی ارتباط پیدا می‏کند مربوط است‏به بنیادهای دموکراتی . این جمهوری نه به بنیادهای اسلامی و در مقابل یک سلسله قواعد، عبادات و معاملات وجود دارد که به جنبه اسلامی حکومت مربوط می‏شود . ما می‏خواهیم تاکید کنیم که چنین نیست . در اسلام هم دموکراسی و آزادی هست و دموکراسی در اسلام یعنی انسانیت رها شده و حال آنکه این واژه در قاموس غرب به معنای حیوانیت رها شده را متضمن است . 

 

دلیل دیگر که در تاکید برخلاف کلمه دموکراتیک مورد نظر امام بوده، رد تقلید از غرب و تقلید کورکورانه از معیارهای آنان است، استدلال امام این است که نمی‏خواهد چشم ملتش به غرب دوخته شده باشد، این دنباله‏روی نه تنها کمکی به ملت ایران نمی‏کند، بلکه در نهایت‏به تضعیف روحیه و شکست او منجر می‏شود . از نظر امام به کار بردن این کلمه نوعی خیانت‏به روحیه مستقل این ملت است . زیرا ما گوهر آزادی را در فرهنگ خودمان داریم و بی‏نیازیم از این که دست طلب به سوی دیگران دراز کنیم . 22