پرسش:

آیا نظر شهید مطهری(ره) این بود که نقش ولی فقیه در کشور اسلامی، نقش یک ایدئولوگ است نه اینکه در راس دولت قرار گیرد و عملا حکومت کند؟

 

پاسخ:

 

برای درک و دریافت نظر یک اندیشمند درباره یک موضوع خاص، باید کل آثار او را مورد مطالعه قرار داد و در عین حال جغرافیای زمان و مکان را نیز در نظر گرفت که یک نظریه در چه شرایط زمانی و مکانی مطرح شده است.

 

 در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی شهید مطهری (ره) نظریه‏ای درباره حکومت اسلامی دارد که باید بر اساس این منطق آن را مورد تحلیل قرار داد. در آن کتاب شهید مطهری به دنبال تبیین این مسئله  بود که جمهوری اسلامی به مفهوم حکومت روحانیون نیست و با دموکراسی نیز منافاتی ندارد. در شرایط سالهای اولیه انقلاب اسلامی برخی از دیدگاهها وجود داشت که بر تباین میان حکومت اسلامی و حکومت دموکراتیک تأکید می‏کردند، در نتیجه شهید مطهری بدنبال رفع این سؤء تفاهم بودند، و در آنجا دقیقا به این مسئله اشاره دارند:

 

بنابراین اسلامی بودن این جمهوری به هیچ وجه با حاکمیت ولی فقیه و ... یا بطور کلی با دموکراسی منافات ندارد و هیچگاه اصول دموکراسی ایجاب نمی کند که بر یک جامعه؛ ایدئولوژی و مکتبی، حاکم نباشد[1].

 

مسئله ولایت فقیه را هم که مطرح کردید از همین قبیل است ،ولایت فقیه به این معنی نیست که فقیه خود در رأس دولت قرار بگیرد و عملا حکومت کند[2].

 

البته این نظر را هم  امام راحل  قبل از پیروزی انقلاب اسلامی داشتند و بیشتر بر نقش نظارتی روحانیون تاکید می کردند[3] ولی نکته مهم این است که شهید مطهری بر اسلامی بودن حکومت تاکید می کردند ولی اسلامی بودن را ملازم با حکومت روحانیون نمی دیدند و در عین حال آن را مباین با هم  نمی‏دیدند یعنی در صورتی که ماهیت اسلامی حکومت با حضور روحانیون در عرصه‏های اجرایی قابلیت تحقق پیدا می کرد، با آن مخالفت نمی‏کردند، بلکه از آن استقبال هم می کردند، همانطور که امام هم از این مسئله در سالهای بعد حمایت کردند .

 

بنابراین مسئله اصلی برای شهید مطهری، اسلامی بودن حکومت است و اگر این مسئله و هدف با ایفای نقش نظارتی از سوی روحانیون تأمین می شد، نیازی به حضور روحانیون در مشاغل اجرایی نبود ،ولی در صورتی که این هدف؛ حضور روحانیون در مشاغل سیاسی و اجرایی را ضروری می ساخت، شهید مطهری با آن مخالفت نمی کردند، چنانکه خود ایشان اولین عضو منصوب حضرت امام در شورای انقلاب بودند و لذا  ایشان در کتاب دیگر خود یعنی درباره جمهوری اسلامی این مسئله را بدین صورت مورد تأکید قرار می‏دهد که:

...این است که این نهضت در ابتدای کار؛ دست انداخته است روی حساسترین و اساسی‏ترین نقطه ها یعنی همان کاری که در صدر اسلام شد. در دوره‏های بعد روحانیت فکر می کرد نوعی تقسیم کار میان خودش و مؤمنین برقرار کرده است و آن این است که  وظیفه خودش را گذشته از وظایف خاص روحانی؛ تعلیم و آموزش اسلام و تربیت اسلامی، نظارت و کنترل جامعه در حد امر به معروف ونهی از منکر می‏دانست و می‏خواست مسلمانان دیگر، طبقات و قشرهای دیگر،این وظیفه را بدرستی انجام دهند،این بود که با انحرافات مبارزه می کرد ولی بیش از این دیگر جلو نمی‏آمد، ولی امروز نهضت ما دارد از نهضت صدر اسلام پیروی می‏کند یعنی قبل از هر چیز به سراغ نظام حاکم فاسد می‏رود و در صدر برنامه نهضت روحانیت ما مسئله حکومت اسلامی مطرح است[4].

 

 

 

[1]پیرامون انقلاب اسلامی ، ص 83

 

[2]همان، ص 85

 

[3]صحیفه نور جلدهای اول و دوم

 

[4]درباره جمهوری اسلامی ایران، ص 78