چکیده
مقام معظم رهبری، اسلام را مظهر اعتدال می دانند. زیرا در اسلام هیچ افراط و تفریط ندارد. حفظ اعتدال از نظر امام (ره) حرکت قاطع در خط «نه شرقى و نه غربى».اصرار فراوان بر استقلال حقیقى و همه‏ جانبه‏ ى ملت‏ می دانستندکه بعد بین المللی معنی اعتدال می باشد. بعد داخلی اعتدال را رهبر معظم انقلاب به  اعتدالى که مظهرش در زندگى ما عدالت اجتماعى است‏ تعبیر می نمایند. اعتدال، یعنى در هیچ جهت دچار افراط نشوید، محیط اسلامى، محیط رحمت، اعتدال، حاكمیت معنویّت و تقواست، اسلام دین انسانیّت و اعتدال و خردورزى و تسلیم در برابر حق متعال است،عدل یعنى هر چیزى در جاى خود قرار گرفتن است.
کلید واژه: اعتدال ،افراط ،تفریط، اسلام،عدالت اجتماعی
مقدمه
انقلاب اسلامی ایران که سر آغاز دوباره حکومت اسلامی می باشد، اعتدال را به عنوان پایه و اساس شکل گیری نظام اسلامی قلمداد می کند.
با توجه مطرح شدن مقوله ای به نام “اعتدال” توسط برخی نخبگان سیاسی ؛ لازم است چند کلامی به بررسی این واژه و مفهوم آن بپردازیم که به راستی اعتدال و میانه روی از منظر رهبر انقلاب چیست؟ و به چه اموری تعلق دارد؟ فرمایشات رهبر انقلاب به عنوان میزان و شاخص برای مسئولین و مردم شریف ایران می باشد، باید بدانیم که نظر مقام معظم رهبری در مورد اعتدال چه می باشد تا مسئولین و مردم به نام اعتدال به بیراهه نروند زیرا کلام مقام معظم رهبری در هر امری که میفرمایند فصل الخطاب میباشد.
اعتدال مصدر باب افتعال از ریشه «عدل» و در لغت به معنای حدّ متوسط بین دو وضعیت دیگر است ، ازاین‌رو نقطه مقابل اعتدال ، افراط و تفریط نامیده‌می‌شود

اعتدال به معنی میانه حال شدن در کمیت و کیفیت است و به معنای تعادل و میانه‌روی نیز کاربرد دارد[1]
و در قرآن نیز به صراحت راه رستگاری و نزدیکی به خداوند منش اعتدال شناخته شده‌است.
در آیه هشتم سوره مائده آمده‌است:" یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَی أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَی وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ"
امام (ره) در مبارزه با استكبار جهانى، حفظ قاطع در خط «نه شرقى و نه غربى»، بر استقلال حقیقى و همه ‏جانبه‏ ى ملت‏ ایران اسلامی در مقابل دشمنان انقلاب، مسیر ملت و مسئولین را تا ظهور امام غائب را مشخص نموده اند و رهبر انقلاب ایران امام خامنه ایی حفظ الله که راه همین امام بزرگوار را می پیمایند و در کلامشان این گونه میفرمایند:
«آرمان‏هاى بزرگى كه امام (ره) بیان مى‏ كردند، عبارت بود از: مبارزه با استكبار جهانى، حفظ اعتدال‏ قاطع در خط «نه شرقى و نه غربى»، اصرار فراوان بر استقلال حقیقى و همه‏ جانبه‏ ى ملت- خودكفایى به معناى كامل- پافشارى فراوان و تمام ‏نشدنى بر حفظ اصول دینى و شرع و فقه اسلامى، ایجاد وحدت و همبستگى، توجه به ملتهاى مسلمان و مظلوم دنیا، عزت بخشیدن به اسلام و ملتهاى اسلامى و مرعوب نشدن در مقابل قدرتهاى جهانى، ایجاد قسط و عدل در جامعه‏ ى اسلامى، حمایت بى‏ دریغ و همیشگى از مستضعفان و محرومان و قشرهاى پایین جامعه و لزوم پرداختن به آن‏ها. همه‏ ى ما شاهد بودیم كه امام در این خطوط، مصرانه و بدون تعلل، حركتش را ادامه داد. ما باید راه و اعمال صالح و حركت مداوم او را دنبال كنیم»[2]
اعتدال، یعنى در هیچ جهت دچار افراط نشوید
«دوم، اعتدال‏ را رعایت كنید. اعتدال‏، یعنى در هیچ جهت دچار افراط نشوید. بعضى در منبرها دچار افراط مى ‏شوند؛ حالا یا در طرف جهات اخلاقى، یا در طرف جهات سیاسى؛ فرق نمى‏ كند. على ‏اىّ‏ حال، افراط مذموم است؛ مستحسن نیست. البته مردم به اخلاقیات خیلى احتیاج دارند. ما احتیاج به یك انقلاب اخلاقى داریم؛ براى اینكه در خودمان و در آحاد مردم مان، صفات رذیله را ریشه ‏كن كنیم و اخلاق مُسلِم حقیقى را با همان خصوصیاتى كه در روایات و آیات كریمه‏ ى قرآن هست، در مردم رشد بدهیم. اخلاق، خیلى لازم است؛ اما این‏طور نباشد كه ما وقتى اخلاق مى‏ گوییم، یا براى مردم حدیث مى ‏خوانیم، بكلى از مسائل روز، مسائل انقلاب، مسائل جهان، مسائل زندگى و تاریخچه‏ ى این یازده سالِ پُر از حادثه بركنار باشیم. همان‏طور كه عرض كردم، بعضى كه منبر مى ‏روند، وقتى انسان پاى منبرشان مى ‏نشیند، گویى در این كشور انقلابى رخ نداده، گویى رهبرى مثل امام راحل (رضوان اللّه علیه) ظهور نكرده، گویى این جنگ اتفاق نیفتاده است! این‏طور حرف مى ‏زنند و بكلى از اوضاع بركنارند! این، از آن طرف افراط است. »[3]
اعتدال و عدم افراط هم، یكى از آن شرایط است
«در ماه رمضان، منبر را بین احكام دینى همین احكام عملى، فردى و جمعى نصایح و اخلاقیات متخذه از آیات كریمه‏ ى قرآن و احادیث شریفه و تكیه‏ ى روى این‏ها و استفاده‏ ى صحیح از آن‏ها، و نیز بیان مسائل روز و تكالیف مردم در جنب انقلاب و كشور و شناساندن دوست و دشمن تقسیم كنید. پس، اعتدال‏ و عدم افراط هم، یكى از آن شرایط است»[4]
آسمانها هم با همان اعتدال و عدالت و میزان بودن سرپا هستند
«در قلمرو حیات اجتماعى، چیزى كه به ‏عنوان هدف معین شده است، عدالت اجتماعى است. «لیقوم الناس بالقسط (205).». «قسط» با «عدل» فرق مى‏كند. عدل یك معناى عام است. عدل همان معناى والا و برجسته‏ اى است كه در زندگى شخصى و عمومى و جسم و جان و سنگ و چوب و همه‏ى حوادث دنیا وجود دارد. یعنى یك موازنه ‏ى صحیح. عدل این است. یعنى رفتار صحیح؛ موازنه‏ ى صحیح؛ معتدل بودن و به سمت عیب و خروج از حد نرفتن. این، معناى عدل است. لكن قسط، آن‏طور كه انسان مى ‏فهمد، همین عدل در مناسبات اجتماعى است. یعنى آن چیزى كه ما امروز از آن به «عدالت اجتماعى» تعبیر مى‏ كنیم. این، غیر از آن عدل به معناى كلى است. انبیا اگرچه حركت كلى‏ شان به سمت آن عدالت به معناى كلى است «بالعدل قامت السماوات و الارض (206)»؛ آسمانها هم با همان اعتدال‏ و عدالت و میزان بودن سرپا هستند اما آن چیزى كه فعلًا براى بشر مسئله است و او تشنه‏ ى آن است و با كمتر از آن نمى ‏تواند زندگى كند، قسط است. قسط یعنى اینكه عدل، خرد شود و به شكل عدالت اجتماعى در آید. «لیقوم الناس بالقسط.» انبیا براى این آمدند»[5]
محیط اسلامى، محیط رحمت، اعتدال، حاكمیت معنویّت و تقواست‏
«از سى، چهل سال قبل، كارهایى كه جوانان به اسمهاى مختلف مثل بیتل و ... مى‏ كردند، تا امروز، همه به خاطر این است كه آن جوامع قادر نیستند آن عواطف انسانى را اشباع و ارضا كنند. خشكند، بى‏ انعطافند، یك‏جانبه ‏اند، ظالمند، سخت‏گیرند. محیط اسلامى، این‏طور نیست. محیط اسلامى، محیط رحمت، اعتدال‏، حاكمیت معنویّت و تقواست كه خودِ معنویّت و تقوا، یعنى آغوش بازى براى همه‏ ى عواطف انسانى، همه ى احساسات صحیح بشرى، همزیستى و آسایش معنوى انسانها و آرامش دل‏ها.»[6] 
اسلام كه دین انسانیّت و اعتدال و خردورزى و تسلیم در برابر حق متعال است‏
«اسلام، هم در هنگام طلوع خود و هم امروز، راهى به دنیایى نوین، با زندگى‏اى سعادتمندانه و متضمّنِ صلاح و فلاح انسان بوده و هست. رنجهاى اصلى بشر نیز كه اسلام كمر به زدودن آن‏ها بسته در آن زمان و پیش از آن و امروز، همواره مسائلِ ثابت و واحدى بوده و هست. فقر، جهل، تبعیض، جنگ و ناامنى و بالاخره زندانى شدن در حصار مادّیگرى و اسارت در كمند خویهاى زشتِ خویشتن، از همان رنجهاى اصلى است. اسلام كه دین انسانیّت و اعتدال‏ و خردورزى و تسلیم در برابر حق متعال است و بى‏شك همه ‏ى ادیان، پیش از ورودِ دستهاى تحریف، چنین بوده اند درمان این دردهاى انسانى را با شیوه‏اى دور از زیاده‏ روى و افراط و تفریط و از راههاى خردپسند، بر بشر عرضه كرد و آدمى را به ذكر و تضرّع و رابطه‏ى باطنى با خداى خود فراخواند و مبارزه با بدى و تجاوز و ظلم و فساد و نیز مبارزه‏ ى دائم با خودخواه ى و خودپسندى و هوس‏رانى را به او آموخت و بدان توصیه كرد. احكام عمده ى اسلام‏ بدین‏ گونه شكل گرفته و برنامه‏ ى اسلام براى زندگى فردى و اجتماعى و اخلاقى و سیاسى بشر، از این ریشه‏ ها روییده است.» [7]
بعضى با اعتدال، بعضى با افراط، بعضى با تفریط. شعار آزادى، زنده مانده است؛ اما شعار استقلال برخلاف آن دو شعار دیگر، در انزوا قرار گرفته است
«آنچه را كه من امروز با شما مردم عزیز در میان مى‏ گذارم، این است كه شعار اصلى انقلاب ما این سه كلمه بود: استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى. جمهورى اسلامى، همان نظامى است كه وارد میدان شد؛ با تلاشهاى خود و چالشهایى كه با آن روبه‏رو بوده است، پیش می‏رود و راه را باز مى‏كند. شعار آزادى، جزو شعارهاى بسیار جذّاب است؛ تكرار شده است؛ در بارهى آن حرف زده ‏اند؛ مقاله نوشته ‏اند؛ كتاب نوشته ‏اند و شعار داده ‏اند. در باره ‏ى آزادى، سخن ها گفته شده است؛ بعضى با اعتدال‏، بعضى با افراط، بعضى با تفریط. شعار آزادى، زنده مانده است؛ اما شعار استقلال برخلاف آن دو شعار دیگر، در انزوا قرار گرفته است.»[8]
عدل یعنى هر چیزى در جاى خود قرار گرفتن. معناى لغوى عدل هم یعنى میانه. اعتدال هم كه مى‏گویند
«
پایه ى سوم ایمان عدل است. عدل یعنى هر چیزى در جاى خود قرار گرفتن. معناى لغوى عدل هم یعنى میانه. اعتدال‏ هم كه مى‏ گویند، از این واژه است؛ یعنى در جاى خود، بدون افراط و بدون تفریط؛ بدون چپ ‏روى و بدون راست‏ روى. این هم كه مى‏ گویند عدل یعنى قرار دادن هر چیزى در جاى خود، به‏ خاطر همین است. یعنى وقتى هر چیز در جاى خود قرار گرفت، همان تعادلى كه در نظام طبیعت بر مبناى عدل و حق آفریده شده، به وجود مى ‏آید. در رفتار انسان، عدل لازم است. براى حكمران، عدل لازم است. در موضع‏ گیرى، عدل لازم است. در اظهار محبت و نفرت، عدل لازم است. قرآن فرموده است: «و لا یجرمنّكم شنئان قوم على الّا تعدلوا»؛ دشمنى با كسى موجب نشود كه شما درباره‏ ى او از عدالت كناره بگیرید و عدالت را رعایت نكنید؛ «اعدلوا هو اقرب للتّقوى». بنابراین عدل هم یكى از پایه ‏هاى ایمان است. اگر عدل بود، ایمان مى ‏ماند.»[9]
اعتدالى را كه ما بناى زمین و زمان را بر اساس آن اعتدالِ خدادادى مى‏دانیم و مظهرش در زندگى ما عدالت اجتماعى است‏
«تا مى‏ گوییم محاسبه و عقلانیت، عده‏ ای  مى ‏گویند مواظب باشید، دست از پا خطا نكنید، عقل را رعایت كنید؛ نبادا یك حرفِ آن‏چنانى بزنید كه در دنیا آن‏طورى بشود؛ نبادا یك كارِ آن‏چنانى بكنید كه دنیا صف‏ آرایى كند. این‏ها عقلانیتِ محافظه‏ كارانه است؛ من به این اصلًا اعتقاد ندارم. بنابراین اگر بخواهید عدالت را به‏ درستى اجرا كنید، احتیاج دارید به محاسبه‏ ى عقلانى و به كار گرفتن خرد و علم در بخش‏هاى مختلف، تا بفهمید چه چیزى میتواند عدالت را برقرار كند و اعتدالى را كه ما بناى زمین و زمان را بر اساس آن اعتدالِ‏ خدادادى مى‏ دانیم و مظهرش در زندگى ما عدالت اجتماعى است، تأمین كند.»[10]
با اعتدال، با روش منطقى و صحیح مسائل را دنبال كنید و بدانید كه خواست و پیگیرى شما اثر دارد
«توصیه‏ ى من به فضاى دانشجوئى و محیط دانشجوئى، همین مطلبى است كه عرض كردم؛ یعنى خواستن، مطالبه كردن، داعیه داشتن؛ هم در زمینه‏ ى مسائل سیاسى و اجتماعى، هم در زمینه‏ ى مسائل علمى، هم در زمینه‏ ى مسائل خاص دانشگاهى؛ همراه با عقلانیت. من از اول انقلاب تا حالا، حتى در آن روزهائى هم كه روزهاى بعضى از تحركات نامتناسب بود و من به دانشگاه تهران مى ‏آمدم و با جوانها صحبت مى‏كردم، عقیده و سلیقه ‏ام همین بود كه دانشجو باید از افراط و تفریط پرهیز كند؛ من با افراط كارى و زیاده‏ روى‏ هاى گوناگون در هر جهتى، موافق نیستم. با اعتدال‏، با روش منطقى و صحیح مسائل را دنبال كنید و بدانید كه خواست و پیگیرى شما اثر دارد. این تصور غلط نبادا به ذهن بیاید كه چه فایده دارد؛ نخیر، كاملًا فایده دارد. اگر مثلًا شعار عدالتخواهى كه حالا یك مسئولى این را بر زبان آورده، گفته مى ‏شد، بعد هم تمام مى ‏شد، كسى در جامعه پرچم عدالتخواهى را به دست نمى‏ گرفت. مطمئن باشید یك دولت عدالتخواه و یك گفتمان عدالتخواهى مثل امروز به وجود نمى‏ آمد. شماها كردید؛ كار شما جوانها بود؛ به عنوان جنبش عدالتخواهى، به عنوان طرح مسئله‏ ى عدالتخواهى- نمى‏ خواهم حالا به یك تشكیلات خاص اشاره كنم- این را در دانشگاهها جوانهاى مؤمن، جوانهاى متعهد، جوانهاى بامسئولیت مطرح كردند، گفتند؛ وقتى تكرار شد، به شكل یك گفتمان عمومى درمى‏ آید و نتیجه ‏اش را در گزینش هاى مردم، در جهت‏گیرى‏ هاى مردم، در شعارهاى مردم، در انتخابات مردم، نشان مى‏ دهد. بنابراین شما یك گام جلو آمدید. من مى‏ بینم بعضى از دوستان دانشجو- حالا چه در این جلسه، چه شاید بیش از این؛ در ارتباطات دیگرى كه با من گرفته مى‏ شود- نسبت به برخى از مسائل مربوط به عدالت و رفع تبعیض و مبارزه‏ ى با فساد، در ذهنشان سؤالاتى مطرح مى ‏شود كه خوب حالا چى كه دائم گفتیم. بله، گفتید و شد؛ منتها این انتظار كه همه‏ ى آنچه را كه ما خواستیم، در كوتاه ‏مدت تحقق پیدا كند، عملى نیست؛ در هیچ شرائطى در كوتاه‏ مدت، آرمان‏هاى بزرگ تحقق پیدا نمى‏ كند. آرمان‏هاى بزرگ احتیاج به استمرار عمل دارد. كار را بایستى به صورت پیگیر دنبال كرد و از آن مأیوس نشد تا به نتیجه برسد.»[11]
بعضیها با نام عقلانیت، با نام اعتدال، با نام پرهیز از جنجال و دردسر بین‏ المللى، مى‏خواهند از مبانى انقلاب و اصول انقلاب كم بگذارند
بعضیها با نام عقلانیت، با نام اعتدال‏، با نام پرهیز از جنجال و دردسر بین‏ المللى، مى‏ خواهند از مبانى انقلاب و اصول انقلاب كم بگذارند! این نمى‏ شود؛ این نمى‏ شود. این نشانه‏ ى بى‏ صبرى و نشانه‏ ى خسته شدن است. گاهى این خسته شدن را- كه خودشان خسته شده ‏اند- به مردم نسبت مى‏ دهند: مردم خسته شده‏ اند! نه، نخیر. مردم آن وقتى‏ كه احساس كنند مسئولین كشور با سربلندى مسلمانى و عبودیت خودشان را اعلام مى‏ كنند، خوشوقت مى‏شوند؛ خوشحال مى‏ شوند. این مردم، مسلمانند. حركت مردم هم به خاطر همین بود. این مردم مگر همان مردمى نیستند كه انقلاب كردند؟ شعارهاى انقلاب چه بود؟ این مردم مگر همان مردمى نیستند كه هشت سال این جنگ مظلومانه را اداره كردند؟ همین مردم اداره كردند. مگر مردم دیگرى هستند؟ غیر از آن مردمى كه توى این كشور این كارهاى بزرگ را انجام دادند، كدام مردم این كارها را كردند؟ پریشب تلویزیون فرمایش امام را راجع به مرحوم آیت‏اللَّه طالقانى نقل مى‏ کرد، كه دیدم واقعاً سرتاپاى بیانات امام، اول تا آخر، كلمه كلمه‏ اش، نكته و حكمت است- رحمت و رضوان خدا بر او باد- ایشان در سخنرانى به مردم مطلبى به این مضمون مى‏ فرمود كه نگاه كنید ببینید مردم در تشییع جنازه‏ى آقاى طالقانى چه گفتند؟ گفتند اى نائب پیغمبر ما، جاى تو خالى. عزادارى آن‏ها براى نائب پیغمبر است. مسئله‏ى نیابت پیغمبر مطرح است؛ عالم دین. این نكته را امام از حرف مردم استفاده مى‏ كند و به ما تحویل مى‏ دهد. این درست است. مردم، پایبند اسلامند. در كنار مردم‏دارى، در كنار مردمى بودن، براى مردم دل سوزاندن، براى مردم كار كردن، به آراء مردم اهمیت گذاشتن، به احساسات و عواطف مردم اهمیت دادن؛ این است مردمى بودن. وقتى مردم ببینند شما كه مسئول جمهورى اسلامى هستید، افتخار مى‏ كنید، اعتزاز مى‏ كنید به مسلمانى خودتان، به ضد استكبارى بودن خودتان، به ضد استبدادى بودن خودتان و از طرفى افتخار و اعتزاز مى‏كنید به خدمتگزارى‏ مردم؛ با مردم هستید، با مردم انس پیدا مى ‏كنید، به مردم محبت مى‏كنید، از مردم كمك می‏خواهید در مسائل گوناگون، خوب، مردم خرسند مى‏شوند؛ مردم این مسئول را دوست مى‏ دارند؛ خوششان مى‏ آید. ما وظیفه‏ مان این است. ما حق نداریم از شعارهاى انقلاب و شعارهاى اسلام عقب‏ نشینی كنیم؛ این، یك بى ‏صبرى است. این بى‏ صبرى‏ اى است كه نباید این را قبول كرد. پایبندى به این شعارها برخلاف خواست دشمن، برخلاف نظر دشمن، با حركت كشور به سوى پیشرفت به معناى حقیقى كلمه، هیچ منافاتى هم ندارد كه همیشه سعى مى كردند این‏جور القاء كنند كه اگر اسلامى هستید، پس دیگر پیشرفت و دست یافتن به مراحل بالاى رفاه مادى و پیشرفت علمى ممكن نیست؛ نخیر، درست بعكس است؛ درست بعكس است. ما پیشرفت‏هایمان زیاد بود[12]
اسلام، مظهر اعتدال است
شعار دولت، اعتدال است؛ اعتدال، شعار بسیار خوبی است، ما هم تأیید می کنیم اعتدال را؛ افراط محکوم است و بد است. سفارشی که من میکنم این است که مراقب باشید جریانهای مؤمن را با شعار اعتدال کنار نزنند؛ بعضی‌ها این کارها را دارند میکنند، من میبینم در صحنه‌ی سیاسی کشور؛ با شعار اعتدال، با شعار پرهیز از افراط، سعی میکنند جریان مؤمن را که در خطرها آن جریان است که زودتر از همه سینه سپر میکند، آن جریان است که دولتها را در مشکلات واقعی به معنای حقیقی کلمه حمایت میکند، کنار بزنند؛ مراقب باشید. اسلام، مظهر اعتدال است. این «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم»(۲۹اعتدال است؛ «قتِلوا الَّذینَ یَلونَکُم مِنَ الکُفّار»(۳۰اعتدال است؛ امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر اعتدال است -اعتدال اینها است دیگر - معنای اعتدال این نیست که ما از کارهای احساس وظیفه‌ای که فرد مؤمن، جریان مؤمن، مجموعه‌ی مؤمن انجام میدهد، جلوگیری کنیم.[13]
نتیجه
در نتیجه کلام مقام معظم رهبری ایشان اسلام را مظهر اعتدال میدانند و ایشان می خواهند با اعتدال، با روش منطقى و صحیح مسائل را دنبال كنیم و بدانیم كه خواست و پیگیرى ما اثر دارد
ایشان این گله مندی را از کسانی که به نام اعتدال و با نام عقلانیت، با نام پرهیز از جنجال و دردسر بین‏المللى، مى‏خواهند از مبانى انقلاب و اصول انقلاب كم بگذارند اشاره نموده اند و همچنین بعضى با اعتدال، بعضى با افراط، بعضى با تفریط. شعار آزادى، زنده مانده است؛ اما شعار استقلال برخلاف آن دو شعار دیگر، در انزوا قرار گرفته است
ایشان اعتدالى را كه ما بناى زمین و زمان را بر اساس آن اعتدالِ خدادادى مى‏دانیم و مظهرش در زندگى ما عدالت اجتماعى میدانند
ایشان میفرمایند عدل یعنى هر چیزى در جاى خود قرار گرفتن. معناى لغوى عدل هم یعنى میانه. اعتدال هم كه مى‏گویند
ایشان اسلام را دین انسانیّت و اعتدال و خردورزى و تسلیم در برابر حق متعال میدانند
همجنین محیط اسلامى، محیط رحمت، اعتدال، حاكمیت معنویّت و تقواست‏ را اشاره فرمودند
در انتها به اصرار فراوان امام (ره) در مبارزه با استكبار جهانى، حفظ اعتدال قاطع در خط «نه شرقى و نه غربى»، اصرار فراوان بر استقلال حقیقى و همه‏جانبه‏ى ملت‏ رهنمود فرمودند.

 

..............................

پاورقی

[1] فرهنگ دهخدا
[2] 
بیانات در مراسم بیعت نخست‏وزیر و هیئت وزیران‏16/ 03/ 1368
[3]  
سخنرانى در جمع فضلا و طلاب و روحانیون مشهد04/ 01/ 1369
[4]
سخنرانى در جمع فضلا و طلاب و روحانیون مشهد04/ 01/ 1369
[5]  
بیانات در دیدار مسئولان و كارگزاران نظام، به مناسبت عید مبعث‏01/ 11/ 1371
[6] 
بیانات در دیدار پرستاران و جانبازان به مناسبت روز پرستار19/ 06/ 1376
[7]  
بیانات در مراسم گشایش هشتمین اجلاس سران كشورهاى اسلامى‏18/ 09/ 1376
[8] 
بیانات در اجتماع بزرگ مردم قم‏14/ 07/ 1379
[9]  
بیانات در دیدار اعضاى هیئت دولت‏20/ 08/ 1383
[10]  
بیانات در دیدار اعضاى هیئت دولت‏08/ 06/ 1384
[11]  
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار دانشجویان نخبه، برتران كنكور و فعالان تشكل‏هاى سیاسى فرهنگى دانشگاهها17/ 07/ 1386
[12] 
دیدار رؤساى سه قوه و مسئولان و مدیران بخشهاى مختلف نظام‏19/ 06/ 1387
[13]  
بیانات در دیدار مسئولان نظام1393/04/16