تبلیغات
ولایت فقیه - مطالب مبانی ولایت فقیه

ولایت فقیه

مبانی حکومت اسلامی شیعی و پاسخ به شبهات ولایت فقیه

پنجشنبه 28 دی 1391

با نگاهی به آثار فقهای برجسته تاریخ تشیع‌

 

با بررسی متون فقهی از دوران غیبت امام‌عصر(عج) تاکنون می‌توان به این نتیجه دست یافت که ولایت فقیه دارای پیشینه و سابقه‌ای طولانی است؛ چنان که حتی می‌توان سابقه آن را پیش از عصر غیبت نیز جستجو کرد.

هر چند عده‌ای، سابقه آن را به دوران مرحوم محقق نراقی نسبت می‌دهند و وی را مبتکر این نظریه می‌دانند، اما با ارزیابی ابواب فقهی موجود در متون فقهی که با دولت و ولایت سیاسی در ارتباط هستند همچون جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نماز جمعه، قضاوت، حدود و...

می توان اذعان کرد که پیشینه نظریه ولایت فقیه به عصر غیبت امام زمان(عج) می‌رسد. حال با این اشاره کوتاه، قصد داریم به پیشینه این نظریه در دوره‌های گذشته و مرور بعضی از متون فقهی برخی از این فقها بپردازیم.

 

ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • یکشنبه 17 دی 1391

    از آن جا كه در جمهورى اسلامى ایران، حاكمیت، الهى است طبق قانون اساسى این حاكمیت از طریق قوانین الهى و رهبرى دینى (ولایت فقیه) اعمال مى شود به همین جهت در حقوق اساسى جمهورى اسلامى ایران، كلیه ى امور زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت اداره مى شود و در جمهورى اسلامى ریاست كشور با ولى فقیه است و مقام رهبرى به لحاظ امامت و هدایت نظام داراى وظایف و اختیاراتى است كه مطابق قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران، قواى حاكم در جمهورى اسلامى ایران عبارت اند از: قوه ى مقننه، قوه ى مجریه و قوه ى قضائیه كه زیر نظر ولایت مطلقه ى امر و امامت امت، طبق اصول آینده ى این قانون، اعمال مى گردند.[1]

                              

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • دوشنبه 1 آبان 1391

      فقیه جامع الشرایط، داراى چهار شان دینى مى‏باشد كه دو شان علمى است و دو شان دیگر آن، عملى مى‏باشد. این چهار وظیفه، عبارتند از: 1.حفاظت 2.افتاء 3.قضاء 4.ولاء.

                                                             

                                                                      


    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • یکشنبه 30 مهر 1391

                                                                 

    یكی از نكات بسیار مهمی كه شورای بازنگری قانون اساسی در سال 1368 در ارتباط با رهبری مورد توجه قرار داد, اضافه كردن لفظ «مطلقه» به «ولایت فقیه» در اصل پنجاه و هفتم بود.

    این اقدام را باید حركتی در راه تحقق هر چه دقیق تر اندیشه حضرت امام(ره) در مورد گستره ولایت فقیهان در عصر غیبت کبری دانست كه در دهه اول انقلاب اسلامی مكرر و در واقع مختلف آن را گوشزد می كردند.

    این امر در تغییر اصل پنجاه و هفتم نیز موثر افتاد و علاوه بر این كه تنظیم روابط بین قوای سه گانه را در اصل یكصد و دهم در حوزه اختیارات ولی فقه گذاشت, و حل معضلات نظام كه از طرق عادی قابل حل نیست را به رهبری سپرد, برای این كه توهم نشود اختیارات ولی فقه محدود به اصل یكصد و دهم است,‌در اصل پنجاه و هفتم نیز عبارت «ولایت مطلقه» قرار داده شد.

                                                                                                                              

                                                                   



    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 19 مهر 1391

    "ولى فقیه" كوفه

    عمار از اولین شاگردان مدرسه فقهى «ارقم‏» و یكى‏از اندیشمندان عمده وابسته به مكتب علوى بود. او در اولین روزهاى‏سال یكم هجرى از طرف پیامبر به لقب «فقیه‏» مفتخر گردید. عمار كه در زمان پیامبر به مردم فتوا مى‏داد، بنا بر عقیده ‏امام على(ع) مؤمنى بود كه استخوانش پر از ایمان شده بود. دیرى نپاییدكه عمار در گرفتن منصب از طرف حكومت «جور» به دو یار دیرین خود حذیفه و سلمان پیوست و آنها توانستند شهروندان تحت امر خود را به  ‏كانون طرفدارى از «ولایت‏» تبدیل كنند. همانطور كه از سال 11 هجرى،‏ستاره اقبال آن كم فروغ شده بود.عمار با وجود افول نظریه ولایت «معصومین‏» جاى استوار و مشخصى را درنظریه «ولایت فقهاء» یافت. در دهه ‏هاى آغازین پس از رحلت پیامبر(ص) عمار تحت نظارت امام زمانش وبا اذن او كارهایى انجام داد كه به «ولایت فقیه‏» به عنوان صورت ‏نازلترى از «ولایت معصومین(ع)» انجامید. اولین عمل عمار در زمینه ‏اثبات «ولایت فقهاء» پذیرفتن ولایت ‏بر كوفه از طرف عمر بود . به‏ نظر او «ولایت فقهاء» بر جامعه باید با اذن امام معصوم(ع) باشد.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 19 مهر 1391

     

    به راستى نمى‏توان تاریخ آغاز نظریه ولایت فقیه را به آسانى تعیین‏كرد. مسلمان ها از همان صدر اسلام با دو مسئله اساسى روبرو بوده‏اند:یكى غیبت پیامبر و عدم حضور ایشان در بسیارى از شهرها و دیگرى نیاز مبرم به احكام و دستورات سیاسى و فردى. بنابراین به افرادى نیازداشته‏اند كه بتوانند دستورات را براى آنها تبیین نمایند، در میان‏آنها قضاوت نمایند و یا بعضا امور سیاسى اجتماعى آنها را سر و سامان‏ بخشند، این مسئله در دوران ائمه معصومین نیز وجود داشته كه تعیین‏فقهایى خاص را مى‏طلبیده است. بعضى از اندیشمندان گرچه به عنوان نظریه‏پردازاختصاصى ولایت فقیه شناخته شده نیستند و (مانند سلمان فارسى)اما از اوایل قرن دوم هجرى، مواضع مشخصى پیرامون ولایت فقیه‏ صدورمى‏یابد كه آنها را آشكارا به عنوان نظریه ولایت فقیه مى‏توان‏بازشناخت.

    رشته‏اى از حركت هاى سیاسى كه به‏ دنبال تجمع در سالن سرپوشیده «بنى ساعده‏» در سال یازدهم هجرى ‏پدیدار شد و در سراسر سده‏هاى اول ادامه داشت را باید به عنوان‏ مهمترین عامل در پیدایش نظریه ولایت فقها بر جامعه به شمار آورد.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 7 مهر 1391

    بررسی این كه بر چه اساس و معیاری قدرت حاكمیّت بر ملّت به عهده فرد و یا دستگاهی نهاده می شود تا آن فرد یا دستگاه حاكمه شرعاً و قانوناً حقّ استفاده از قدرت را داشته باشد؟ این بحث از مباحث ریشه دار فلسفه سیاست است كه به گونه های مختلف و بر اساس مكاتب گوناگونی كه در فلسفه سیاست وجود دارد مورد بررسی قرار گرفته است و تعابیر گوناگونی را برای بیان آن برگزیده اند. از جمله تعبیر «قدرت اجتماعی»، است كه در قالب مفهوم عرفی قدرت می گنجد. به این معنا كه بجز قدرت مادی و جسمانی و قدرت مدیریت، كارگزاران باید برخوردار از قدرت دیگری باشند كه «قدرت اجتماعی»، نام می گیرد. حال سؤال می شود كه حكومت «قدرت اجتماعی»، مشروعیت و حق تصدی امر حكومت و اجرای قانون را از كجا می گیرد؟ برچه اساسی كسی برخوردار از این حق می گردد كه در رأس هرم قدرت قرار می گیرد؟ در یك كشور 60 میلیونی كه شخصیت های فرهیخته، متخصص و شایسته فراوانی دارد، چطور فقط یك نفر در رأس هرم قدرت قرار می گیرد؟ چه كسی این قدرت را به او می دهد؟ اساساً ملاك مشروعیت حكومت، دولت و متصدیان و كارگزاران حكومتی چیست؟


    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 12 مهر 1391

     

    با انقلاب اسلامی و حاكمیت ولایت فقیه كه یك نوع عقلانیت بنیادی در ذات خود دارد و به شدت برخلاف عقلانیت غربی است، جهت حركت جامعه دگرگون شد. ولایت فقیه، شعبهای از فقه اسلامی است كه این، امضایی بهمعنای حافظ نظام اجتماعی بودن است. به این معنا كه اسلام در ابتدای ظهورش، زندگی اجتماعی مردم را منحل نكرد و منكر آداب و رسوم آنها نشد ...

     اساس انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) برپایه ولایت فقیه بنا نهاده شده است. امام(ره) با هدف جایگزینی نظام ولایت فقیه بهجای نظـام شاهنشاهی، در سال 1357 انقلاب اسلامی را بنیان نهاد. امروزه عدهای مدعی میشوند كه مسئله ولایت فقیه، با عقلانیت جور در نمیآید و بدون عقلانیت هم پیشرفت حاصل نمیشود. پس، ایران با ولایت فقیه به پیشرفت دست نمییابد. این در حالی است كه از مشروطه به بعد عملا عقلانیت غربی در جامعه ما حاكم شد و سردمداران نظام، تمام تلاش خود را در جهت سوق دادن جامعه بهسمت سكولاریزم بهكار بردند تا اخلاق، سیاست، اقتصاد و حتی دین سكولار داشته باشیم.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 3 شهریور 1391

    ولایت «بالذات‏» و «بالعرض‏»

    مقتضای برهان عقلی در نیازمندی انسان به قانون الهی که قران کریم نیز آن را تاکید می‏کند، آن است که کمال انسان، در اطاعت از کسی است که او را آفریده و بر حقیقت او و جهان (دنیا و آخرت) و ارتباط متقابل این دو مرحله، آگاه است و او کسی نیست جز ذات اقدس اله و از اینرو، عبودیت و ولایت، منحصر به «الله‏» است; یعنی انسان به حکم عقل و فطرتش موظف است که فقط عبد خداوند باشد و تنها ولایت‏خداوند را بپذیرد.

     

    قرآن کریم، در عین حال که عزت، قوت، رزق، شفاعت، و ولایت را به خدا و غیرخدا اسناد می‏دهد، در نهایت و در جمع بندی، همه آن اوصاف کمالی را منحصر در ذات اقدس خداوند می‏داند.

     

    به عنوان نمونه، درباره «عزت‏» می‏فرماید:«و لله العزة و لرسوله و للمؤمنین‏»19،یعنی عزت مال خدا و رسول خدا و مؤمنین است; ولی در جای دیگر می‏فرماید: «العزة لله جمیعا»20; یعنی تمام عزت‏ها از آن خداست.

     

    درباره «قوت‏» نیز فرمود:«یا یحیی خذ الکتاب بقوة‏»21 و به بنی‏اسرائیل فرمود:«خذوا ما اتیناکم بقوة‏»22

     

    و در دستور به مجاهدان اسلام:«و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة‏»23،اما پس از این اوامر که نشانگر امکان قوت برای انسان‏هاست، می‏فرماید:«ان القوة لله جمیعا»24،همه قوت از آن خداست.

     

    قرآن مجید در زمینه «رزق‏» نیز نخست‏خداوند را به عنوان «خیر الرازقین‏» معرفی می‏نماید که لازمه‏اش وجود رازقان دیگری غیر از خداست:«قل ما عند الله خیر من اللهو و من التجارة و الله خیر الرازقین‏»25

    یعنی آنچه نزد خداست، بهتر است از لهو و از تجارت، و خداوند بهترین رزق‏دهندگان است;

     

    لیکن در آیه دیگری می‏فرماید:«ان الله هو الرزاق ذو القوة المتین‏».26ضمیر «هو» در این آیه، ضمیر فصل است و با الف و لام «الرزاق‏» ، مفید حصر است; یعنی تنها رزاق خداست.

     

    در خصوص «شفاعت‏» ، از تعابیری مانند«فما تنفعهم شفاعة الشافعین‏»27،معلوم می‏شود که غیر از خداوند شفاعت‏کنندگانی وجود دارند، اما در آیات دیگری می‏فرماید تا خدا اذن ندهد، کسی حق شفاعت ندارد و در جای دیگر فرمود:«قل لله الشفاعة جمیعا»28،(ای پیامبر!) بگو که همه شفاعت مخصوص الله است.

     

     

    در مورد ولایت نیز همین گونه است. در سوره «مائده‏» فرمود:

     

    «انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون‏»29

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 2 شهریور 1391

    «ولایت‏» واژه‏ای عربی است که از کلمه «ولی‏» گرفته شده است. «ولی‏» در لغت‏عرب، به معنای آمدن چیزی است در پی چیز دیگر; بدون آنکه فاصله‏ای در میان آن دو باشد که لازمه چنین توانی و ترتبی، قرب و نزدیکی آن دو به یکدیگر است. از اینرو، این واژه با هیئت‏های مختلف (به فتح و کسر) درمعانی «حب و دوستی‏» ، «نصرت و یاری‏» ، «متابعت و پیروی‏» ، و «سرپرستی‏» استعمال شده که وجه مشترک همه این معانی همان قرب معنوی است.

     

    مقصود از واژه «ولایت‏» در بحث ولایت فقیه، آخرین معنای مذکور یعنی «سرپرستی‏» است. ولایت ‏به معنای سرپرستی، خود دارای اقسامی است و باید هر یک توضیح داده شود تا روشن گردد که در این مساله، کدام‏یک از آنها موردنظر می‏باشد.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 22 تیر 1391

    مقدمه : برای اداره جامعه خداوند احکامی را نازل کرده است که این احکام مثل همه قوانین نیاز به شخصی دارد که آن را تفصیر نماید

    و همچنین علاوه به تفسیر نیاز به شخصی دارد که احکام را به مصادیقش تطبیق نماید مثلا فلان حادثه خاص مصداقی از این قانون خاص است غیر از تفسیر و تطبیق علاوه بر این در اجراء هم  نیاز دارد و فردی لازم است که سه مسئولیت را بتواند به عهده بگیرد شایسته ترین فرد در دوران حضور رسول اکرم به اتفاق همه مسلمانان شخص پیغمبر بوده است که دارای عصمت بوده و پس از او طبق نظر شیعه امام معصوم این وظیفه را به عهده دارد و در زمان غیبت معصوم باید فردی باشد که نزدیکترین فرد از نظر احکام دینی به معصوم باشد این همان فقیه جامع الشرایط می باشد .

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 22 تیر 1391

    برخی دیگر از مبانی اندیشه سیاسی شیعه عبارت اند از :

    1)    انتظار : انتظار در لغت به معنای چشم به راه بودن و در اصطلاح به مفهوم چشم به راه امام زمان (عج) داشتن است . انتظار ریشه در قران و حدیث دارد عامل تحرک سیاسی و انقلاب فردی اجتماعی شیعیان است زیرا شیعیان با وجود غیبت امام زمان (عج) خود را همیشه در محضر او می بینند و می کوشند به خطا و گناه آلوده نشوند . اعتقاد راستین به انتظار به معنای کوشش در زدودن فساد و آماده سازی زمینه های قیام آن حضرت است .

    2)    رجعت: رجعت در لغت به معنای بازگشت و بازگشت به دنیا و در اصطلاح به معنای بازگشت مسلمانان ناب و کافران محض به همراه بازگشت امامان معصوم (ع) و پیامبران (ع) پس از ظهور امام زمان (عج) به دنیا است بنابراین تحقق رجعت به تحقق انتظار و ظهور امام زمان (عج) به این دنیا است . رجعت همچنین عاملی برای تحرک سیاسی و انقلاب فردی و اجتماعی است چرا که از یک سو امید به روشن شدن حقایق را به دنبال دارد و از سوی دیگر شیعیان می کوشند به گونه ای  رفتار کنند تا از مومنانی باشند که به همراه ائمه اطهار (ع) به دنیا بازگردند

     

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 22 تیر 1391

    سه اصل عمده فرهگی به نظام اجرائی حکومت اسلامی حاکم است

    که آن را از سایر حکومت ها جدا می کند

    1)    مسؤلان اجرائی خود را امانت دار الهی می دانند که باید حکومت و مقامات حکومتی را به آنها سپرده به عنوان یک ودیعه حفظ کنند و رابط میان خداوند و بندگان او باشند و هر چه او فرمان داده به صورت دقیق اجرا کنند آنها نمی توانند در فکر حفظ مقام ویا منافع خود یا گوره خاصی باشند .

    2)    مردم مسئولان را مبعوثان الهی می دانند و اطاعت آنا را در طول اطاعت خدا و فرمان الهی می دانند چون قوانین حکومت اسلامی قانون خدا است و اطاعت آن موجب ثواب و نجات در آخرت و مخالفت آن گناه و مایه عذاب در سرای دیگر خواهد بود .

    3)    در چنین حکومتی باید روح معنویت و ارزشهای اخلاقی بر همه چیز سایه بیفکند و مسائل اخلاقی و انسانی در سر لوحه کارها قرار بگیرد چرا هدف نهائی از تشکیل حکومت و بهتر زیستن و فراهم آمدن مقدمات برای سیر علی الله و قرب به خداوند و تکامل روحی و معنوی است .

     

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 21 تیر 1391

    درباره اینكه نظریه ولایت فقیه كدام یك از اقسام ولایت است، باید گفت: كسى براى فقیه، مدّعى ولایت تكوینى نیست و نمى خواهد او را تصرف كننده نظام خلقت و قانونمندى هاى جهان آفرینش معرفى كند;[1]گرچه ممكن است احیاناً، فقیهى، به طور فردى، در اثر مجاهدت نفسانى و بزرگى روح، به درجاتى از كمال برسد كه توان تصرّف تكوینى در بخش هایى از عالَم را دارا باشد.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 21 تیر 1391

    جایگاه مردم در حکومت اسلامی مقبولیت می آورد نه مشروعیت

    به اعتقاد ما همه هستی از آن خداوند است انسانها هم مانند همه پدیده هایعالم هستی مملوک خداوند است بنده ای که همه چیز آن از آن خداوند است تصرف در او بدون اذن مالک حقیقی مجاز نخواهد بود به همین خاطر مشروعیت دینی به مقبولیت آن ترجیح دارد و خلاصه انسانی که می خواهد برای دیگران تصمیم بگیرد راجع به زمینها – جنگلها - بیابانها – معادن  تمامی اینها باید با جواز الهی باشد خداوند است که مشخص می کند چه کسی شایستگی تصرف دارد اطاعت از رسول امام و اطاعت از فقیه در عرض اطاعت خداوند نیست و همه آنها به اذن خداوند است (سوره انفال آیه 62 و خطبه 3 نهج البلاغه )

     

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 21 تیر 1391

    قانون اساسی زمینه تحقق رهبری فقیه جامع الشریط را كه از طرف مردم به عنوان رهبر شناخته می شود، آماده كرده است تا ضامن عدم انحراف سازمان های متخلف از وظایف خود باشد.

    ولایت فقیه در مقدمه قانون اساسی چنین طرح شده است:

    «طرح حكومت اسلامی بر پایه ولایت فقیه كه در اوج خفقان و اختناق رژیم استبدادی از سوی امام خمینی ارائه شد انگیزه مشخص و منسجم نوینی را در مردم مسلمان ایجاد نموده و راه اصیل مبارزه مكتبی اسلام را گشود،...»

    هم چنین در مقدمه قانون اساسی آمده است: «ولایت فقیه عادل، بر اساس ولایت امر و امامت مستمر، قانون اساسی زمینه تحقق رهبری فقیه جامعه الشرایطی را كه از طرف مردم به عنوان رهبر شناخته می شود (مجاری الامور بید العلماء بالله الامناء علی حلاله و حرامه) آماده می كند تا ضامن عدم انحراف سازمان های مختلف از وظایف اصیل اسلامی خود باشد».

    اصل 5 قانون اساسی ولایت فقیه را به عنوان یك خصیصه ممتاز نظام اسلامی شناخته است كه مقرر می دارد: «در زمان غیبت حضرت ولی عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است كه اصل یكصد و هفتم عهده دار آن می گردد».

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 21 تیر 1391

    اصل امامت که از عقاید خاص شیعه است . بر اساس این اصل حضرت رسول اکرم (ص) به امر خداوند حضرت علی (ع) و یازده فرزند معصومش (ع) را به رهبری مسلمانان برگزیدند . پس از آغاز غیبت کبری شیعیان بر اساس آیات قرآن و رهنمود معصومان (ع) صرفا فقیهان عادل و عالم حافظ دین مخالف هوا و مطیعه امر مولا را شایسته رهبری یافتند . اگر چه اینان معصوم نی ستند ولی اداره شئون عمومی مسلمانان اقتضا می کند که از اختیارات معصوم برخوردار باشند.  

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 21 تیر 1391

     

    در مورد دلایلی که تشکیل حکومت اسلامی را خصوصاً در عصر غیبت امام معصوم ضروری و مقتضی می نماید, امام خمینی سلام‌الله‌علیه به سیره نبوی استناد نموده اند. دلایل ایشان عبارت اند از:

    سنت و رویّه پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم دلیل بر تشکیل حکومت است, زیرا

     

    اولاً: خود تشکیل حکومت داد. و تاریخ گواهی می دهد که تشکیل حکومت داده, و به اجرای قوانین و برقراری نظامات اسلام پرداخته و به اداره جامعه برخاسته است: والی به اطراف می فرستاده, به قضاوت می نشسته, و قاضی نصب می فرمود, یا سفرایی به خارج و نزد ر…سای قبایل و پادشاهان روانه می کرده; معاهده و پیمان می بسته; جنگ را فرماندهی می کرده و خلاصه, احکام حکومتی را به جریان می انداخته است.

     

    ثانیاً: برای پس از خود به فرمان خدا تعیین (حاکم) کرده است. وقتی خداوند متعال برای جامعه پس از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم تعیین حاکم می کند, به این معناست که حکومت پس از رحلت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نیز لازم است. و چون رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم با وصیت خویش فرمان الهی را ابلاغ می نماید, ضرورت تشکیل حکومت را نیز می رساند.

     

    از دیدگاه فقهی امام خمینی سلام‌الله‌علیه (ضرورت اجرای احکامِ شرع) همان طور که تشکیل حکومت اسلامی را در زمان رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ایجاب می نموده, دلیلی است بر لزوم ایجاد حکومت اسلامی و تشکیل آن در عصر حاضر. بدیهی است ضرورت اجرای احکام, که تشکیل حکومت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را لازم آورده, منحصر و محدود به زمان آن حضرت نیست; و پس از رحلت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نیز ادامه دارد.

     

    هم چنین لزوم وحدت اسلامی ) دلیلِ عقلی دیگری است بر ضرورت ایجاد حکومت اسلامی که توسط امام خمینی سلام‌الله‌علیه ارائه شده است: ما برای این که وحدت اسلام را تائمین کنیم, برای این که وطن اسلام را از تصرّف و نفوذ استعمارگران و دولت های دست نشانده آن ها خارج و آزاد کنیم, راهی نداریم جز این که تشکیل حکومت بدهیم.

     

    مضافاً, ضرورت نجات محرومان و مبارزه با ظالمان, (وظیفه مسلمین و علمای اسلامی) را در ایجاد دولت اسلامی مشخص و محرز می کند: (ما وظیفه داریم مردم مظلوم و محروم را نجات دهیم. ما وظیفه داریم پشتیبان مظلومین و دشمن ظالمین باشیم. همین وظیفه است که امیرالمومنین علیه‌السلام در وصیّت معروف به دو فرزند بزرگوارش تذکر می دهد و می فرماید: وَ کُونا لِلظّالِمِ خَصماً, و لِلمَظلُومِ عَوناً.

     

    علمای اسلام موظف اند با انحصارطلبی و استفاده های نامشروع ستمگران مبارزه کنند; و نگذارند عده کثیری گرسنه و محروم باشند, و در کنار آن ها ستمگران غارتگر و حرام خوار در ناز و نعمت به سر ببرند.

     

    از سوی دیگر, پیرامون ضرورت ایجاد ارکان حکومتی برای حکومت اسلامی, امام خمینی سلام‌الله‌علیه ایجاد قوه مجریه و تصدی حاکم اسلامی برای اجرای احکام و مجموعه مقررات و قوانین شریعت الهی را ضروری و الزامی دانسته اند: مجموعه قانون برای اصلاح جامعه کافی نیست. برای این که قانون مایه اصلاح و سعادت بشر شود, به قوه مجریه احتیاج دارد. به همین جهت, خداوند متعال در کنار فرستادن یک مجموعه قانون, یعنی احکام شرع, یک حکومت و دستگاه اجرا و اداره مستقر کرده است. رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در رائس تشکیلات اجرایی و اداری جامعه مسلمانان قرار داشت. علاوه بر ابلاغ وحی و بیان و تفسیر عقاید و احکام نظامات اسلام, به اجرای احکام و برقراری نظامات اسلام همت گماشته بود تا دولت اسلام را به وجود آورد.

     

    از دیدگاه فقهی امام خمینی سلام‌الله‌علیه, تشکیل حکومت اسلامی یکی از احکام اولیه اسلام است به طوری که ایجاد آن مقدم بر تمامی احکام فرعیه حتی نماز, روزه و حج است. چه این که حکومت اسلامی شعبه ای از ولایت مطلقه رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است.

     

     

  • نظرات() 
  • سه شنبه 13 تیر 1391

     

    ولایت فقیه مسئله ای است در طول امامت كه یكی از اصول عقاید شیعه می باشد و معمولاً فقها و صاحبان فنّ به تناسب پیرامون آن به بحثهای متنوعی پرداخته اند.

    برای اثبات ولایت فقیه از طرف علما و دانشمندان شیعه دلایل متعددی اقامه شده است. و برخی از فقهای برجسته در مسأله، ادعای ضرورت نموده و گفته اند، ولایت و حكومت فقیه اساساً نیازی به دلیل و برهان ندارد. زیرا كه این نوع ولایت و حكومت در جامعه بشری ضروری است.

    حضرت امام خمینی - رحمة الله علیه - در این باره می فرمایند:«مسأله ولایت فقیه بعد از تصور اطراف قضیه به حدّی روشن و واضح است كه از مسائل نظری محسوب نمی گردد و لذا نیازی به دلیل و برهان ندارد،»[1] ولی با این وجود ادله فراوانی بر اثبات ولایت فقیه در متون اسلامی وارد شده است.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • دوشنبه 12 تیر 1391

    بارها گفته شد كه «ولایت فقیه» اصلا از سنخ ولایت بر محجور نیست. آنچه در فقه رایج، مطرح است، با آنچه كه به عنوان ولایت فقیه كه ره توشه امام راحل بود؛ فرق فراوان دارد. آنچه در شرح لمعه و امثال آن مطرح است، ولایت بر غیب و قصر است. در اول فقه، در وسط فقه، در آخر فقه؛ ولایت بر محجورین مطرح است و همین دستاویز دیگران است كه (ولایت) را به (وكالت) متنزل كرده اند.

    در بحث طهارت و صلاه و نماز بر مرده می گویند: اولی به نماز بَر مرده، ولیّ مرده است. گرچه نماز میت بر همه واجب كفائی است، ولی صحتش مشروط به اذن ولیّ مرده است. اینجا كه سخن از ولایت مطرح است، ولایت بر مرده مطرح است. درباره بحث حدود و قصاص و دیات، می گویند: ولی دم یكی از امور چهارگانه قصاص، تخفیف، عفو یا دیه را انتخاب می كند. در كتاب حجر، ولایت بر محجورین و صبی، سفیه و دیوانه، ورشكست و مفلس است كه اینها به منزله (مرده) هستند. آن ولایت فقیهی كه در فقه رائج مطرح است، ولایت بر مرده یا ولایت بر كسانی است كه به منزله مرده اند!

     

  • نظرات() 
  • شنبه 10 تیر 1391

    شیخ انصاری در بحث بیع همانند دیگران ولایت را طرح می كند كه ولایت بر محجورین است، ولی در بحث قضا راهی می رود كه صاحب جواهر طی كرده است. این بزرگ فقیه می گوید: مقبوله عمر بن حنظله مضمون و مفادش مورد پذیرش همه فقهاست. لذا در كرسی فقاهت و قضا و داوری به این مقبوله استشهاد می شود. آنگاه می گوید: اینكه امام صادق(ع) اول فرمود كه: فارضوا به حكماً، و بعد نفرمود: انی جعلته حكما؛ بلكه فرمود: انی جعلته حاكماً(1)! برای آن است كه منصب والای ولایت فقیه را تبیین كند؛ تنها سمت حكم و قضا بودن نیست، تنها برای فقیه داوری و قضا تثبیت نشد! اگر مقبوله پیامش حكمیت و داوری فقیه بود، تنها كرسی قضا در اختیار فقیه بود؛ امام نمی فرمود: فانی جعلته حاكماً! چون لحن را عوض كرد و از حكم به حاكم رسید، معلوم می شود تدبیر و اداره امور مسلمین، تنظیم شئون امور مسلمین در عصر غیبت طبق بیان امام صادق(ع) به عهده فقیه جامع الشرائط است.

    1) الكافی/ 7 / 214

     

  • نظرات() 
  • شنبه 10 تیر 1391

     

    در زمینه ولایت فقیه ، از دو جبنه كلامى و فقهى مى توان سخن گفت . بحث كلامى درباره ولایت فقیه ، این است كه آیا ذات اقدس اله كه عالم به همه ذرات عالم است : لا یعزب عنه مثقال ذره.او كه مى داند اولیا معصومش زمان محدودى حضور و ظهور دارند و خاتم اولیائش مدت مدیدى غیبت مى كند، آیا براى زمان غیبت ، دستورى داده است یا اینكه امت را به حال خود رها كرده است ؟ و اگر دستورى داده است ، آیا این دستور، نصب فقیه جامع الشرایط رهبرى و لزوم مراجعه مردم به چنین رهبر منصوبى است یا نه ؟ و اگر دستورى راجع به فقیه مزبور داده است ، آیا ولایت فقه ثابت خواهد شد؟

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    دموكراسى الهى

    در نظام سیاسى اسلام، حق تشریع و تقنین، مخصوص خداوند بوده; و وظیفه‏ى ‏رهبران و حاكمان الهى، تفسیر، تبیین و اجراى آن قوانین است و قوانین ‏جارى حكومتى، در چارچوب قوانین الهى تدوین مى‏شود. به جز خداوند، كسى ‏به طور مستقل، حق تصرف در جان و مال افراد و حق حكومت و دخالت در سرنوشت مردم را ندارد و مشروعیت‏ حكومت، منوط به اذن خداوند است.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

     

    آیا اعتقاد به ولایت فقیه واجب است؟ آیا در این زمینه، آیاتی در قرآن وجود دارد؟

    هر چند مسلّم است که خداوند تبارک و تعالی برای فقیه، ولایت قرار داده است،([1])ولی چون یک امر لازم اعتقادی نیست، لزومی ندارد مردم به عنوان جزیی از اصول مذهبی به آن اعتقاد داشته باشند.

     

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    فایده قانونگذاری

    اصولا فایده وضع قانون این است که اگر در موردی اختلاف واقع شد، بتوان با استناد به آن رفع اختلاف کرد; یعنی قانون سندی است که با استناد به آن حل اختلاف می شود. بر این اساس هر چه درقانون ذکر شده، باید احصایی باشد تا وضع قانون فایده ای داشته باشد. اما همیشه در جریان وضع قانون مواردی مورد نظر قرارمی گیرد که غالبااتفاق می افتد. و معمولا برای موارد نادر قانونگذاری نمی شود.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    حکوت اسلامی حکومت الهی است که در نهایت به حکومت مردمی منتهی می شود چون تعیین پیامبران امامان و جانشینان آنها از ناحیه خداوند جوهره الهی ( انتصاب ) حکومت اسلامی را تشکیل می دهد و از سوی دیگر توجه به اصل مشورت و رای مردم بر جامعه که آن هم با حکم خداوند انجام می شود جوهره مردمی (مقبولیت ) حکومت اسلامی را تشکیل می دهد .

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    یكى از اركان اصلى; بلكه اصلى‏ترین ركن نظام جمهورى اسلامى ایران، ولایت فقیه مى‏باشد; زیرا هم مشروعیت نظام وابسته به آن بوده، و هم نقطه اصلى تفاوت بین حكومت اسلامى شیعى و دیگر حكومتها، در مساله ولایت فقیه است. بحث در این موضوع از دیرباز در میان فقهاى شیعه مطرح بوده و تمامى قائلین به ولایت فقیه، آن را مبناى نصب از سوى ائمه علیهم السلام تبیین مى‏كردند; یعنى معتقد بودند كه فقیه جامع الشرایط از سوى امام معصوم(ع) به سمت ولایت منصوب شده است.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 8 تیر 1391

    سوال : هنگامی که چند فقیه تمامی شرایط فقیهی که میتواند حکومت کند را داشته باشد ( فقاهت - شجاعت - عدالت - مدیریت و غیره ) در اینجا کدام یک از چند فقیه نام برده و دارای شرایط واجب الاطاعه هستند و تکلیف مردم چیست؟
    جواب : با وجود خبرگان عملا به ندرت پیش می اید که چنین مشکلی پیش آید خبرگان رهبری با توجه به سائر شرایط مانند مقبولیت عمومی و ویژگیهای بالاتر است را انتخاب میکنند و بر مردم لازم است از او اطاعت کنند

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 7 تیر 1391

    وظایف‏ و اختیارات‏ رهبر؛ مورد اشاره در اصل 110 قانون اساسی:

    1. تعیین‏ سیاست‌های كلی‏ نظام‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ پس‏ از مشورت‏ با مجمع تشخیص‏ مصلحت‏ نظام‏.

    2. نظارت‏ بر حسن‏ اجرای‏ سیاست‌های‏ كلی‏ نظام‏.

    3. فرمان‏ همه‏ پرسی‏.

    4. فرماندهی‏ كل‏ نیروهای‏ مسلح‏.

    5. اعلان جنگ‏ و صلح‏ و بسیج‏ نیروها‏.

    6. نصب‏ و عزل‏ و قبول‏ استعفاء‏:

    الف: فقهای‏ شورای‏ نگهبان‏.

    ب: عالی‌ترین‏ مقام‏ قوه‌ی‏ قضاییه‏.

    ج: رییس‏ سازمان‏ صدا و سیمای‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏.

    د: رییس‏ ستاد مشترك‏.

    ه: فرمانده‌ی‏ كل‏ سپاه‏ پاسداران‏ انقلاب‏ اسلامی‏.

    و: فرماندهان‏ عالی‏ نیروهای‏ نظامی‏ و انتظامی‏.

    7. حل‏ اختلاف‏ و تنظیم‏ روابط قوای‏ سه‏‌گانه‏.

    8. حل‏ معضلات‏ نظام‏ كه‏ از طرق‏ عادی‏ قابل‏ حل‏ نیست‏، از طریق‏ مجمع تشخیص‏ مصلحت‏ نظام‏.

    9. امضا حكم‏ ریاست‏ جمهوری‏ پس‏ از انتخاب‏ مردم‏ صلاحیت‏ داوطلبان‏ ریاست‏ جمهوری‏ از جهت‏ دارا بودن‏ شرایطی‏ كه‏ در این‏ قانون‏ می‌آید، باید قبل‏ از انتخابات‏ به‏ تایید شورای‏ نگهبان‏ و در دوره‏ اول‏ به‏ تایید رهبری‏ برسد.

    10. عزل‏ رییس‏ جمهور با در نظر گرفتن‏ مصالح‏ كشور پس‏ از حكم‏ دیوان‏ عالی‏ كشور به‏ تخلف‏ وی‏ از وظایف‏ قانونی‏، یا رای‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ به‏ عدم‏ كفایت‏ وی‏

    11. عفو یا تخفیف‏ مجازات‏ محكومین‏ در حدود موازین‏ اسلامی‏ پس‏ از پیشنهاد رییس‏ قوه‌ی‏ قضاییه‏.

    رهبر می‏تواند بعضی‏ از وظایف‏ و اختیارات‏ خود را به‏ شخص‏ دیگری‏ تفویض‏ كند.

     

     

     

     

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 7 تیر 1391

     

    گفتیم(ولایت) در نصوص شرعى معناى لغوى خویش را از دست نمى دهد و مثل غُسل و وضو نیست كه از ابتكارات و اختراعات شرعى باشد. بنابر این وقتى در آیات قرآن و روایات معصومان(ع) موضوع ولایت مطرح شد. با توجّه به همان معناى لغوى كلمه. اگر به اعمال و رفتار مكلّفان مربوط شود و حكمى شرعى را ترسیم كند، در حیطه و حوزه بحث هاى فقهى جا مى گیرد و تحت عنوان ولایت هاى شرعى از آن بحث مى شود.

    بر اساس معارف اسلامى، ذات مقدس ربوبى ولایت بالذات بر تشریع دارد و طبق حكمت بالغه خود و حفظ مصالح و مفاسد، به جعل احكام مى پردازد و احكام خویش را در قالب كتاب و سنّت ابلاغ مى نماید. در همین جا احكام شرعى كه نتیجه اعمال ولایت ولیّ تشریعى است، پدید مى آیند. یكى از این احكام(ولایت شرعى) است.

    در فقه وقتى از(ولایت) گفت و گو مى كنیم: ولایت مثل طهارت، حجّ، غُسل، وضو و سایر لغاتى نیست كه به كلّى معناى لغوى و عرفى فراموش و معناى جدیدى به خود گرفته باشد، بلكه با توجه به همان معنایى كه در لغت و عرف عرب زبانان رواج دارد و در كتاب و سنت نیز بدون تغییر استفاده شده است، در فقه هم شیوع پیدا مى كند و فقیهان با توجّه به موضوع بحث هاى فقهى كه رفتار مكلّفان است از این زاویه به ولایت نگریسته و آن را در چهارچوب موضوعات فقهى قرار داده اند.

    در فقه، (ولایت) حكمى وضعى در مقابل حكم تكلیفى است كه موضوع براى احكامى تكلیفى مثل جواز تصرّف ولیّ و ممنوعیّت تصرّف دیگران قرار مى گیرد.

     

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :5
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  

    لینکدونی

    Page Ranking Tool

    

    آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها