تبلیغات
ولایت فقیه - مطالب جمهوری اسلامی از منظر امام خمینی (ره)

ولایت فقیه

مبانی حکومت اسلامی شیعی و پاسخ به شبهات ولایت فقیه

چهارشنبه 20 خرداد 1394

 

امام خمینی تنها راه پیشرفت امت اسلام را وحدت کلمه و محور وحدت کلمه را اسلام، عنوان فرموده اند با فرمایشات امام (ره) وحدت بر پایه اسلام، موجبات عزت و عظمت کشور اسلامی دانست .«اگر مسلمانان، آن عزت و عظمتی را که در صدر اسلام داشتند، بازیابند، به اسلام و وحدت کلمه روی آورند، آن اتّفاق بر محور اسلام بود که آن قدرت و شجاعت مافوق‌الطبیعه را به وجود آورد» [1]
امام (ره) مسئله وحدت را محدود به کشوری یا دولتی نکرده بودند.  در بیانات خودشان به این مسئله نظر داشتند که باید تمام مسلمانان جهان وحدت داشته باشند، سوای فرقه سنی یا شیعی بودن خودشان. اگر این وحدت در جهان اسلام حاصل میشد، الان شاهد این همه کشتار مسلمان به دست مسلمان دیگر نبودیم و تمام غرب از اسلام و مسلمانان تبعیت میکردند. «تفرقه موجود در بین کشورهای مسلمان یا از خیانت سران ممالک اسلامی و یا از جهل و بی‌اطلاعی آنان است ... سنی و شیعه مطرح نیست، در اسلام کرد و فارس مطرح نیست، در اسلام همه برادر و با هم هستیم. یک دسته از مسلمانان؛ سنی، یک دسته حنفی و دسته‌ای اخباری هستند ... در یک جامعه‌ای که همه می‌خواهند به اسلام خدمت کنند و برای اسلام باشند، این مسائل نباید مطرح شود. ما همه برادر و باهم هستیم ... . اینها دلیل اختلاف نیست، ما نباید با هم اختلاف و یا یک تضادی داشته باشیم. برادران شیعه و سنی باید از هر اختلافی احتراز کنند. امروز اختلاف بین ما، تنها به نفع آنهایی است که نه به مذهب شیعه اعتقاد دارند و نه به مذهب سنی اعتقاد دارند و نه به مذهب حنفی و یا سایر فرق. آنها می‌خواهند نه این باشد و نه آن، راه را این طور می‌دانند که بین این دو اختلاف بیندازند. ما باید توجه به این معنی بکنیم که همه ما مسلمان هستیم و همه ما اهل قرآن و اهل توحید هستیم و باید برای قرآن و توحید زحمت بکشیم و خدمت کنیم»[2]
اگر وحدت در تمام مسلمانان وجود داشت در حال حاضر مسجد الاقصی که در دست رژیم صهیونیستی غصب شده را آزاد کرده بودیم، در در آن مسجد نماز وحدت می خواندیم.«انشاءالله روزی همه مسلمانان با هم برادر و همه ریشه‌های فساد از همه بلاد مسلمانان کنده بشود و این ریشه فاسد اسرائیل از مسجدالاقصی و از کشور اسلامی ما کنده شود. ان شاءالله تعالی با هم برویم و در قدس نماز وحدت بخوانیم»[3]
امام (ره) اختلاف بین مسلمانان را سبب شکست عنوان میفرمایند، و با اشاره به قرآن که دستور وحدت بین مسلمین را داده است را سرلوحه حرکت مسلمین جهان یاد میکنند. «مسلمانان به دستورات اسلامی رفتار کنند و وحدت کلمه خود را حفظ نمایند و از اختلاف و تنازع، که مایه شکست آنها است، دست بکشند»[4]
«ما محتاج به وحدت هستیم در سالیان دراز. همیشه قرآن کریم به ما دستور داده و به مسلمانان دستور وحدت داده برای سراسر عالم و در سراسر تاریخ. ما محتاج به این هستیم که عملاً وحدت را محقق کنیم»[5]
امام (ره) وحدت مسلمین را عمل استقلال میدانند. «وحدت مذهبی است که این اجتماع عظیم و فشرده را ایجاد می‌کند. اگر علاقه به استقلال دارید، وحدت مذهبی داشته باشید»[6]
آنچه که ضامن استقلال ملت های مسلمان امام(ره) اشاره مینمایند، وحدت بین مسلمانان جهان است.«تنها راه بازیابی عظمت و عزت و شکوه بینش اسلام و مسلمانان، مسئولیت پاسداری وحدت و برادری دینی، تنها ضامن استقلال سرزمینهای اسلامی است»[7]
امام(ره) پیروزی های چشم گیر مسلمانان صدر اسلام را، وحدت ایمان آن دوره میدانند. «رمز پیروزی مسلمانان در صدر اسلام، وحدت کلمه و وحدت ایمان بود»[8]
امام (ره) تشکیل حکومت واحد برای حفظ مسلمانان را تنها راه وحدت بین مسلمانان می دانند. «ما برای اینکه وحدت امت اسلامی را تأمین کنیم، برای اینکه وطن اسلام را از تصرف و نفوذ استعمارگران و دولتهای دست نشانده آنها خارج و آزاد کنیم، راهی نداریم جز اینکه تشکیل حکومت بدهیم ... تشکیل حکومت برای حفظ نظام و وحدت مسلمانان است ...»[9]
تنها وحدت مسلمانان جهان رمز حکومت جهانی اسلام با رهبری امام زمان میباشد که از بیانات امام (ره) میتوان استنباط نمود.

پی‌نوشت:
[1]صحیفه امام(ره)، ج5، ص32
[2] صحیفه امام(ره)، ج12، ص259
[3]صحیفه امام(ره)، ج12، ص283
[4] صحیفه امام(ره)، ج1، ص203
[5] صحیفه امام(ره)، ج19، ص15
[6] صحیفه امام(ره)، ج1، ص64
[7] صحیفه امام(ره)، ج1، ص192
[8] صحیفه امام(ره)، ج6، ص49
[9] صحیفه امام(ره)، ج5، ص43

  • نظرات() 
  • سه شنبه 19 خرداد 1394

     

    مقام معظم رهبری در سخنرانی روز ارتحال امام اشاره به این داشتند که نباید از مسیری امام خمینی (ره) برای انقلاب اسلامی ترسیم نموده اند انحرافی پیدا کنیم .
     در این مقاله به بازخوانی بیانات امام (ره) در مورد استکبار ستیزی و دشمن شناسی از دیدگاه ایشان میپردازیم .
    اولین خواسته انسان در زندگی خود امنیت میباشد و بعد از این که انسان احساس امنیت میکند به دنبال معیشت و ارتزاق برای خود در اجتماع میرود .
    اگر بخواهیم امنیت را معنا کنیم این است که بدانیم در اجتماعی که زندگی میکنیم تهدیدی که ناشی از خشونت باشد برای این اجتماع  وجود دارد یا نه .
    اما در دنیای امروز تهدیدهای سیاسی سازمان یافته وجود دارد که حیات و امنیت اجتماعات انسانی را به خطر می اندازد که ما در حال حاضر مشاهده گر این گونه مسائل در پیرامون کشور خود می باشیم .
    اولین شرط امنیت داشتن دشمن شناسی برای از بین بردن خطرات آن دشمن میباشد اگر ما دشمنی که میخواهد اجتماعات انسانی را به خطر بیندازد نشناسیم روی ارامش را نخواهیم دید.
    شاخصه های دشمن شناسی را امام (ره) برای در امان ماندن از خطرات دشمنان مخصوصا دشمنان اسلام حقه را  این گونه بیان فرمودند که دشمنان ،ایمان و اسلام ما را در مقابل زیاده خواهی های خود می بینند و تا زمانی که این ایمان اسلامی در وجود ما قرار دارد دشمن دست از خباثت و پلیدی بر علیه ما بر نمیدارد تا زمانی که ما دست از اسلام بکشیم
    «نكته مهمی كه همه ما باید به آن توجه كنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم اینست كه دشمنان ما و جهانخواران تا كی و كجا ما را تحمل می كنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند به یقین آنان مرزی جز عدول از همه خوبیها و ارزشهای معنوی و الهیمان نمی شناسند و به گفته قرآن كریم هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما برنمی دارند مگر اینكه شما را از دینتان برگردانند.»[1]
    «مبارزه‏ای که الآن بین کفر و اسلام است، این منازعه بین ما و امریکا نیست، بین اسلام است و کفر»[2]
    شما بدانید این مبارزه بین اسلام و آمریکا نیست بین اسلام و افکار کفر آمیز دولت مردان غربی و عربی حامی آنها می باشد و امام بارها گوشزد کردند که این مبارزه  با کفر و الحاد بر اثر غفلت تنزل پیدا نکند به حد گرفتن منافع مادیاز دشمن شود و ما ایمان خود را بدهیم و منفعت دنیایی را بدست بیاوریم
    امام (ره) از کنار آمدن با استکبار جهانی آن هم با دادن امان نامه دشمن برای به سازش و مصالحه کشاندن ملت مسلمان به شدت ابا داشتند .
    «کسی تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمیدانیم. ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند!... اگر بند بند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده زنده در شعله‏ های آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستیمان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز امان نامه کفر و شرک را امضا نمی‏ کنیم.»[3]
    امام (ره) بارها اعلام کردند که همه بدبختی های مسلمانان از امریکای مستکبر می باشد و از خوی تجاوزگری و عدم مصالحه با مستکبران عالم این گونه میفرمایند: «خیال نکنید که روابط ما با امریکا و روابط ما با نمی دانم شوروی و روابط ما با اینها یک چیزی است که برای ما یک صلاحی دارد. این مثل رابطه بره با گرگ است! رابطه بره با گرگ، رابطه صلاحمندی برای بره نیست، اینها می خواهند از ما بدوشند، اینها نمی خواهند به ما چیزی بدهند.»[4]
    امام(ره) در مورد رسیدن به آرامش و امنیت اجتماعی این اصول را بیان میکنند که باید دشمن خود را بشناسیم و مصالحه با این دشمن که فقط ملت ها را برای بردگی مادی و منفعت استکباری خود می خواهد تن ندهیم .

    پاورقی

    [1]. صحیفه امام، ج‏21، ص: 90
    [2]. صحیفه امام، ج‏11، ص: 105
    [3]. صحیفه امام، ج‏21، ص: 98
    [4]. صحیفه امام، ج 10، ص 360، 4/8/1358

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 22 شهریور 1391

    موضوع بحث"مبانی مردم سالاری دینی در اندیشه امام خمینی" است .

    در این زمینه نظریه‏های متفاوتی وجود دارد و من قبل از آن که مبانی نظری امام را بگویم به دو نظر اساسی در مسئله اشاره می‏کنیم:

    بعضی‏ها به طور قطع منکر چیزی به نام مردم‏سالاری یا دموکراسی در اسلام هستند که خود بر دو دسته‏اند: مخالفانی که در اندیشه غرب تخصص دارند و براساس وقوف به اندیشه غرب، وجود دموکراسی و مردم‏سالاری را در اسلام منکرند .

     گروه دوم کسانی هستند که با مسائل فقهی و فقه سیاسی و با اندیشه سیاسی اسلام آشنایی دارند با این حال مدعی‏اند که دموکراسی و اصطلاحات مترادفش از جمله مردم سالاری در اسلام وجود ندارد، یا حداقل در فقه شیعه وجود ندارد . اتفاقا استدلال هر دو گروه هم تقریبا یکی است . عمده دلیل هر دو گروه این است که دموکراسی و مردم‏سالاری در غرب دارای پیش فرضهایی است و این پیش فرضها هیچ کدام منطبق با اندیشه اسلام نیست .

    البته در کنار این استدلال دلایل دیگری هم ضمیمه می‏شود که احیانا خاص متفکران و متخصصان در          اندیشه غرب است، یا خاص کسانی است که در حوزه فقه سیاسی مسئله را دنبال می‏کنند ولی عمده اشکال، همین است که بیان شد .

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 3 شهریور 1391

    جمهوریت و اسلامیت در رویه عملی امام خمینی

    با گذشت‏ بیش از دو دهه از انقلاب اسلامی و طراحی نظام جمهوری اسلامی توسط معمار و ایدئولوگ انقلاب و همچنین تایید آن توسط مردم در 12 فروردین 58 و تصویب آن در چارچوب اصول قانون اساسی، هنوز هم عده‏ای در تلاش هستند تا جمهوریت نظام را به نفع اسلامیت فدا کنند بطوریکه ایجاد تعارض مصنوعی بین این دو مفهوم اساسی یکی از چالشهای سیاسی جامعه ما می‏باشد طرح حذف جمهوریت از پایه و شاکله نظام سیاسی و تبدیل آن به حکومت اسلامی، بعنوان یک برنامه مشخص از سوی برخی از محافل قدرتمند سیاسی در جامعه دنبال شده که عالی‏ترین نمونه این تلاش، طرح شعارحکومت عدل اسلامی در سال 1376 بود که با حجم گسترده‏ای از کارهای نظری و تولیدات گفتاری و نوشتاری در دفاع از اسلامیت نظام و تضعیف جمهوریت آن صورت گرفت اینها حکومت عدل اسلامی را نقیض جمهوری اسلامی گرفتند و از نظامی که در قانون اساسی تحت عنوان جمهوری اسلامی فرمول‏بندی حقوقی شده بود به عنوان دوره گذر یاد کردند . نظامی که باید پس از سپری شدن دوره انتقال به حکومت عدل اسلامی تکامل یابد .

    البته در مقابل، عده‏ای تلاش می‏نمایند که با کم رنگ کردن محتوای اسلامی، مفهوم جمهوریت نظام را پر رنگ جلوه دهند که هر دو تلاش بعنوان یک چالش و زمینه تعارض در جامعه تبدیل شده است لذا رجوع به حوادث اول انقلاب و دیدگاه حضرت امام درخصوص جمهوریت و اسلامیت نظام می‏تواند راهگشا باشد .

     

    امام خمینی که به حق، ایده جمهوریت‏با نام او در تاریخ ما گره خورده است و باید او را طراح اصلی جمهوریت در ایران دانست، هنگامی که در مهرماه سال پنجاه و هفت در پاسخ به پرسش خبرنگاری اعلام کرد . 42نظام مورد نظر انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی است، افق تازه‏ای را در چشم انداز حیات سیاسی ایران گشود .

     

    امام خمینی، از ابتدا بگونه‏ی پیگیر هدف از انقلاب و سرنگونی رژیم سلطنتی شاه را تاسیس جمهوری اسلامی ذکر می‏کردند و ملت نیز شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی را به شعار اصلی انقلاب خود تبدیل کرد . امام خمینی در این خصوص می‏فرماید:

     

    با قیام انقلابی ملت‏شاه خواهد رفت و حکومت دموکراسی جمهوری اسلامی برقرار می‏شود . در این جمهوری یک مجلس ملی مرکب از منتخبین واقعی مردم امور مملکت را اداره خواهند کرد . 43

     

    ایشان در پاسخ به خبرنگار دیگری مبنی بر اینکه چه نوع جمهوری را در نظر دارید پاسخ دادند:

     

    ما خواهان استقرار یک جمهوری اسلامی هستیم و آن حکومتی است متکی به آرا عمومی، شکل نهایی حکومت‏با توجه به شرایط و مقتضیات کنونی جامعه ما توسط خود مردم تعیین خواهد شد . 44

     

    نظامی که بدینوسیله، به مردم انقلابی ایران و افکار عمومی جهان معرفی می‏شد نظامی بود که:

     

    دقیقا باید به آرا عمومی در همه جا احترام بگذارد . مطبوعات در نشر همه حقایق و واقعیات آزادند . هرگونه اجتماعات و احزاب از طرف مردم در صورتی که مصالح مردم را به خطر نیندازند آزادند . 45

     

    رهبری انقلاب، اصل تاسیس چنین نظامی را هم که حافظ استقلال و دمکراسی است، موکول به رای ملت در رفراندوم می‏دانستند و اعلام می‏کردند که ملت ایران با هر طرحی که لازمه‏اش بقا نظام شاهنشاهی و حفظ سلسله پهلوی است مخالف است و هیچ ابهامی در این پیشنهاد که ملت ایران با رفراندوم خود در سراسر کشور اعلام نموده، نیست . نظام حکومتی ایران جمهوری اسلامی ایران است که حافظ استقلال و دمکراسی است و براساس موازین و قوانین اسلامی اعلام می‏شود ما این پیشنهاد را در آتیه نزدیک به آرا عمومی رسما مراجعه می‏کنیم . 46 اصل اتکا حکومت ‏به آرا مردم پذیرش رفراندوم بعنوان مبنای تاسیس نظام سیاسی جدید به طور مستمر و مکرر تا پیروزی انقلاب از سوی امام خمینی اعلام شد . 47علاوه بر این، برای جلوگیری از هرگونه سوء تفاهم و انسداد باب تعبیر و تفسیرهای نادرست از جمهوری اسلامی مورد نظر، امام خمینی مکرر توضیح داده‏اند که مراد از جمهوری همان معنایی است که در همه جا هست . اما از آنجا که جمهور مردم مسلمان هستند، محتوای قوانین متخذ و منبعث از اسلام است . امام در پاسخ به سوال خبرنگاری فرانسوی که پرسیده بود جمهوری اسلامی برای ما فرانسوی‏ها چندان مفهوم نیست، زیرا که جمهوری می‏تواند بدون پایه مذهبی باشد . آیا جمهوری شما بر پایه سوسیالیسم است؟ مشروطیت است؟ دمکراتیک است؟ چگونه است؟ فرموده‏اند:

     

    اما جمهوری به همان معنایی که همه جا جمهوری است لیکن این جمهوری بر یک قانون اساسی‏ای متکی است که قانون اسلام باشد، لکن انتخاب با ملت است . 48

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 3 شهریور 1391

     3 - نظریه ولایت الهی - مردمی فقیه (مشروعیت دوگانه)

    بر طبق این نظریه، نظام ولایت فقیه دارای مشروعیتی دوگانه است‏.یعنی آنکه منبع مشروعیت ولی فقیه علاوه بر شارع مقدس، مردم نیز هستند بعبارت دیگر مشروعیت ولایت فقیه، نه صرفا از ناحیه شارع مقدس است و نه صرفا از ناحیه مردم، بلکه نوعی مشروعیت الهی - مردمی و یا مشروعیت مضاعفی است که ضامن هر دو پایه اسلامیت و جمهوریت نظام دینی می‏شود .

    در چنین نظامی حق خدا رای مردم برای تعیین حاکم اسلامی و رضایت آنان برای اعمال حاکمیت فقیه، شرط اساسی و مهم در انتصاب الهی فقیه عادل از ناحیه شارع مقدس است . به عبارت دیگر فقط فقیه منتخب و مورد رضایت مردم، منصوب شارع مقدس بوده و حق ولایت ‏سیاسی دارد .

     

    در مشروعیت دوگانه مشروعیت مردمی نهایتا به مشروعیت الهی مستند می‏شود زیرا حق مردم در طول حق انحصاری حاکمیت الهی بوده و هرگز در عرض آن نیست .

     

    تفاوت نظریه مشروعیت مردمی و مشروعیت دوگانه در این است که طرفداران نظریه مشروعیت مردمی معتقدند، خداوند انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم کرده است و حق ولایت‏سیاسی و حاکمیت از سوی خداوند به تمام مردم تفویض شده است، مردم نیز حقِ خدادادِ خویش را با رعایت ضوابط الهی به فقیهان عادل واجد شرایط واگذار می‏کنند . به عبارت دیگر، در نظریه مشروعیت مردمی فقیه واجد شرایط، صلاحیت اعمال ولایت و مشروعیت‏خویش را صرفا از جانب مردم می‏گیرد، اما در نظریه مشروعیت دوگانه، فقیهان عادل و واجد شرایط علاوه بر اینکه مشروعیت‏خویش را (یعنی همان حق انحصاری ولایت و حاکمیت الهی) با واسطه از مردم می‏گیرند، مستقیما نیز این ولایت الهی، از جانب خداوند به آنان تفویض می‏گردد .

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 3 شهریور 1391

    جمهوری اسلامی

    آن چیزی که در شعار و خواسته مردم مسلمان ایران در سال 1375 از برجستگی و درخشندگی خاصی برخوردار بود و می‏توان آن را جز سوم این شعار محسوب کرد، جمهوری اسلامی بود .

     

    استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی یعنی مردم استقلال و آزادی خویش و مملکت را در سایه حکومت جمهوری اسلامی جستجو می‏کردند و با این بیان استقرار هر نوع حکومتی با هر پیشوند و پسوندی را نفی کرده و تنها حکومتی را طلب می‏کنند که هم استقلال و آزادی آنان را تامین کند و هم به هویت اسلامی و دینی آنان ارزش و اقتدار بدهد و لذا حکومت جمهوری اسلامی را بعنوان جز سوم شعار اصلی و اساسی و محوری خود انتخاب کردند .

     

    حضرت در قبل و بعد از انقلاب اسلامی در باب حکومت مطلوب خود و ملت ایران در قالب پیامها و مصاحبه‏ ها و پاسخ به سوالات، نوع حکومت آینده ایران را توضیح داده‏ اند که در ذیل برخی بیانات ایشان نقل می‏گردد .

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 3 شهریور 1391

    مفهوم جمهوری

    کلمه جمهوری به معنای توده مردم است و بالتبع حکومت جمهوری نیز ترجمان حکومت توده مردم می‏باشد .

     

    لغتنامه دهخدا و فرهنگ معین حکومت جمهوری را این چنین تعریف کرده ‏اند: حکومتی که زمام آن در دست نمایندگان ملت‏ باشد .

     

    واژه جمهوری ماخوذ از لغت Republic و برگرفته از ریشه لاتینی Respublica به معنی چیز یا امری که مربوط به همگان می‏باشد . پس از مصطلح شدن واژه جمهوری در ادبیات فارسی، مراد از آن نوعی نظام سیاسی بود که به جای پادشاه و سلطان، که اقتدار موروثی داشت‏یک نفر از طرف مردم برای مدت معینی برای اداره امور کشور انتخاب می‏شد .

     

    جمهوریت نوعی سامان سیاسی است ، ‏برای قید زدن به قدرت از یک سو و اعتلای مقام اخلاقی افراد جامعه از سوی دیگر .

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • دوشنبه 12 تیر 1391

     

    الف) از دیدگاه امام خمینی سلام‌الله‌علیه یکی از ویژگی های اساسی حکومت اسلامی این است که در آن حاکمیت مطلق و انحصاری از آنِ خداوند است. در حکومت اسلامی حاکمیت مطلقه از آنِ خداوند به مثابه (سلطان حقیقی) است.

     

    ب) علاوه بر آن, قانون حاکم بر حکومت اسلامی منحصراً قانون الهی است:

     

    حاکمیت منحصر به خداست و قانون, فرمان و حکم خداست. قانون اسلام, یا فرمان خدا, برهمه افراد در دولت اسلامی حکومت تام دارد. همه افراد, از رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم گرفته تا خلفای آن حضرت و سایر افراد, تا ابد تابع قانون هستند: همان قانونی که از طرف خدای تبارک و تعالی نازل شده و در لسان قرآن و نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بیان شده است.

     

    ج) با عنایت به این که:

     

    احکام اسلامی, اعم از قوانین اقتصادی و سیاسی و حقوقی, تا روز قیامت باقی و لازم الاجراست.

     

    و نظر به این که: اجرای احکام الهی جز از رهگذر برپایی حکومت اسلامی امکان پذیر نیست. خداوند برای ابلاغ و اجرای احکام اسلام, رسول خود پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را به عنوان جانشین خود بر زمین منصوب و عهده دار سرپرستی و ولایت حکومت اسلامی کرده است.

    پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نیز امام علی علیه‌السلام و فرزندان معصوم او را تا زمان غیبت به امامت و زمامداری امت اسلامی منصوب نموده است.

     

    د) زمان غیبت امام معصوم (عج):

    بنا به تشخیص عقل و راهنمایی نقل, تداوم حکومت و ولایت اسلامی امری ضروری است.

     

    بنابراین در زمان غیبت امام دوازدهم (عج) احکام الهی نمی بایست معطل بماند و اجرا نشود, بلکه:امروز و همیشه وجود (ولی امر) (زمامدار اسلامی), یعنی حاکمی که قیّم و برپا نگهدارنده نظم و قانون اسلام باشد, ضرورت دارد, وجود حاکمی که مانع تجاوزها و ستمگری ها و تعدی به حقوق دیگران باشد; امین و امانت دار و پاسدار خلق خدا باشد; هادی مردم به تعالیم و عقاید و احکام و نظامات اسلام باشد; و از بدعت هایی که دشمنان و ملحدان در دین و در قوانین و نظامات می گذارند جلوگیری کند.

     

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    جد اعلای حضرت امام(ره) به نام «دین علیشاه»[1] از نوادگان میر حامد حسین هندی و از علمای كشمیر بوده و در همان ایالت در راه تبلیغ دین شربت شهادت نوشیده است. بنابر نقل اهل اطلاع، ایشان اصالتا نیشابوری است، به كشمیر مهاجرت كرده، تا نیاز دین باوران آن دیار را در حوزه مسایل دینی پاسخگو باشد. از آن شهید بزرگوار فرزندی به یادگار ماند به نام «سید احمد» كه پس از شهادت پدر بین سالهای 1240 تا 1250 هـ .ق از كشمیر به نجف و كربلا به منظور تحصیل علوم دینی مسافرت می‌كند، او از پدر آموخته بود كه علم مرز نمی‌شناسد و عالم واقعی، همانند پیامر الهی طبیب دوار است، وطن عالم آن جاست كه نیاز باشد و دانش او ثمر بیشتر دهد. در آن زمان با كسانی آشنا می‌شود؛ یكی از آنها فردی به نام «یوسف خان» اهل روستای «فرقهان» از توابع خمین است. او به نجف رفته بود تا عالمی را برای ارشاد مردم و انجام امور دینی آنان پیدا كند. با علامه «سید احمد» آشنا می شود كه مهر مهربانی بر جبین داشت. از او دعوت می‌كند تا جهت تبلیغ دین به دیار آنها رهسپار شود.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    فایده قانونگذاری

    اصولا فایده وضع قانون این است که اگر در موردی اختلاف واقع شد، بتوان با استناد به آن رفع اختلاف کرد; یعنی قانون سندی است که با استناد به آن حل اختلاف می شود. بر این اساس هر چه درقانون ذکر شده، باید احصایی باشد تا وضع قانون فایده ای داشته باشد. اما همیشه در جریان وضع قانون مواردی مورد نظر قرارمی گیرد که غالبااتفاق می افتد. و معمولا برای موارد نادر قانونگذاری نمی شود.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    اسلام با تاسیس نهاد حکومت (به هر شکل یا بدون توجه به شکل خاصی) آن را مامور تحقق و جامه عمل پوشاندن مصالح یا مقاصد عامه شریعت کرده است . ضرورت تاسیس نظام سیاسی، جهت اعتلای دین و اقامه ارزشهای بشری می‏باشد . در قرآن کریم ضمن نفی نظامهای استکباری، سخنی از نوع بخصوصی از اشکال حکومتی (سلطنتی، اریستوکراسی، جمهوری و غیره) به میان نیامده اما ابواب متعددی در بیان نظامات حکومتی و چگونگی اداره جامعه آمده است .

     

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 7 تیر 1391

    ساختار ذاتی دین اسلام با جمهوریت کاملا سازگاری دارد . ساختار ذاتی اسلام یک ساختار باز است . سیستم تفکر دینی اسلام از آغاز یک سیستم تفکر باز بود، نه یک سیستم تفکر بسته .

     

    در اسلام سیستم تعامل و ارتباط میان خدا و انسان و فهم پیام خداوند به وسیله انسان یک سیستم کاملا باز است . دین اسلام آن طور که در تاریخ گسترش پیدا کرده، چون یک گوی است که از هر طرفش نوری ساطع است: یک طرف تصوف است، طرف دیگر فلسفه است، طرف دیگر فقه و کلام است، یک طرف دیگر علوم قرآن و حدیث است و همین طور ... همه اینها چه در پیدایش و چه در گسترش کاملا باز هستند، چون در درون سیستم اسلامی هیچ عاملی پیش بینی نشده است که به فقیه بگوید الزاما باید چنان فکر کنی و چنان فتوا بدهی، یا گونه‏ای خاص از تفکر را برای فیلسوف یا متکلم یا مفسر معین و الزام کند . این سیستم همواره در طول تاریخ باز بوده است .

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 7 تیر 1391

    آن چیزی که در شعار و خواسته مردم مسلمان ایران در سال 1357 از برجستگی و درخشندگی خاصی برخوردار بود و می‏توان آن را جز سوم این شعار محسوب کرد، جمهوری اسلامی بود .

     

    استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی یعنی مردم استقلال و آزادی خویش و مملکت را در سایه حکومت جمهوری اسلامی جستجو می‏کردند و با این بیان استقرار هر نوع حکومتی با هر پیشوند و پسوندی را نفی کرده و تنها حکومتی را طلب می‏کنند که هم استقلال و آزادی آنان را تامین کند و هم به هویت اسلامی و دینی آنان ارزش و اقتدار بدهد و لذا حکومت جمهوری اسلامی را بعنوان جز سوم شعار اصلی و اساسی و محوری خود انتخاب کردند .

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • یکشنبه 4 تیر 1391

    استدلال چهارم ارتباطی با مسأله امنیت ندارد ؛ بلكه در آن به "هدف اسلام" تمسك می شود. نقدهای قبل هم بر آن وارد نیست بلكه استدلالی تام ٌ و تمام و روشن است.

    هدف اسلام : 1. رشد معنوی تك تك افراد  2. برقراری عدالت اجتماعی به تفسیر قرآن

    این دو هدف را امام در كتاب حكومت اسلامی ذكر كرده اند . مرحوم علامه و شهید مطهری هم به این اشاره می كنند.

    در بین دو ، هدف اول ، اهم است و دومی مقدمه آن است .

    اگر اسلام می خواهد مردم رشد كنند و عدالت اجتماعی قرآنی هم برقرار شود باید حكومتی وجود داشته باشد . و الا مردم عدالت را رعایت نمی كنند و این امر ، مردم را به وضعیتی غیر از رشد معنوی می رساند . طبعا حكومتی می تواند این اهداف را پیگری مند كه آنها را قبول داشته باشد

    قدرت اداره حكومت و اصل قدرت مشروع ( یعنی ولایت ) از آن خداوند است .

    در كتاب الرسائل : احدی بالذٌات ، ولایت بر دیگری ندارد. ولایت ناشی از خالقیت و فرمانروایی است . پس چون خداوند ، خالق است له الخلق والامر . پس اصول ولایت ، از جانب خداوند می آید و احدی حق ندارد به مردم دستور دهد.

    حال ، آیا می‌شود خداوند مستقیما اعمال ولایت كند و مردم را اداره كند؟

    پاسخ: خداوند مستقیما می‌تواند در حیطه "وضع قانون"، اعمال ولایت كند و همین كار را هم كرده است. اما درباره ولایت اجرایی ــ اگر چه امكان عقلی دارد ــ اما خداوند مستقیماً آن را انجام نمی‌دهد و سنتش این نیست كه این نوع از ولایت را اعمال كند. لذا ولایت اجرایی نیاز به "انسان مجری" دارد.

    ثمره نوع چهارم: توجه به این دو هدف، و مشخص كردن این اهداف از ابتداء، این فایده را هم دارد كه : اگر فقیهی قوه قهریه و نظامی و اطلاعاتی داشته باشد و بتواند به زور، حكومت ایجاد كند و بدون رضایت مردم بر آنان اعمال ولایت كند ، آیا ولایت وی مشروع است ؟

    پاسخ: چون چنین حكومتی، آن دو هدف را تأمین نمی كند، لذا خیر .

    امام (ره) هم در پاسخ شورای سیاستگذاری ائمه جمعه به همین عدم مشروعیت اشاره می‌كند.

     

  • نظرات() 
  • شنبه 3 تیر 1391

    این استدلال، روان ، تام و منتج است :

    مقدمه 1 : گروهی از احكام دینی ــ مانند احكام مالی (خراج، جزیه، خمس و زكات)، احكام دفاعی و سیاسی و احكام قضائی ـ مختص به زمان خاص ، مانند دویست سال زمان ائمه و پیامبر نیست بلكه اعتبار این احكام منحصر به زمان خاصی نیست و همیشه معتبر است.

    مقدمه 2 (مقدمه عقلی): اجرای این احكام ، با پند و اندرز ممكن نیست ؛ بلكه نیاز به قوه قهریه و قدرت سیاسی دارد . « مقدمه عقلیه »

     

    نتیجه: باید یك حكومت اسلامی وجود داشته باشد تا آن احكام را در جامعه اجرا كند، پس  "ولایت فقیه" لازم می‌آید.

    این استدلال این سه آموزه ثابت می‌كند: 1. حكومت دینی 2. ولایت فقیه 3. ولایت مطلقه.

    مفهوم حكومت دینی ، ابهامی ندارد. ولایت فقیه هم همینطور . اما " مطلقه بودن ولایت آن فقیه " مفهومش مبهم و مورد بحث بوده است .

    این استدلال این را كه "وقتی این رهبر حكومت می‌كند، آیا حق دارد قانون هم وضع كند؟" ثابت نمی‌شود . این استدلال ولایت بر اجرا را ثابت می كند ( ولایت اجرایی و ولایت قضایی ) ولی ولایت قانونگذاری را ثابت نمی كند .

    امام (ره)‌ در كتاب ولایت فقیه می‌نویسد: رسول الله ، مجری قانون بود. خلیفه هم برای این امور است. خلیفه، قانون‌گذار نیست. اسلام همانطور كه جعل قوانین كرده قوه مجریه هم قرار داده است.

    پس مطابق این استدلال عقلی غیر مستقل، ولایت بر اجراء فقیه ثابت می شود ولی فقیه ولایت بر تشریع ندارد .

    پیامبر شأن نقل دارد و" حكم الله " را بیان می كند . علاوه بر این ، شأن تشریع هم دارد و خودش می تواند قانون وضع مند كه لازم الاتباع است ولی " حكم الله " نیست بلكه " حكم حاكم " است كه به اقتضای ( اطیعوا الرسول ) بر ما واجب است . البته " حكم ثانوی " حكم اله است ( چون خداوند فرموده است كه مثلا تیمم كن )

     

    اثبات: این استدلال، تنها "حكومت اجرایی فقیه" را ثابت می كند؛ یعنی ولی فقیه حق تشریع ندارد و نمی تواند قانون‌گذاری كند .

     

     

     

  • نظرات() 
  • شنبه 3 تیر 1391

    در این استدلال ، از احادیث متعدد ـ كه قوی‌ترین آنها حدیث « اللهم ارحم خلفائی ...» است ــ استفاده می‌شود. مطابق این استدلال، ولی فقیه ، همان اختیارات پیامبر (ص) و ائمه (ع) را دارد كه البته در طول اختیارات پیامبر و دستورات خداوند است . اگر پیامبر (ص) بود جلوی هرج و مرج را می گرفت لذا ولی فقیه هم قانون می گذارد و تعزیر می گذارد تا جلوی هرج و مرج را بگیرد .

    اثبات: این استدلال " ولایت مطلقه فقیه " و " حكومت (مانند اطلاق حكومت پیامبر ص) " را ثابت می‌كند.

     

  • نظرات() 
  • سه شنبه 30 خرداد 1391

    حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) با یك منطق مذهبی و تكیه بر دلایل فراوان نقلی و عقلی، حكومت در دوره غیبت را حق و وظیفه فقها می دانستند و بصراحت از علما می خواستند برای احیای این حق فراموش شده «قیام» كنند :

    «لازم است كه فقها اجتماعا یا انفرادا برای اجرای حدود و حفظ ثغور و نظام ، «حكومتی شرعی» تشكیل دهند. این امر برای كسی اگر امكان داشته باشد، واجب عینی است و گرنه واجب كفایی است، در صورتی كه ممكن نباشد ولایت ساقط نمی شود، زیرا از جانب خدا منصوبند.»

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • دوشنبه 29 خرداد 1391

    به فرموده امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ ، اصل بحث ولایت فقیه تازگی ندارد و از قرن ها پیش در حوزه ها و كتب فقهی فقهای شیعه مورد بحث بوده است و ولایت فقیه از موضوعاتی است كه تصور آن ها موجب تصدیق می شود و چندان نیاز به برهان ندارد و اجمالاً عده زیادی پذیرفته و بعضی نیز آن را مورد مناقشه قرار داده اند، ولی سیر بحث و گستردگی منابع آن و نتیجه گیری از آن در آن چه امام ـ رحمه الله علیه ـ ارائه كردند با آن چه حتی طرفداران ولایت فقیه در گذشته در مباحث فقهی خویش عنوان كردند تفاوت دارد و بعضاً می توان گفت كه تفاوت ماهوی دارد. بسیار اختلاف و فاصله است بین این نظریه كه اسلام عبارت است از حكومت و بین آن اعتقاد كه فقیه فقط ولایت بر امور حسبیه دارد، در ذكر مصادیق امور حسبیه نیز اكتفا به مواردی چون حفظ اموال ایتام و صغار شود.

    امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ در كتاب خود بحث ولایت را از این جا آغاز می كند كه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ كامل ترین دین را آورده اند و هیچ مسئله ای را فروگذار نكرده اند و ما قطعاً می دانیم كه نسبت به حكومت و اداره امت اسلامی نیز برنامه دارد و الّا نقض فاحشی در تشریع خواهد بود؛ زیرا وجود حكومت و نظام از ضروری بشرّ است و فرقی نیز بین حضور و غیبت نیست و این به ضرورت عقل ثابت است كه البته روایاتی نیز دارد و آن گاه به بعض روایات اشاره می كند،اما ولایت مطلقه فقیه از ابتكارات حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ در نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران است كه در بازنگری قانون اساسی سال 68 كلمه «مطلقه» در اصل 57 قانون اساسی وارد شد. اصل 57 قانون اساسی مقرر می دارد:«قوای حاكم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه كه زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آینده این قانون اعمال می گردند. این قوا مستقل از یكدیگرند».

    نظر به این كه تأسیس اصل قانونی ولایت مطلقه فقیه، متأثر از فتوا و نظریات حضرت امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ است كه یك نمونه از آن را می توان در نامه مروخ 16/2/1366 امام خمینی خطاب به حضرت آیت الله خامنه ای ذكر كرد: «اگر اختیارات حكومت در چارچوب احكام فرعیه الهیه است، باید غرض حكومت الهیه و ولایت مطلقه مفوضّه به نبی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ یك پدیده بی معنا و محتوا باشد. اشاره می كنیم به پیامدهای آن كه هیچ كس نمی تواند ملتزم به آن ها باشد؛ مثلاً خیابان كشی ها كه مستلزم تصرف در منزلی است یا حریم آن است در چارچوب احكام فرعیه نیست، نظام وظیفه و اعزام الزامی به جبهه ها و جلوگیری از ورود و خروج ارز و جلوگیری از ورود یا خروج هر نوع كالا و منع احتكار در غیر دو سه مورد و گمركات و مالیات و جلوگیری از گران فروشی، قیمت گذاری و جلوگیری از پخش مواد مخدر و منع اعتیاد به هر نحو از غیر مشروبات الكلی، حمل اسلحه به هر نوع كه باشد و صدها امثال آن كه از اختیارات دولت است... باید عرض كنم حكومت كه شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ است، یكی از احكام اولیه اسلام است و مقدم بر تمام احكام فرعیه حتی نماز و روزه و حج است. حاكم می تواند مسجد یا منزلی را كه در مسیر خیابان است خراب كند و پول منزل را به صاحبش رد كند، حاكم می تواند مساجد را موقع لزوم تعطیل كند و مسجدی كه ضرار باشد در صورتی كه رفع، بدون تخریب نشود، خراب كند. حكومت می تواند قراردادهای شرعی را كه خود با مردم بسته است در موقعی كه آن قرارداد مخالف مصالح كشور و اسلام باشد یك جانبه لغو كند و می تواند هر امری را چه عبادی و یا غیر عبادی كه جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن، مادامی كه چنین است جلوگیری كند. حكومت می تواند از حج كه از فرایض مهم الهی است در موقعی كه مخالف صلاح كشور اسلامی دانست موقتاً جلوگیری كند».

    با این ترتیب، حكومت اسلامی كه از دیدگاه فقهی امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ ، شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ است، در نظام جمهوری اسلامی ایران، به مقام رهبری خلاصه نمی شود، بلكه این حكومت، مانند سایر حكومت ها اصولاً باید از اختیارات و اقتدارات وسیع برخوردار باشد تا بتواند مرزها را حراست، نظم را برقرار، كشور را آباد، نیازمندی های عمومی را تأمین و به طور كلی جامعه را بی هیچ نقصان و بن بستی به نحو شایسته اداره كند.

     

  • نظرات() 
  • دوشنبه 29 خرداد 1391

    به مجموعه آرائ و اندیشه های حضرت امام (ره ) به ویژه نظزیه مترقی ولایت مطلقه فقه فرامین و سیره عملی ایشان{{ مکتب امام (ره) }} اطلاق می شود .

    رهبر معظم انقلاب : مکتب امام یک بسته کامل است یک مجموعه است دارای ابعاد است این ابعاد را باید با هم دید با هم ملاحظه کرد . دو بعد اصلی در مکتب امام بزگوار ما بعد معنویت و بعد عقلانیت است . بعد سومی هم وجود دارد که آن بعد عدالت است .

     

  • نظرات() 
  • شنبه 27 خرداد 1391

    از نگاه حضرت امام خمینى رحمه الله، مشروعیت‏حكومت دینى، الهى است . این سؤال به صورت جدى مطرح مى‏شود كه چرا امام اصالت را به خداوند مى‏دهد و چرا از دیدگاه ایشان، مردم منبع مشروعیت‏حكومت دینى به شمار نمى‏روند؟ ابتدا باید گفت كه مشروعیت ولى فقیه همان مشروعیت‏حكومت دینى محسوب مى‏شود . به صورت كلى در اندیشه سیاسى امام، آنچه كه محوریت دارد، خداست . امام همه عالم هستى، حكومت، قانون و ... را متعلق به خداوند مى‏داند . از این رو، معتقد است اگر حكومت‏خدا نباشد، در مقابل، طاغوت و شیطان حكومت دارد . از این جهت امام مى‏گوید

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 26 خرداد 1391

    امام خمینی سلام‌الله‌علیه در نظریات فقهی خود درباره اداره نظام اسلامی و اجرای احکام شرع از استقرار و ایجاد (حکومت اسلامی) و یا (دولت اسلامی) نام برده اند و در خصوصِ تمایز حکومت اسلامی از سایر حکومت ها, از منظر فقهی امام سلام‌الله‌علیه, (حکومت اسلامی) با (سلطنت) متفاوت است. (حکومت اسلامی از بدو تائسیس بر (سلطنت و ولایتعهدی) خط بطلان کشیده و بساط آن را در صدر اسلام در ایران و روم شرقی و مصر و یمن بر انداخته است. حکومت اسلامی از نوع (استبدادی) و یا (مشروطه سلطنتی) نیست, بلکه حکومت اسلامی حکومت قانون الهی بر مردم است.

     

    در حکومت اسلامی, حکومت کنندگان در اجرا و اداره مقید به یک مجموعه شرط هستند که در قرآن کریم و سنت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم معین شده است. (مجموعه شرط) همان احکام و قوانین اسلام است که باید رعایت و اجرا شود.

     

    بنابراین نقطه تمایز نظام اسلامی با سایر دولت هایی که دارای حکومت های استبدادی, مشروطه سلطنتی و یا سایر حکومت ها است از دیدگاه ایشان در (رعایت و اجرای قوانین و مقررات اسلامی) است.

     

     

  • نظرات() 
  • جمعه 26 خرداد 1391

     

    چنانکه اشاره شد, از دیدگاه امام خمینی, همه فقیهان, در عصرغیبت به نصب عام از سوی امام معصوم(ع) به ولایت گمارده شده اند. اگر یکی از فقیهان دارای شرایط, آنان تشکیل حکومت داد و مردم ولایت او را پذیرا شدند, ولایت او از قوه به فعل در می آید و در همه امور که امام معصوم(ع) ولایت دارد, به جز مواردی که ویژه امام(ع) است, ولی فقیه نیز می تواند به مصلحت جامعه و امت اسلامی ولایت خویش را به کار بندد.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 19 خرداد 1391

    اندیشه سبز و سرزنده امام خمینی(ره) در تاریخ، ماندگار وجاویدان است. گفتار و رفتار آن عزیز سفرکرده، سمبل و الگوبرای همه انسانها می‏باشد; زیرا آموزه‏ها و افکار بلندفرهیختگان مختص ملت، گروه و جغرافیایی خاص نمی‏باشد، بلکه شجره‏طیبه «سنت‏» آنان بر سرهمه جهانیان سایه افکنده است.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 17 خرداد 1391

    قرائت‏های متفاوتی از این نظریه وجود دارد. در اینجا برای اینكه به قرائت موردنظرمان دست یابیم تنها سه‏ قرائت را كه به نوعی باهم مرتبط‏ اند، مطرح می‏كنیم:

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 12 خرداد 1391

    گروهی با توجه به مفهوم لغوی مطلقه (آزاد و رها از هر گونه قید و...) در لسان امام امت که به ولایت مطلقه فقیه معتقد بودند و با همانندی گویشی که بین ولایت مطلقه و حکومت مطلقه دیده اند، پنداشته اند که ولایت مطلقه فقیه یعنی حکومتی که هیچ حد و مرزی ندارد و ولی فقیه هر گونه که بخواهد می تواند حکم براند و حتی می تواند قانون یا شریعت اسلامی را تغییر دهد و... بی گمان هدف فقیهان از ولایت مطلقه فقیه چنین چیزی نیست.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 12 خرداد 1391

    «از حقوق اولیه هر ملتى است كه باید سرنوشت و تعیین شكل و نوع حكومت ‏خود را در دست داشته باشد.» (1)

     

    حكومت‏بدون قبول مردم، اصلا شكل نمى‏گیرد . همچنین در افكار امام از مهمترین ضوابطى كه نباید از حكومت جدا باشد، این است كه «متكى به آراى ملت‏باشد به گونه‏اى كه تمامى آحاد ملت در انتخاب فرد و یا افرادى كه باید مسؤولیت و زمام امور را در دست‏بگیرند، شركت داشته باشند .» (2) از این رو، نظام جمهورى اسلامى به تاكید امام خمینى به آراى عمومى گذاشته شد تا خواسته مردم مورد ارزیابى قرار گیرد، اگر چه نتیجه این ارزیابى، به علت‏خصوصیت ویژه مردم، از قبل قابل پیش‏بینى بود چنان كه امام مى‏گوید:

    «ما نظام جمهورى را به آراى عمومى مى‏گذاریم و ایران چون همه شان مسلمان هستند، راى بدین قضیه خواهند داد و بعد از راى آنها حكومت جمهورى اسلامى، تشكیل خواهد شد .» (3)

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 12 خرداد 1391

    علم فقه و تطور تاریخى آن

     

    فقه امامیه، از آن جهت كه داراى اجتهاد مستمر است و عقل، نقش سراج منیر دارد و در تشخیص صراط مستقیم الهى از سهم بسزایى برخوردار است و كتاب و سنت معصومین - علیهم‏السلام- مخازن غنى و پایان‏ناپذیر استنباط احكام و حكم مى‏باشند، لذا شاهد توسعه و تكامل و تطورات همه‏جانبه بوده و هست; هم تطور عمقى در مسائل از پیش‏طرح‏شده، و هم گسترش عرضى در مسائل جدید و مستحدثه; و از اینرو، توان پاسخگویى به همه مسائل و پرسش‏هاى بشر درباره فقه اصغر و اوسط و اكبر را تا دامنه قیامت دارد.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 12 خرداد 1391

     

    در قرائت امام خمینی دین اسلام به زندگی و چگونه زیستن انسان در دنیا نظر دارد; چرا که در این شریعت، دینداری و پیروی به مکان و زمان و انجام آیین عبادی، ویژه نیست، بلکه هر لحظه زندگی می تواند عبادت و پیروی باشد و سراسر زمین مسجد و مقدس.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 11 خرداد 1391

     

     

    مجلس خبرگان یكى از نهادهاى عالى است كه در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران پیش بینى شده و سه وظیفه مهمِ شناسایى, انتخاب و نظارت بر رهبرى را عهده دار مى باشد. اعضاى این نهاد عالمانى متعهدند كه از سوى مردم برگزیده مى شوند.
    به همان اندازه كه رهبرى در نظام اسلامى جاى گاهى رفیع و بلند دارد ، مجلس خبرگان نیز, كه وظیفه اش در ارتباط با رهبرى است, مهم و ارزش مند است.
    امام خمینى(ره) به عنوانِ معمار و بانیِ انقلاب اسلامى از سال هاى نخستین شكل گیریِ این نهاد, به تبیینِ جاى گاه این مجلس و تشویق و ترغیب مردم به حضور در انتخاب خبرگان پرداخت و نیز خبرگان منتخب مردم را به دقت در انجام وظیفه توصیه فرمود.
    در این جا گزیده اى از سخنان امام در پنج محور عرضه مى گردد:

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 11 خرداد 1391

    شیعیان همواره تلاش کرده‏اند تا نظام سیاسی -الهی و حکومت اسلامی در جامعه ایجاد شود. در کنار این تلاش‏ها منتظر ظهور نظامی برتر و فراگیر در سطح جهان به رهبری امام زمان(عجل‏الله تعالی فرجه‏الشریف) هستند.!

     

    همواره حکومت‏ها در سرنوشت فرد و جامعه تاثیر به‏سزایی داشته‏اند. امیرالمؤمنین علیه السلام می‏فرمایند:

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :2
    • 1  
    • 2  

    لینکدونی

    Page Ranking Tool

    

    آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها