تبلیغات
ولایت فقیه - مطالب ولایت و نظام

ولایت فقیه

مبانی حکومت اسلامی شیعی و پاسخ به شبهات ولایت فقیه

چهارشنبه 3 دی 1393

                    

در مورد اعتدال، نظرات مقام معظم رهبری امام خامنه ایی مدظله العالی را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم تا بدانیم در کلام رهبری اعتدال در خصوص چه موضوعاتی و به چه شکلی مطرح می شود و ما باید برای رسیدن به این راهبرد چه مسیری را باید در پیش بگیرم تا منویات مقام معظم رهبری که به عنوان چراغ راه ما است را پیاده سازی سازیم.

اعتدال مصدر باب افتعال از ریشه «عدل» و در لغت به معنای حدّ متوسط بین دو وضعیت دیگر است ، ازاین‌رو نقطه مقابل اعتدال ، افراط و تفریط نامیده می‌شود.

اعتدال به معنی میانه حال شدن در کمیت و کیفیت است و به معنای تعادل و میانه‌روی نیز کاربرد دارد.[1]

و در قرآن نیز به صراحت راه رستگاری و نزدیکی به خداوند منش اعتدال شناخته شده‌است:

" یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَی أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَی وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ"[2]


ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 11 اسفند 1391

     پاسخ به این سوال لازم است تا در ابتدا بیان كرد كه كسی كه اشراف به احكام و مبانی دین اسلام ندارد، یعنی در معالم دین اسلام و بنیادهای اعتقادی آن به اندازة كافی تبحّر ندارد، طبعاً باید به علما و دانشمندان این دین رجوع كند، بویژه در مسائل مهمی مثل «ولایت فقیه» و «نیابت عام امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ در زمان غیبت.» بنابراین در اینگونه مسایل رجوع به اقوال علما بر همة مؤمنان و دینداران واجب و ضروری است، لذا اگر شخصی بدون توجه به این مسأله ادعای عدم اعتقاد به ولایت فقیه داشته باشد، مستحق عقاب و مجازات اخروی خواهد بود. هر چند كه اگر در جامعة ولایی اَعمال و افعالی كه موجب اخلال و تضعیف نظام است انجام ندهد، همانند دیگر شهروندان از كلیة حقوق برخوردار خواهد بود. البته از مشاغلی كه تصدی آن توسط این افراد به اخلال در نظام و تضعیف آن منجر می شود،‌ محروم خواهد بود.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 27 بهمن 1391

    پیش‏ سخن

    ما معتقدیم دین راستین با سیاست صحیح با هم پیوندی ناگسستنی‏ دارند و مکمل یکدیگر در پیدایش جامعه ایده‏ آل الهی است. دین‏ منهای سیاست،هم چون درخت ‏بی‏ آب است، و سیاست ‏بدون دین همانند آب بی‏درخت می‏باشد. استعمارگران همیشه به این نتیجه رسیده‏ اند که بزرگ‏ترین دشمن‏ آن‏ها، دین و آیین الهی است، لذا همواره می‏کوشند تا دین را از ماهیت ‏خود تهی کنند، چنان‏که آیین مسیحیت را چنین کردند، و یا دین را در انزوا و در گوشه معابد، زندانی نمایند، و نگذارند وارد جامعه و عرصه سیاست گردد.به همین دلیل نظریه جدایی دین و سیاست را در همه جا مطرح ‏کردند، و آن را به عنوان قانونی قطعی تلقی نمودند، به طوری که ‏مردم غرب و غرب زده چنین نظریه‏ای را که کاملا سیاستی حساب ‏شده و استعماری است ‏باور نمودند. با اوج ‏گیری انقلاب اسلامی و پیروزی آن در ایران، این نظریه باگسترش وسیعی از طرف استکبار جهانی و اذناب آن‏ها در همه جا و در داخل کشور، خودنمایی کرد، لیبرال‏ها و ملی گراها در این ‏راستا گوی سبقت را ربودند، و با ترفندها و دست آویزهای‏ گسترده، به جنگ با ولایت فقیه برخاستند، چرا که ولایت فقیه پرچم‏ نیرومند حکومت دینی است، و ملتقای دین و سیاست. بنابراین، همه ‏باید به این هشدار توجه کنند که جدایی دین و سیاست، برای ضربه ‏زدن به پیکر مقدس ولایت فقیه، و حکومت و حاکمیت دینی در این‏ راستا است. از این رو، باید با حمایت فکری و عملی از اصل  ‏بالنده و افتخار آفرین ولایت فقیه، در برابر این نظریه واهی وشعار کور به مقابله پرداخته و نگذاشت دین اسلام نیز هم چون ‏آیین مسیحیت در انزوا و گوشه کلیسا قرار گیرد. در این فصل برآن هستیم برای رد این شبهه و القای شیطانی، به بررسی پیوند دین و سیاست، و ماهیت این دو بپردازیم، با این اشاره به تبیین ‏اصل مطلب باز می‏گردیم:

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • یکشنبه 17 دی 1391

    از آن جا كه در جمهورى اسلامى ایران، حاكمیت، الهى است طبق قانون اساسى این حاكمیت از طریق قوانین الهى و رهبرى دینى (ولایت فقیه) اعمال مى شود به همین جهت در حقوق اساسى جمهورى اسلامى ایران، كلیه ى امور زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت اداره مى شود و در جمهورى اسلامى ریاست كشور با ولى فقیه است و مقام رهبرى به لحاظ امامت و هدایت نظام داراى وظایف و اختیاراتى است كه مطابق قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران، قواى حاكم در جمهورى اسلامى ایران عبارت اند از: قوه ى مقننه، قوه ى مجریه و قوه ى قضائیه كه زیر نظر ولایت مطلقه ى امر و امامت امت، طبق اصول آینده ى این قانون، اعمال مى گردند.[1]

                              

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 12 مرداد 1391

    گفتار دوم: آرمانها و اهداف عالیه حكومت از دیدگاه جزء نگر

    امام على(ع) علاوه بر موارد پیش گفته، در سایر مباحث خود، به آرمانها و مقاصد عالى حكومت، اشاره داشته اند كه ذیل هر كدام از عناوین زیر تشریح مى گردد:

    1ـ تأمین سعادت مادى و معنوى و توجه به رشد و بالندگى مردم

    تفاوت حكومت على(ع) و حكومتهاى دیگر این است كه حكومت براى حضرت، هدف نیست، بلكه وسیله اى براى رسیدن به آرمانهاى معنوى است. امام براى حكومت شأن واقعى قائل نیست، اما بنا به حق شرعى خویش و اشتیاق و نیاز فوق العاده مردم به حكومت ایشان، این امر را به عنوان وظیفه الهى مى پذیرد و با پایدارى از آن دفاع مى كند:
    «... لولا حضور الحاضر و قیام الحُجّة بوجود الناصر ... لاَلقیتُ حَبْلها على غاربها و لَسقیتُ آخرها بكاس اَوّلها[14]؛
    اگر وضع موجود و حجت اینكه یارانى هستند، وجود نداشت ... مهار خلافت را بر پشت آن افكنده و رهایش مى ساختم، و پایانش را چون آغازش مى انگاشتم».
    شایان ذكر است در نهج البلاغه از حاكم جامعه اسلامى، به عنوان مَلك یا سلطان ـ كه به معناى تملك یا سلطه گرى است ـ یاد نشده است، بلكه با كلماتى مانند «امام» (پیشوا و رهبر) و «والى» روبه رو هستیم. رهبر و امام كسى است كه جمعیت و امتى را به دنبال خود مى كشاند و خود پیش قراول و طلایه دار حركت است. والى و ولایت، به معناى پیوستگى است. والى امت و رعیت، كسى است كه امور مردم را به عهده دارد و با آنها پیوسته است. وقتى در نهج البلاغه در مفهوم حكومت تأمل مى شود، مى بینیم آن كه در رأس حكومت است، ولىّ امر و متصدى كارهاى مردم است و مكلف به تكلیف الهى مهمى مى باشد. او انسانى است كه بیشترین بار و سنگین ترین مسؤولیت بر دوش اوست. در سوى دیگر، مردم قرار دارند كه باید با همه ارزشهاى مادى و معنوى و آرمانهایشان مورد احترام قرار گیرند و دین و دنیاى آنها با هم و در تعامل، ملاحظه شود. در حكومت علوى، مفهوم سلطه گرى و زورمدارى و افزون طلبى وجود ندارد و مقصد اصلى امام(ع) آخرت است كه از گذرگاه دنیا مى گذرد و وظیفه اصلى حكومت تمهید بستر زمینى این حركت براى آدمیان است. آخرت خواهى و توشه برگیرى دنیوى براى سراى باقى از دید امام چنین بیان شده است:
     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    با توجه به اصول فرهنگی بر نظام اجرائی اسلامی یک سری صفات و شرایط است که حکومت به طور کامل با این شرایط تحقق می یابد

    1)    علم آگاهی در بالاترین سطح

    2)    سعه صدر و گشادگی فکر و آمادگی پذیرش حوادث مختلف

    3)    آگاهی به مسائل زمان

    4)    رعایت عدالت و عدم تبعیض در میان مردم

    5)    توجه به پاداش نیکوکاران وعفو گذشت نسبت به کسانی که احتمال توبه و پشیمانی در آنها وجود دارد

    6)    منافع مردم و خویش را یکسان دیدن

    7)    پیوند عاطفی با مردم

    8)    دوری از بخل – جهل نادانی جفا و ظلم

    9)    دوری از سازش کاری و هماهنگی با اهل باطل

    10)                       نسبت به مقام و منصب خویش به چشم امانت نگریستن

    11)                       پرهیز از همکاری با اصراف کاران – سفیهان – بی خردان – عیب جویان – سخن چینان

    12)                       پرهیز از هوای نفس – لزوم همکاری با مؤمنان

    13)                       عدم استفاده از غیر مسلمین در پست های کلیدی

     

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    دموكراسى الهى

    در نظام سیاسى اسلام، حق تشریع و تقنین، مخصوص خداوند بوده; و وظیفه‏ى ‏رهبران و حاكمان الهى، تفسیر، تبیین و اجراى آن قوانین است و قوانین ‏جارى حكومتى، در چارچوب قوانین الهى تدوین مى‏شود. به جز خداوند، كسى ‏به طور مستقل، حق تصرف در جان و مال افراد و حق حكومت و دخالت در سرنوشت مردم را ندارد و مشروعیت‏ حكومت، منوط به اذن خداوند است.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    فایده قانونگذاری

    اصولا فایده وضع قانون این است که اگر در موردی اختلاف واقع شد، بتوان با استناد به آن رفع اختلاف کرد; یعنی قانون سندی است که با استناد به آن حل اختلاف می شود. بر این اساس هر چه درقانون ذکر شده، باید احصایی باشد تا وضع قانون فایده ای داشته باشد. اما همیشه در جریان وضع قانون مواردی مورد نظر قرارمی گیرد که غالبااتفاق می افتد. و معمولا برای موارد نادر قانونگذاری نمی شود.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 تیر 1391

    مفاد ادله ولایت فقیه، ولایت مطلقه را برای‏فقیه جامع شرایط اثبات می‏کند. حال اگر درکشوری حکومتی با زعامت‏یک فقیه تشکیل و درآن کشور یک قانون اساسی با هدایت و حمایت‏فقیه مزبور، تهیه و تصویب شود و در آن‏محدوده‏های مشخصی برای دخالت مستقیم فقیه‏ تعیین گردد و زمینه‏ های دیگر حکومتی بر عهده ‏کارگزاران دیگر گذاشته و در عین‏ حال زعامت‏ عظمای فقیه پذیرفته شد، این پرسش‏هامطرح‏ می‏شود

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 8 تیر 1391

    سوال : هنگامی که چند فقیه تمامی شرایط فقیهی که میتواند حکومت کند را داشته باشد ( فقاهت - شجاعت - عدالت - مدیریت و غیره ) در اینجا کدام یک از چند فقیه نام برده و دارای شرایط واجب الاطاعه هستند و تکلیف مردم چیست؟
    جواب : با وجود خبرگان عملا به ندرت پیش می اید که چنین مشکلی پیش آید خبرگان رهبری با توجه به سائر شرایط مانند مقبولیت عمومی و ویژگیهای بالاتر است را انتخاب میکنند و بر مردم لازم است از او اطاعت کنند

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 7 تیر 1391

    وقتی اصول قانون اساسی را ارزیابی می كنید، می بینید از یك سو نظارت بر حسن جریان قوانین در اختیار مجلس است و ازسوی دیگر در اختیار دستگاه قضایی است و از سوی سوم در اختیار ریاست محترم جمهوری؛ همه اینها در قانون اساسی حق نظارت دارند. اما آنچه كه جزء زیرمجموعه ولایت فقیه است، نظارت بر نظارت هاست.

    یك وقت است خدا در قرآن می گوید: برای هر امتی شاهدی می آوریم، جئنا من كل امه بشهید(1). ولی به نبی اكرم(ص) كه می رسد، می گوید: جئنا بك علی هولاء شهیدا(2)؛ یعنی تو شهید شهدائی!

     

    1) نساء/41

    2) نساء/41

     

     

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 7 تیر 1391

    وظایف‏ و اختیارات‏ رهبر؛ مورد اشاره در اصل 110 قانون اساسی:

    1. تعیین‏ سیاست‌های كلی‏ نظام‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ پس‏ از مشورت‏ با مجمع تشخیص‏ مصلحت‏ نظام‏.

    2. نظارت‏ بر حسن‏ اجرای‏ سیاست‌های‏ كلی‏ نظام‏.

    3. فرمان‏ همه‏ پرسی‏.

    4. فرماندهی‏ كل‏ نیروهای‏ مسلح‏.

    5. اعلان جنگ‏ و صلح‏ و بسیج‏ نیروها‏.

    6. نصب‏ و عزل‏ و قبول‏ استعفاء‏:

    الف: فقهای‏ شورای‏ نگهبان‏.

    ب: عالی‌ترین‏ مقام‏ قوه‌ی‏ قضاییه‏.

    ج: رییس‏ سازمان‏ صدا و سیمای‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏.

    د: رییس‏ ستاد مشترك‏.

    ه: فرمانده‌ی‏ كل‏ سپاه‏ پاسداران‏ انقلاب‏ اسلامی‏.

    و: فرماندهان‏ عالی‏ نیروهای‏ نظامی‏ و انتظامی‏.

    7. حل‏ اختلاف‏ و تنظیم‏ روابط قوای‏ سه‏‌گانه‏.

    8. حل‏ معضلات‏ نظام‏ كه‏ از طرق‏ عادی‏ قابل‏ حل‏ نیست‏، از طریق‏ مجمع تشخیص‏ مصلحت‏ نظام‏.

    9. امضا حكم‏ ریاست‏ جمهوری‏ پس‏ از انتخاب‏ مردم‏ صلاحیت‏ داوطلبان‏ ریاست‏ جمهوری‏ از جهت‏ دارا بودن‏ شرایطی‏ كه‏ در این‏ قانون‏ می‌آید، باید قبل‏ از انتخابات‏ به‏ تایید شورای‏ نگهبان‏ و در دوره‏ اول‏ به‏ تایید رهبری‏ برسد.

    10. عزل‏ رییس‏ جمهور با در نظر گرفتن‏ مصالح‏ كشور پس‏ از حكم‏ دیوان‏ عالی‏ كشور به‏ تخلف‏ وی‏ از وظایف‏ قانونی‏، یا رای‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ به‏ عدم‏ كفایت‏ وی‏

    11. عفو یا تخفیف‏ مجازات‏ محكومین‏ در حدود موازین‏ اسلامی‏ پس‏ از پیشنهاد رییس‏ قوه‌ی‏ قضاییه‏.

    رهبر می‏تواند بعضی‏ از وظایف‏ و اختیارات‏ خود را به‏ شخص‏ دیگری‏ تفویض‏ كند.

     

     

     

     

  • نظرات() 
  • یکشنبه 4 تیر 1391

    قانون، آن است که آشکار و بدون ابهام باشد و همه دقایق فنى و ساز وکارهاى حقوقى در آن معلوم و معین گردد.

    اما گاهى به دلایل گوناگون پدید آورندگان اولیه قانون اساسى برخى شیوه‏ها را در متن قانون نمى‏آورند و در صورت بروز مشکل، یافتن راه حل را به آینده موکول مى‏کنند. از سوى دیگر گاهى نیز امکان دارد که برخى از مسایل را واضعین اولیه قانون اساسى نفهمیده و نکته یا نکاتى مهم را فراموش نموده باشند.

    گاهى نیز گذر زمان امور تازه‏اى را پدید مى‏آورد که نسبت‏به زمان تدوین قانون اساسى بسیار جدید و غیر قابل پیش بینى محسوب مى‏شوند.

    در هرصورت اصلاح قانون اساسى به دو شکل قابل اجرا است:

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 2 تیر 1391

    روشنفكران وابسته به فرهنگ و سیاست غرب ،‌ همواره با حضور احكام دین و فقاهت اسلام از طریق روحانیت در صحنه‌های اجتماعی و سیاسی جامعه مخالفت می‌ورزیدند. یكی از مقاطع تاریخی كه روشنفكران با حمایت علنی انگلستان در صدد كاهش و سپس قطع نفوذ علماء برآمدند،‌ نهضت مشروطیت است . آغاز این نهضت از سوی علماء و حمایت مردم به عنوان " جنبش آزادیخواهی "‌ بود كه روشنفكران با نفوذ در آن و جلب نظر برخی علماء موفق به انحراف آن به سوی سیستم پارلمانی مشروطه شدند .

     

     

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 2 تیر 1391

    (یا ایها الذین آمنوا اطیعواالله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم)

    برکسی پوشیده نیست که ادیان آسمانی و پیام ‏آوران آن‏ها، به ویژه پیامبران اولو العزم، و در راس آنان پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله همگی یک هدف را تعقیب می‏کردند و آن نجات انسان از هوا پرستی و پلیدیهای اخلاقی و نیز رهایی وی از اسارت و بندگی طاغوتها و رساندنش به کمال مطلوب انسانی وکرامت‏های نفسانی در سایه توحید و خداپرستی بوده است.

    اما این هدف محقق نمی‏شود مگر اینکه در راس جامعه، انسان هایی قرار گیرند که خود نشانه بارز یک انسان کامل بوده و پیاده کننده احکام الهی در بین مردم باشند. چنان‏که رسول خدا صلی الله علیه و آله می‏فرمایند: الناس علی دین ملوکهم .

     

     

     

  • نظرات() 
  • دوشنبه 29 خرداد 1391

    اشاره: ما معتقدیم دین راستین و سیاست صحیح با هم پیوندی ناگسستنی دارند و مكمّل یكدیگر در پیدایش جامعه ایده آلِ الهی هستند. دین منهای سیاست هم چون درخت بی آب است, و سیاست بدون دین همانند آب بی درخت می باشد. استعمارگران همیشه به این نتیجه رسیده اند كه بزرگ ترین خطر برای آن ها, دین و آیین الهی است, لذا همواره می كوشند تا دین را از ماهیت خود تهی كنند, چنان كه آیین مسیحیّت را چنین كردند, و یا دین را در انزوا و در گوشه معابد زندانی نمایند, و نگذارند وارد جامعه و عرصه سیاست گردد. به همین دلیل نظریّه جدایی دین از سیاست را در همه جا مطرح كردند, و آن را به عنوان قانونی قطعی تلقّی نمودند, به طوری كه مردم غرب و غرب زده چنین نظریه ای را ـ كه كاملاً سیاسی, حساب شده و استعاری است ـ باور نمودند.

    با اوج گیری انقلاب اسلامی و پیروزی آن در ایران, این نظریه با گسترش وسیعی از طرف استكبار جهانی و اذناب آن ها در همه جا و در داخل كشور, خودنمایی كرد, لیبرال ها و ملّی گراها در این راستا گوی سبقت را ربودند, و با ترفرندها و دست آویزهای گسترده, به جنگ با ولایت فقیه برخاستند, چرا كه ولایت فقیه پرچم نیرومند حكومت دینی و ملتقای دین و سیاست است.

    بنابر این, همه باید به این هشدار توجه كنند كه نظریه جدایی دین از سیاست, برای ضربه زدن به پیكر مقدس ولایت فقیه, و حكومت و حاكمیّت دینی است. از این رو باید با حمایت فكری و عملی از اصل بالنده و افتخارآفرین ولایت فقیه, در برابر این نظریه واهی و شعار كور به مقابله پرداخته و نگذارند دین اسلام نیز هم چون آیین مسیحیّت در انزوا و گوشه كلیسا قرار گیرد. در این فصل بر آنیم برای ردّ این شبهه و القای شیطانی, به بررسی پیوند دین و سیاست, و ماهیّت این دو بپردازیم.

    عوامل جدایی دین از سیاست

    یكی از محقّقان بزرگ می نویسد: در كشورهای غربی, شعار جدایی دین از سیاست بسیار رایج است, و شاید به یك معنی جزء مسلّمات آن ها شده است. به همین دلیل از تشكیل حكومت اسلامی كه دین و سیاست را به طور قاطع با هم پیوند می زند, وحشت می كنند و رنج می برند, و این به دو دلیل است:

    1ـ آیینی كه در جوامع غربی وجود دارد, آیین مسیحیت كنونی است, و می دانیم كه این آیین بر اثر تحریفات زیادی كه با گذشت زمان در آن پدید آمده است, دین را به صورت یك مسأله كاملاً خصوصی و فردی و منحصر به رابطه خلق و خالق كه تعلیمات آن منحصر به یك سلسله توصیه های اخلاقی می شود, درآورده است و كاری به مسائل اجتماعی و مخصوصاً مسائل سیاسی ندارد. فرق میان دین دار و غیر دین دار, در این جوامع آن است كه فرد دین دار به یك سلسله مسائل اخلاقی پای بند است و هفته ای یك روز به كلیسا می رود و ساعتی به نیایش و مناجات می پردازد, ولی افراد بی دین, تعهّد خاصّی نسبت به مسائل اخلاقی ندارند (هرچند گاهی به عنوان ارزش های انسانی نه دینی, برای آن احترام قائلند) و هرگز به كلیسا نمی روند.

    2ـ خاطره بسیار دردناكی كه آن ها از حكومت ارباب كلیسا در قرون وسطی و دوران انگیزیسیون (تفتیش عقاید) دارند, سبب شده كه برای همیشه دین را از سیاست جدا كنند.

    توضیح این كه, ارباب كلیسا, در قرون وسطی بر تمام شؤون سیاسی و اجتماعی مردم اروپا مسلط شدند, و پاپ ها با قدرت تمام بر كشورهای این قاره حكومت می كردند, حكومتی كه منتهی به استبداد و خودكامگی شدید شد, تا آن جا كه در برابر نهضت علمی بپا خاستند, و هر فكر نو و پیشرفت علمی را به عنوان ضدیت با مذهب درهم كوبیدند, محكمه هایی كه بعداً به نام «انگیزیسیون» نامیده شد برپا كردند, و گروه های بی شماری را به این محكمه كشاندند و محكوم كردند, بعضی را سر بریدند و بعضی را زنده زنده در آتش سوزاندند یا محكوم به زندان نمودند كه در میان آن ها جمعی از دانشمندان معروف علوم طبیعی بود كه تمام پادشاهان از آن ها حساب می بردند, و فرمانشان برای آن ها مطاع بود. افزون بر این ثروت های سرشاری اندوختند, و زندگی تجملاتی عجیبی برای خود فراهم ساختند.

    مجموعه این امور مردم را بر ضدّ آن ها شورانید, به ویژه علمای علوم طبیعی در برابر آن ها موضع گرفتند, و شعار جدایی دین از سیاست از یك سو, و تضاد علم و دین از سوی دیگر, در همه جا سر داده شد, سپس با پیروزی این جناح, كلیسا و حاكمانش از صحنه اجتماع و حكومت عقب رانده شدند, و تنها كشوری كه از آن امپراطوری عظیم در دست ارباب كلیسا باقی مانده, همان كشور بسیار كوچك واتیكان است كه كم تر از یك كیلومتر مربع می باشد؛ یعنی به اندازه روستایی كوچك.

    این ها همه تحولاتی بود كه در اروپا, در آن شرایط خاص به وجود آمد. سپس گروهی كه از كشورهای اسلامی برای تحصیل یا كارهای تجاری, یا سیاحت به فرنگ رفته بودند, این طرز فكر را به هنگام بازگشت به عنوان ارمغان غرب, به شرق اسلامی آوردند, كه دین باید از سیاست جدا باشد؛ بی آن كه تفاوت های عظیمی را كه میان اسلام و مسیحیّتِ تحریف یافته وجود داشت درك كنند, و به تفاوت فرهنگ اسلامی حاكم بر این كشورها با فرهنگ كلیسا بیندیشند.

    با كمال تأسف بعضی از كشورهای اسلامی, تسلیم این توطئه استعماری و تبلیغاتی شدند, و آن را به عنوان یك اصل اساسی پذیرفتند, با توجه به این كه دولت های غربی كه به خاطر حفظ منافع نامشروع خود, از قدرت حكومت اسلام, سخت بیم ناك بوده و هستند, این مسأله را سخت دنبال كردند و كشورهای غرب زده ای همانند تركیه, پیروی از این نظریه را سرلوحه كار خود قرار دادند, و حكومت لائیك بر اساس «سكولاریسم» (حكومت منهای دین) را تشكیل دادند.[1]

    این در حالی بود كه بعضی از كشورهای اسلامی و امت های بیدار مسلمان در برابر این توطئه ای كه می خواست مسلمانان را از اسلام جدا سازد, و اسلام را بسان مسیحیت امروز, به صورت یك رابطه ظاهری و خصوصی خلق با خالق, بیگانه از اجتماع و سیاست درآورد, ایستادند.

    به همین دلیل, هنگامی كه انقلاب اسلامی ایران به ثمر رسید, و نخستین حكومت اسلامی انقلابی تشكیل شد, همگی در غرب انگشت حیرت بر دهان نهادند كه مگر می شود مذهب زمام حكومت را به دست گیرد؟ و بعد از آن كه دیدند این حكومت ریشه دار و با ثبات شد, برای این كه انقلاب اسلامی در مرزهای این كشور محدود بماند و الگویی برای سایر كشورهای اسلامی نشود, دست به تلاش های ویران گر زیادی زدند, كه شرح آن هفتاد من كاغذ شود.

    خوشبختانه بر اثر درایت و هوشمندی امام خمینی ـ قدس سره ـ و یاران و پیروانش, آن توطئه ها نقش بر آب شد, و تفكر تأسیس حكومت اسلامی در بسیاری از كشورهای اسلامی در قاره آسیا و آفریقا, به عنوان یك تفكر زنده و نجات بخش درآمد, هر چند غربی ها و غرب زدگان در برابر آن به شدّت مقاومت می كنند, و در این راه از هیچ كاری, از جمله انواع تهمت ها, برچسب ها, دروغ ها و تبلیغات مغرضانه و القای شبهه ها, فروگذار نیستند.

    استعمارگران غرب, در رأس آن ها استعمار پیر انگلیس مدتی قبل برای رواج فرهنگ غرب و جداسازی دین از سیاست, سه عنصر فرومایه را هم زمان مأمور دین زدایی در كشورهای ایران, تركیه و افغانستان نمودند, این سه عنصر عبارت بودند از: 1ـ رضاخان در ایران؛ 2ـ كمال آتاتورك در تركیه؛ 3ـ امان الله خان در افغانستان, این سه نفر با پشتیبانی استعمارگران, هر كدام ضربه شدیدی بر اسلام و جامعه اسلامی وارد كردند. كمال آتاتورك, در تركیه بنیان گذار حكومت لائیك شد كه هنوز این توطئه در تركیه به شدت ادامه دارد. امان الله خان دیكتاتور افغانستان برای حاكمیت لائیك (حكومت منهای دین) در این كشور, دست به كار شد, ولی در برابر مقاومت مسلمانان, كلوخش به سنگ خورد و چندان توفیقی نیافت. رضاخان در ایران با دیكتاتوری و كُشت و كشتار و ترفندهای دیگر برای براندازی دین, تلاش های مذبوحانه كرد و گستاخی را به جایی رسانید كه در كشور ایران عاصمه تشیع, در روز هفدهم دی ماه سال 1314 هـ .ق, اعلام كشف حجاب اجباری نمود, و در این خصوص پافشاری عجیبی كرد.[2]

    پس از او پسرش محمد رضا پهلوی, دست به كارهای انحرافی فرهنگی برای اسلام زدایی و جای گزینی فرهنگ غرب زد, با انواع تبلیغات و ترفندها به مقابله با اسلام ناب پرداخت, بسیاری از علما و مجاهدان هوشمند را به خاك و خون كشید, ولی در برابر قیام و انقلاب عمیق و گسترده مردم به رهبری امام خمینی ـ قدس سره ـ شكست خورد و گریخت و سرانجام او و افكار استعماریش به زباله دان تاریخ افكنده شد. ولی غائله هنوز تمام نشده, غربزدگان بی محتوا همچنان برای جدایی دین از سیاست تلاش می كنند, تا آخرین تیری را كه در تركش خود دارند به سوی پیكر مقدس ولایت فقیه پرتاب كنند.

    با این هشدار, نظر شما را به تبیین پیوند دین و سیاست, جلب می كنیم:

    معنی و مفهوم سیاست

    واژه سیاست از نظر لغت از «ساس» و «سوس» گرفته شده و به معنای كشورداری, اصلاح امور مردم, و اداره كردن كشور براساس قوانین و برنامه ریزی و تدابیر است, طُریحی لغت شناس معروف در فرهنگنامه مجمع البحرین می نویسد:

    «السیاسه القیام علی الشیء بما یصلحه؛ سیاست یعنی اقدام برای سامان دادن چیزی, به وسیله اموری كه آن را اصلاح كند و سامان بخشد».[1] - پیام قرآن, ج 10, ص 66 ـ 63.

    [2] - جامعه شناسی غربزدگی, ص 69 و 84.

     

  • نظرات() 
  • دوشنبه 29 خرداد 1391

    نظریّه ولایت فقیه، تنها نظریّه شكل حكومت دینى یا ...؟

    براى یافتن پاسخ صحیح، نخست باید تفسیر خود را از حكومت دینى توضیح دهیم. تفسیر ما از حكومت دینى مبتنى بر مسائل اساسى و پیش فرض هاى مهمّى در رابطه با تبیین ارتباط دنیا و آخرت، رابطه دین و سیاست، مسئله انتظار از دین و دین حدّاقلى و حدّاكثرى است، كه بررسى هر یك از آنها با توجّه به پیچیدگى هایى كه دارد، از حوصله ى این مجال بیرون است.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • دوشنبه 29 خرداد 1391

    امروزه جایگاه ولایت مطلقه فقیه در قانون اساسى از موضوعات مهمى است كه در حوزه اندیشه سیاسى جامعه ما مطرح است. مسئله اصلى در این باره این است كه آیا اختیارات ولى فقیه محدود به موارد مصرح در قانون اساسى است و یا فراتر از آن؟

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • سه شنبه 16 خرداد 1391

    خدای متعال برای اداره جامعه احکامی را نازل فرموده که در بسیاری از موارد نیاز به شخصی داردکه آنها را تفسیر و تبیین کند همانطور که تمام قوانین دنیا چنین اند، گو اینکه تلاش قانونگذاران این بوده که آنها را روشن بیان کنند ولی به علت ویژگی ها و نارسایی های زبان، گاه مقررات نیاز به تفسیر دارند.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 11 خرداد 1391

     

     

    مجلس خبرگان یكى از نهادهاى عالى است كه در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران پیش بینى شده و سه وظیفه مهمِ شناسایى, انتخاب و نظارت بر رهبرى را عهده دار مى باشد. اعضاى این نهاد عالمانى متعهدند كه از سوى مردم برگزیده مى شوند.
    به همان اندازه كه رهبرى در نظام اسلامى جاى گاهى رفیع و بلند دارد ، مجلس خبرگان نیز, كه وظیفه اش در ارتباط با رهبرى است, مهم و ارزش مند است.
    امام خمینى(ره) به عنوانِ معمار و بانیِ انقلاب اسلامى از سال هاى نخستین شكل گیریِ این نهاد, به تبیینِ جاى گاه این مجلس و تشویق و ترغیب مردم به حضور در انتخاب خبرگان پرداخت و نیز خبرگان منتخب مردم را به دقت در انجام وظیفه توصیه فرمود.
    در این جا گزیده اى از سخنان امام در پنج محور عرضه مى گردد:

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • دوشنبه 12 دی 1390

    امروزه جایگاه ولایت مطلقه فقیه در قانون اساسى از موضوعات مهمى است كه در حوزه اندیشه سیاسى جامعه ما مطرح است. مسئله اصلى در این باره این است كه آیا اختیارات ولى فقیه محدود به موارد مصرح در قانون اساسى است و یا فراتر از آن؟

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 دی 1390

    انتخاب فقهای شورای نگهبان توسط رهبری مبین حضور و نظارت فعال رهبری در امر قانون گذاری و قوه مقننه و نیز کلیه مراکزی است که به نحوی در تصویب قوانین و مقررات کشور مؤثرند, زیرا حفظ مکتبی بودن نظام و مطابقت قوانین و مقررات با احکام اسلامی از مسئولیت های رهبری و ماهیتاً مربوط به مقام ولایت فقیه می باشد و کسانی می توانند این مسئولیت را عهده دار شوند که از طرف رهبری صلاحیتشان محرز بوده و برای این کار منصوب و مأذون باشند.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 9 دی 1390

    ولایت فقیه به عنوان مهم ترین و اصلی ترین نهاد نظام جمهوری اسلامی است که مطابق قانون اساسی در اعمال مستقیم و غیر مستقیم قدرت سیاسی نقش بسیار مهمی دارد. بدین لحاظ بررسی جایگاه ولایت فقیه در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران موضوع اساسی و مهمی است که همواره در جامعه ضرورت آن وجود دارد.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 8 دی 1390

    اصول مرتبط با رهبرى در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران:

    اصل2: جمهورى اسلامى

    اصل5: ولایت فقیه عادل و با تقوا

    اصل57: قواى حاكم در جمهورى اسلامى

    اصل60: قوه مجریه

    اصل91: شوراى نگهبان

    اصل107: تعیین رهبر توسط خبرگان رهبرى

    اصل109: شرایط و صفات رهبر

    اصل110: وظایف و اختیارات رهبر

    اصل111: فوت یا كناره گیرى یا عزل رهبر

    اصل112: مجمع تشخیص مصلحت نظام

    اصل113: رئیس جمهور

    اصل131: فوت عزل یا استعفاى رئیس جمهور

    اصل142: دارایى رهبر، رئیس جمهور و مسئولین

    اصل157: رئیس قوه قضائیه

    اصل175: صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران

    اصل177: بازنگرى در قانون اساسى

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • لینکدونی

    Page Ranking Tool

    

    آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها