تبلیغات
ولایت فقیه - مطالب ابر نظام و ولایت فقیه

ولایت فقیه

مبانی حکومت اسلامی شیعی و پاسخ به شبهات ولایت فقیه

یکشنبه 13 اسفند 1391

 

حكومت ولائی یك اصطلاحی است كه به معنای حكومت و نظام اسلامی و ولایت فقیه آمده است یعنی با توجّه به كاربرد این اصطلاح متوجه می‌شویم كه منظور از حكومت ولائی همان حكومتی است كه در رأس آن ولی فقیه باشد در زمان غیبت، یعنی حكومت اسلامی كه حاكم آن از طرف خداوند تعیین شود امّا موارد استعمال این اصطلاح در كتاب‌ها و نوشتارها:

الف) در كتاب ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت آیت الله جوادی آملی در بحث برتری نظام ولایت فقیه بر دموكراسی آمده است: نظام ولائی یك نوع دموكراسی ویژه و حكومت مردمی خاص است كه در آن محور قانونگذاری وحی الهی است.[1] و یا در جای دیگر در بیان حكومت ولایتی می گوید: هرگاه حاكم اسلامی خود را از خداوند و اولیاء او یعنی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ دریافت كند منصوب از سوی آن بزرگان و سرپرست و ولی جامعه خواهد بود و چنین حكومتی حكومت ولایی است[2]

ب) یا در مقالة به عنوان مصلحت در حكومت ولائی این اصطلاح در كنار حكومت دینی و مترادف آن به كار برده شده است: مصلحت در نظام سیاسی اهمیت ویژه‌ای دارد این اهمیت در نظام ولایی و حكومت دینی دو چندان است.[3]

ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • دوشنبه 16 بهمن 1391

    ولایت فقیه هرچند دوره ای نیست اما مادام العمری نیز نیست ، بلکه مادام الصفات است به این معنا که ولی فقیه تا زمانی که صفات ولایت فقیه را دارا می باشد از مشروعیت برخوردار است. اگر صفات را از دست داد حتی اگر یک سال رهبر باشد از ولایت ساقط است.       

             

    ادواری بودن ولایت فقیه برای سه منظور مطلوبیت دارد که هیچ یک از این سه برای توجیه ضرورت ادواری بودن تصدی رهبری کافی نمی نماید...

    به دلائل خاصی که مربوط به ویژگی جایگاه رهبری است دوره ای بودن پیش بینی نشده است. این امر به این دلیل است که اساسا رهبر از ویژگی هایی برخوردار است که ریاست های نظام های سیاسی دیگر از آن بی بهره اند.رهبر درنظام اسلامی از مکانیزم های قوی درونی کنترل قدرت همچون عدالت و اسلام شناسی برخوردار است و این دو علاوه بر مکانیزم های بیرونی کنترل قدرت که در قانون اساسی وجود دارد، به صورت جدی رهبر را در برابر آفات قدرت ایمن می سازد. اما در عین حال به شرح بیشتری در خصوص این سوال خواهیم پرداخت.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 24 شهریور 1391

                                                                

    قبل از پاسخگویی به پرسش فوق، لازم است تعریف اجمالی از معنای فاشیسم صورت پذیرد.

    فاشیسم (Fascism) از كلمة ایتالیایی (Fascio) به معنای دسته و مجموعه گرفته شده است. در قرن 19 در ایتالیا این واژه را به گروهها و سازمانهای انقلابی اطلاق می كردند. در قرن بیستم، با شروع حكومت موسولینی اصطلاح فاشیسم بر سر زبانها افتاد و به تدریج وارد ادبیات سیاسی آن قرن شد.

    این تعبیر در اصطلاح خاصّ آن در توصیف حكومت موسولینی در ایتالیا (1919 ـ 1944) بكار می رود؛ امّا در اصطلاح عام به عنوان اسم جنس نیز برای همة نظامهای دیكتاتوری و جنبشهای قدرت باور مانند نازیسم آلمان، فالانژیسم اسپانیا، گارد آهنی رومانی و... استفاده می شود. معمولاً حكومت فاشیستی موسولینی و هیتلر به عنوان مصادیق بارز نظامهای فاشیس و دیكتاتوری به حساب می آورند. همچنین اصطلاح فاشیسم و فاشیست گاه از سوی بعضی نویسندگان و سیاستمدارن برای برچسب زدن و متهم كردن عقاید و نهادهایی كه نمی پسندند به كار می رود حال با دقت در تعریف فاشیسم، می توان دریافت كه این معنا، با ولایت فقیه چه مفهوماً و چه مصداقاً متفاوت است. تعریف ولایت فقیه یعنی زعامت و ریاست شخص فقیه در محدودة كه شریعت آنرا مشخص كرده است و شخص ولی فقیه نمی تواند برخلاف مصالح جامعة اسلامی عمل كند.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • سه شنبه 14 شهریور 1391

    اگر واژه‌های «ولایت فقیه» و «توتالیتر» را مورد توجّه قرار دهیم آن‌گاه اذعان خواهیم كرد كه نه تنها ولایت فقیه به حاكم توتالیتر تفسیر نخواهد شد كه برعكس دقیقاً در راستای مصالح عالیه مردم و در جهت حفظ منافع عموم نیز قرار خواهد گرفت. در فرهنگ سیاسی توتالیتر به معنای كل‌گرا و یكه‌تاز و توتالیتاریسم به مفهوم حكومتی است كه می‌خواهد همه جنبه‌های حكومت را در اختیار خویش قرار دهد.[1] دائرة المعارف بین‌المللی علوم اجتماعی بعضی از ویژگی‌های حكومت توتالیتر را عبارت می‌داند از غیر قابل پیش‌بینی بودن، تفسیر دل‌بخواهی داشتن از ایدئولوژی رسمی، كاربرد گستردة خشونت سازمان‌یافته و اعمال زور برای به زیر سلطه درآوردن مردم.[2] هدف رهبر توتالیتر سركوبی هرگونه نهادی در برابر خود است و لذا هیچ‌گاه خود را مقید به نهاد قانون نمی‌داند یعنی اساس نظام توتالیتر بر بی‌قانونی است.[3] در مقابل واژه ولایت كه به معنای به هم پیوستگی و اتصال برای نیل به هدفی واحد می‌باشد،[4] در نقطة مقابل توتالیتر قرار می‌گیرد زیرا در واقع حاكم اصلی در نظام اسلامی خدا و قانون الهی است[5] نه شخص فقیه. ولیّ فقیه تنها مجریِ احكام الهی است. خداوند خطاب به پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ می‌فرماید: «لِتَحْكُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ»[6] «تو مبعوث شده‌ای تا در بین مردم حكومت كنی ولی نه به میل خود بلكه آن طوری كه خدا می‌خواهد. وظیفة ولیّ‌فقیه تحكیم و تقویت جامعه اسلامی است و به چیزی جز تأمین منافع و مصالح مردمی (نه شخصی) در چارچوب قانون الهی نمی‌اندیشد چیزی كه تجربه تاریخ آن را ثابت كرده است. وقایعی چون ماجرای تنباكو و فتوای میرزای شیرازی جریان انقلاب اسلامی و قطع شرّ اجانب از كشور و موارد بسیار دیگر در همین دهه‌های اخیر شاهد بر این مدعاست.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • دوشنبه 26 تیر 1391

    اشاره:

    آنچه در پی می‏آید، حاصل برخی پرسش‏ها و پاسخ‏هایی است که در نشست صمیمی دانش‏جویان سراسر کشور دانشگاه‏های آزاد و دولتی با استاد فرزانه حضرت آیة‏الله مصباح "دام‏ظله" مطرح شده است. پس از بازنویسی و مختصر تغییراتی، اینک قسمت دوم این گفتگو تقدیم آشنادیداران می‏گردد.

     

    چرا رهبر جمهوری اسلامی ایران را «ولی‏امر مسلمین‏» می‏نامیم؟

    الگوی اولی اسلام برای حکومت، حکومت واحد جهانی تحت رهبری امام معصوم علیه السلام می‏باشد. در این الگو مرزهای جغرافیایی جای خود را به مرزهای عقیدتی می‏دهد و کشور اسلامی شامل کلیه مناطقی خواهد بود که درآن مسلمان زندگی می‏کند.

     

    نقش ولی فقیه در حکومت اسلامی

    ازسوی‏دیگر،حکومت‏اسلامی‏به معنای تدبیر امور مسلمین براساس قوانین دینی و رعایت مصالح شهروندان می‏باشد و حاکم، به عنوان مجری‏احکام اسلامی کسی است که شرایطی ویژه‏ را دارا است‏ و با نبود یا از       بین ‏رفتن ‏آن‏ شرایط، صلاحیت‏ حکومت نیز از او سلب می‏گردد.

     

    این شرایط که عبارتند از: آگاهی همه جانبه و عمیق نسبت ‏به مقررات اسلامی، داشتن تقوی به‏ عنوان ضامن اجرای احکام دین و رعایت مصالح مسلمین، و شناخت کافی از مصالح اجتماعی و سیاسی، مؤلفه‏هایی هستند که باعث هدایت جامعه اسلامی به سوی سعادت مادی و معنوی خواهند بود.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • دوشنبه 26 تیر 1391

     

    اشاره:

    آنچه در پی می‏آید، حاصل برخی پرسشها و پاسخهایی است که در نشست صمیمی دانش‏جویان بسیجی سراسر کشور دانشگاه های آزاد و دولتی با استاد فرزانه حضرت آیة‏الله مصباح"دام‏ ظله" مطرح شده است. پس از بازنویسی و مختصر تغییراتی به آشنا دیداران تقدیم می‏گردد.

     

    1- ساده‏ترین و روشن‏ترین دلیل عقلی بر ولایت فقیه چیست؟

    اصل تنزل تدریجی

    می‏توان با توجه به یک اصل عقلایی، ولایت فقیه را تبیین کرد و آن این است که اگر امری برای عقلا مطلوب بود، ولی به دلایلی تحقق آن مشکل یا ناممکن گشت، به طور کلی دست از آن بر نمی‏دارند، بلکه مرتبه نازل‏تر آن را انجام می‏دهند و به تعبیر دیگر از اهم دست می‏کشند و به مهم می‏پردازند. آن‏ها در امور مهم نیز این درجه ‏بندی را رعایت می‏کنند. اساسا درجه‏ بندی اهمیت امور به همین منظور است که اگر به دلیل شرایطی امر درجه اول ناممکن یا مشکل شد، امر درجه دوم را جایگزین و بدل آن قرار دهند. این اصل عقلایی را «تنزل تدریجی‏» می‏نامیم که آن را اسلام نیز پذیرفته است. در فقه موارد فراوانی داریم که در آن‏ها این اصل اجرا شده است. برای توضیح این مطلب به دو مثال اکتفا می‏کنیم.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • دوشنبه 26 تیر 1391

    گزینه ولایت فقیه برترین گزینه‏ها، برای حکومت دینی

     

    «ولایت‏» چیست؟

    ولایت واژه‏ای عربی است که از کلمه «ولی‏» گرفته شده است. «ولی‏» در لغت عرب به معنای آمدن چیزی است در پی چیز دیگر، بدون آنکه فاصله‏ای در میان آن دو باشد، که لازمه چنین توالی و ترتبی، قرب و نزدیکی آن دو به یکدیگر است. از این رو این واژه با هیئت‏های مختلف (به فتح و کسر) در معانی «حب و دوستی‏»، «نصرت و یاری‏»، «متابعت و پیروی‏» و «سرپرستی‏» استعمال شده که وجه مشترک همه این معانی همان قرب معنوی است. مقصود از واژه «ولایت‏» در بحث ولایت فقیه، آخرین معنای مذکور یعنی «سرپرستی‏» است.

     

    «فقیه‏» کیست؟

    مقصود از «فقیه‏» در بحث ولایت فقیه، مجتهد جامع‏الشرایط است، نه هر کسی که فقه خوانده باشد. فقیه جامع‏الشرایط باید سه ویژگی داشته باشد تا شایستگی رهبری جامعه اسلامی را احراز کند:

     

    «اجتهاد مطلق‏»، «عدالت مطلق‏» و «قدرت مدیریت و استعداد رهبری‏».یعنی از سویی باید صدر و ساقه اسلام را به طور عمیق و با استدلال و استنباط بشناسد و از سوی دیگر، در تمام زمینه‏ها، حدود و ضوابط الهی را رعایت کند و از هیچ یک تخطی و تخلف ننماید و از سوی سوم، استعداد و توانایی مدیریت و کشورداری و لوازم آن را واجد باشد. 10

     

    در روایات اسلامی نیز اشاراتی به این صفات شده است. امام حسین علیه السلام در نامه‏ای که به مردم کوفه نوشتند فرمودند:

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • لینکدونی

    Page Ranking Tool

    

    آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها