تبلیغات
ولایت فقیه - مطالب ابر پیشینه ولایت فقیه

ولایت فقیه

مبانی حکومت اسلامی شیعی و پاسخ به شبهات ولایت فقیه

پنجشنبه 28 دی 1391

با نگاهی به آثار فقهای برجسته تاریخ تشیع‌

 

با بررسی متون فقهی از دوران غیبت امام‌عصر(عج) تاکنون می‌توان به این نتیجه دست یافت که ولایت فقیه دارای پیشینه و سابقه‌ای طولانی است؛ چنان که حتی می‌توان سابقه آن را پیش از عصر غیبت نیز جستجو کرد.

هر چند عده‌ای، سابقه آن را به دوران مرحوم محقق نراقی نسبت می‌دهند و وی را مبتکر این نظریه می‌دانند، اما با ارزیابی ابواب فقهی موجود در متون فقهی که با دولت و ولایت سیاسی در ارتباط هستند همچون جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نماز جمعه، قضاوت، حدود و...

می توان اذعان کرد که پیشینه نظریه ولایت فقیه به عصر غیبت امام زمان(عج) می‌رسد. حال با این اشاره کوتاه، قصد داریم به پیشینه این نظریه در دوره‌های گذشته و مرور بعضی از متون فقهی برخی از این فقها بپردازیم.

 

ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 19 آبان 1391

     

    آیا بحث ولایت فقیه بعد از انقلاب به وجود آمده و تداوم انقلاب اسلامی بدون آن ممكن نبوده است؟

     

     

    این چنین نیست كه ولایت فقیه بعد از انقلاب به وجود آمده باشد، بحث ولایت فقیه از شروع عصر غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تا به امروز بین فقها مطرح بوده است و مرحوم احمد نراقی از فقهای بزرگ می‌گوید: ولایت فقیه فی‌الجمله بین شیعیان اجماعی است و هیچ یك از فقها فی‌الجمله در ولایت فقیه اشكال نكرده است.[1]

    بنابراین در اصل ولایت فقیه هیچ‌گونه اختلافی نیست ،تنها در محدوده اختیارات ولی فقیه اختلاف نظر وجود دارد. از این رو در عصر غیبت كه از سال 329 هجری قمری آغاز گردیده، ولایت فقیه استمرار امامت شمرده می‌شود و فقیه به عنوان نماینده و جانشین امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رهبری و زعامت جامعه اسلامی را عهده‌دار است. بنابراین نه ولایت فقیه بعد از انقلاب مطرح شد و نه امام خمینی (قدس سره) مبتكر این نظریه بود، بلكه از آغاز غیبت امام زمان(عج) بین فقهای شیعه مطرح بوده است و امام یكی از فقهایی است كه آن را مطرح و البته توفیق اجرای آن داشته اند. برای اثبات قدیم بودن این بحث در اینجا به طور اجمال به نظریات بعضی از فقها اشاره می‌شود.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 16 فروردین 1391

                                      

    بحث ولایت فقیه یكی از پردامنه‌ترین مباحث؛ طی سالیان گذشته محسوب می‌گردد با این حال بررسی در نظرات صاحب نظران برجسته امر فقاهت، بر طرف كننده بسیاری از شبهات خواهد بود. در اینجا برای تبیین مطلب ‌نظرات برخی از فقهای شیعه را در مورد بحث ولایت فقیه بیان می‌نمائیم.

    1 . مرحوم محقق ثانی: این بزرگوار كه به محقق كَركی نیز مشهور می‌باشد در مورد ولایت فقیه می‌گوید:‌ قبول ولایت از طرف عادل دارای استحباب است و اگر الزامی باشد، یا این كه در جریان امر به معروف و نهی از منكر بودن نیاز پیدا شود، گاهی واجب می‌شود.[1] به عبارت دیگر ایشان در رابطه با نماز جمعه و اقامه حدود و سایر موارد همچون اراضی موات، اراضی مفتوحه، امر به معروف و نهی از منكر، نكاح و ارث و... قائل به ثبوت ولایت مطلقه فقیه می‌باشد.

    2 . مرحوم مقدس اردبیلی: در كتاب مجمع‌الفائده و البرهان، ایشان در مسائلی مانند تجهیز میت، برقراری نماز جمعه، نماز میت، ‌تعذیر تارك الصلاة، تصرف خمس، احكام اهل ذمّه، اقامه حدود ولایت بر سفیهان و دیوانگان و ... قائل به ولایت و سرپرستی فقیه می‌باشند البته باید گفت كه ایشان در مواردی مانند اقامه نماز جمعه در زمان غیبت ولو توسط غیر فقیه، قائل به وجوب شده‌اند. همچنین در مواردی كه امر به معروف و نهی از منكر منجر به ضرب و جرح و قتل شود معتقد به وجوب آن می‌باشند؟ هر چند این عمل بدون اذن امام یا فقیه صورت گرفته باشد.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 21 مهر 1391

    در روایات فراوانی که از اهل بیت پیامبر و شخص پیامبر بما رسیده؛ گرچه لفظ ولی فقیه وجود ندارد، ولی مدلول آن هست .مثلا«الفقهاء امناء الرسل ما لم یدخلوا فی الدنیا»[1] .فقیهان امانتداران پیامبران هستند مادامیکه دنیاگرا نشوند. یا «منزلة الفقیة فی هذا الوقت کمنزلة الانبیاء فی بنی اسرائیل»[2] جایگاه فقیه در این زمان چون جایگاه پیامبران است در میان بنی اسرائیل و یا این روایت پیامبر(ص) خداوند خلفای مرا رحمت کند! پرسیدند خلفای شما چه کسانی هستند؟ فرمود: کسانی که پس از من می‌آیند و حدیث و سنت مرا روایت می‌کنند[3] . و از آنجا که پیامبران بر انسانها ولایت دارند، مفهوم ولایت فقیه با توجه به این روایات و ولایت پیامبران و امامان شکل گرفته است.

     

    پی نوشت:

    [1].الکافی، ج1، ص46

    [2].بحار، ج75،  ص346

    [3].الفقیه، ج4 ص 420 ،   و من ألفاظ رسول الله ص الموجزة التی‏...، وسائل‏الشیعة، ج27 ص 91  ، 8- باب وجوب العمل بأحادیث النبی ص و...

     

     

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 19 مهر 1391

    "ولى فقیه" كوفه

    عمار از اولین شاگردان مدرسه فقهى «ارقم‏» و یكى‏از اندیشمندان عمده وابسته به مكتب علوى بود. او در اولین روزهاى‏سال یكم هجرى از طرف پیامبر به لقب «فقیه‏» مفتخر گردید. عمار كه در زمان پیامبر به مردم فتوا مى‏داد، بنا بر عقیده ‏امام على(ع) مؤمنى بود كه استخوانش پر از ایمان شده بود. دیرى نپاییدكه عمار در گرفتن منصب از طرف حكومت «جور» به دو یار دیرین خود حذیفه و سلمان پیوست و آنها توانستند شهروندان تحت امر خود را به  ‏كانون طرفدارى از «ولایت‏» تبدیل كنند. همانطور كه از سال 11 هجرى،‏ستاره اقبال آن كم فروغ شده بود.عمار با وجود افول نظریه ولایت «معصومین‏» جاى استوار و مشخصى را درنظریه «ولایت فقهاء» یافت. در دهه ‏هاى آغازین پس از رحلت پیامبر(ص) عمار تحت نظارت امام زمانش وبا اذن او كارهایى انجام داد كه به «ولایت فقیه‏» به عنوان صورت ‏نازلترى از «ولایت معصومین(ع)» انجامید. اولین عمل عمار در زمینه ‏اثبات «ولایت فقهاء» پذیرفتن ولایت ‏بر كوفه از طرف عمر بود . به‏ نظر او «ولایت فقهاء» بر جامعه باید با اذن امام معصوم(ع) باشد.

     

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 19 مهر 1391

     

    به راستى نمى‏توان تاریخ آغاز نظریه ولایت فقیه را به آسانى تعیین‏كرد. مسلمان ها از همان صدر اسلام با دو مسئله اساسى روبرو بوده‏اند:یكى غیبت پیامبر و عدم حضور ایشان در بسیارى از شهرها و دیگرى نیاز مبرم به احكام و دستورات سیاسى و فردى. بنابراین به افرادى نیازداشته‏اند كه بتوانند دستورات را براى آنها تبیین نمایند، در میان‏آنها قضاوت نمایند و یا بعضا امور سیاسى اجتماعى آنها را سر و سامان‏ بخشند، این مسئله در دوران ائمه معصومین نیز وجود داشته كه تعیین‏فقهایى خاص را مى‏طلبیده است. بعضى از اندیشمندان گرچه به عنوان نظریه‏پردازاختصاصى ولایت فقیه شناخته شده نیستند و (مانند سلمان فارسى)اما از اوایل قرن دوم هجرى، مواضع مشخصى پیرامون ولایت فقیه‏ صدورمى‏یابد كه آنها را آشكارا به عنوان نظریه ولایت فقیه مى‏توان‏بازشناخت.

    رشته‏اى از حركت هاى سیاسى كه به‏ دنبال تجمع در سالن سرپوشیده «بنى ساعده‏» در سال یازدهم هجرى ‏پدیدار شد و در سراسر سده‏هاى اول ادامه داشت را باید به عنوان‏ مهمترین عامل در پیدایش نظریه ولایت فقها بر جامعه به شمار آورد.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 23 شهریور 1391

    هر یك از این دو كلمه ولایت و فقیه به طور جداگانه در متون فقهی قدیمی و روایات به كار رفته اند و ریشه در صدر اسلام دارند; اما كاربرد آن به صورت لفظ مركّب (ولایت فقیه) طبق برخی نظریات، به زمان مرحوم وحید بهبهانی باز می گردد; زیرا «پس از احیای مجدّد فقه اجتهادی توسط وحید بهبهانی (متوفای 1208) تحوّلی در فقه سیاسی نیز به وجود آمد و فقها با طرح مسئله ولایت فقیه، مباحث فقه سیاسی را بر محور این اصل داده (داده اند)... گرچه اصل بحث ولایت فقیه تازگی نداشت و فقهای گذشته نیز تحت عنوان ولایات از ولایت فقیه بحث می كرده اند، اما آن چه كه تازگی داشت، تمركز بحث های فقه سیاسی و توسعه و تعمیق آن تحت عنوان ولایت فقیه بود.»[1] مرحوم شهید ثانی، صاحب مسالك نیز این لفظ مركب را به كار برده است كه شاید بتوان گفت قدیمی ترین كاربرد این واژه ی مركب در فقه شیعه به شمار می آید. ایشان در موضوع «الغیبة» مطالبی را بیان داشته تا آن جا كه می فرماید: «... اِلی اَن یتجدّد الامام اللاّحق نواب فتعطل المصالح و الاظهر هوالاوّل و قد یقدح هذا فی ولایة الفقیه حال الغیبة...».[2]

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • یکشنبه 19 شهریور 1391

    فقدان اعمال ولیفقیه در جامعه به دو صورت زیر قابل تصور است:

    1. اصلاً در میان افراد جامعه فقیه نباشد، كه عهده دار ولایت شود. كه این فرض در مسأله ما جریان ندارد.

    2. فقیه باشد، ولی بسطید نداشته باشد یعنی به واسطه سلطهی ستمگران و ظالمین دست فقیه باز نباشد. در چنین شرایطی ولایت فقیه ثابت است، اما بدلیل وجود مانع و فراهم نبودن شرایط، امكان اعمال آن وجود نداشته است و این امر ضرری به ولایت فقیه نمی زند، چه اینكه ولی فقیه مشروعیت خود را از ناحیه خداوند می گیرد و تحقق عینی آن وابسته به وجود شرایط و انتخاب مردم است و اگر شرایط فراهم نباشد یا مردم به ولایت او اتفاق نكنند و زمینه تحقق آن را فراهم نكنند ولایت فقیه از بین نمی رود و مشروعیت خود را از دست نمی دهد بلكه تنها تحقق پیدا نمی كند و هر زمان كه این موانع از بین رفته و شرایط لازم فراهم گردد و مقبولیت مردمی ایجاد شود ولایت فقیه عینیت پیدا می كند. وضع جامعه اسلامی از زمان معصومین تا حال نوعاًَ این گونه بوده است كه فقهای بزرگی در هر عصری بودهاند ولی دستشان باز نبوده است، تا اعمال ولایت بكنند، و عمده علت باز نبودن دست فقهاء در طول تاریخ هم آماده نبودن جامعه و ناآگاهی ملت مسلمان بوده است.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • شنبه 18 شهریور 1391

    مبحث نظریه ولایت فقیه به دورانی بر می گردد كه فقه شیعه از حالت پراكندگی به صورت دسته بندی شده درآمد و احكام مربوط به هر بابی در جای مناسب خودش قرار گرفت. بیش از یازده قرن است كه فقه امامیه به صورت تبویب و منسجم درآمده است. مسأله ولایت فقیه اگرچه یك مسئله كلامی است ولی جنبه فقهی آن موجب گردیده، تا فقهاء از روز اول در ابواب مختلف فقهی از آن بحث كنند و موضوع ولایت فقیه را در مسایلی از قبیل: جهاد، تقسیم غنائم، خمس، اخذ و توزیع زكات، سرپرستی اطفال، اموال محجور وشخص غائب، در باب امر به معروف و نهی از منكر، حدود، قصاص، تعزیرات و مطلق اجرای احكام انتظامی اسلامی مورد بحث قرار دهند.[1]

    در طول تاریخ فقاهت شیعه پیوسته این مسئله مورد بحث و دقت نظریه فقهاء بوده است و اصل پذیرش ولایت در میان فقهاء جای هیچ گونه سخنی نبوده و همگی آن را پذیرفته اند و اخیراً این مساله از این جهت مورد تردید قرار گرفته كه آیا ثبوت ولایت از راه امور حسبیه و یك تكلیف شرعی است، یا آن كه یك منصب الهی است و به عنوان نیابت از مقام ولایت كبری می باشد.[2]

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • لینکدونی

    Page Ranking Tool

    

    آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها